آخرین خبرها
خانه / اسلایدر / برگی از تاریخ سینمای ایران- استان مرکزی

برگی از تاریخ سینمای ایران- استان مرکزی

3897_634787142265836328_l-290x180

سعید رجبی فروتن را از سال های 1368 از انجمن سینمای جوانان اراک به خاطر داریم. انسان پر تلاشی که طاقت ماندن در فضای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اراک آن زمان را نداشت. از اراک رفت ولی همیشه با هنرمندانی که او را می دیدند آشنا ماند. این نوشته حاصل قلم اوست که به پاس خاطراتی که از او داریم در این صفحه قرار می دهم. این مطلب از وب سایت روزانه های سینما برداشت شده است.

برگی از تاریخ سینمای ایران- استان مرکزی

 

“آنچه می خوانید حاصل تحقیقات چندین ساله نگارنده در باره تاریخ سینما در استان مرکزی است. این پژوهش که برای اولین بار به مناسبت “روز ملی سینما “منتشر می شود، بی شک با نقائص اسنادی و اطلاعاتی زیادی همراه است که جز به مدد اهالی فرهنگ دوست استان مرکزی برطرف نخواهد شد. بی شک همه کسانی که در یکی از شهرهای استان مرکزی متولد شده و یا در آنها سکونت داشته و از تحولات سینما در شهر زادگاه و محل سکونت شان اطلاع کاملتر و درست تری داشته باشند، می توانند این مختصر را کامل کنند. پیشاپیش از اظهار نظر علاقمندان سپاسگزارم. هر گونه استفاده و بهره برداری برای ساخت فیلم مستند و یا برنامه تلویزیونی بر اساس این پژوهش بدون کسب اجازه رسمی از نویسنده ممنوع است.” سعید رجبی فروتن

پیشینه سینما در استان مرکزی

سینما در اراک

به ظن قوی، افتتاح نخستین سالن سینما در اراک موسوم به سینما آریان یا برق به سالهای اولیّه دهه دوم قرن حاضر یعنی در حد فاصل سال های 1311 و 1312 مربوط می شود و به خلاف ادعای نویسنده ی مقاله ی تاریخچه سینما در اراک ( مرید میرقائد، فصل نامه راه دانش، شماره 2-1) ، هیچگاه به اعتبار سال تولید فیلم هایی که اوراق و نمونه اعلان آنها در سالن سینما آریان ( برق ) موجود می باشد نمی توان به سال تاسیس آن سینما رأی داد . زیرا بسیاری از فیلم ها ، سال ها پس از ساخت در نقاط دیگر به نمایش در می آیند .

به عنوان مثال فیلم ایرانی دختر لر در سال 1312 در سینماهای تهران به نمایش عمومی گذاشته شد ولی چهار سال بعد یعنی در بهار سال 1316 شمسی در سینما آریان مورد توجه تماشاچیان قرار گرفت .

همچنین از آنجا که سینما در نخستین سال های فعالیت ، بینندگان خود را از قشر خواص و تحصیل کرده می جست ؛ احتمال می رود بانی نخستین سینمای اراک با مشاهده ی انتشار نشریه نامه ی عراق ( سه شماره در هفته ) از وجود جمعیتی متفکر منوّرالفکر و باسواد در اراک و خواهان دستیابی به مظاهر ترقی و تمدن غربی ، اطمینان حاصل کرده و صفحات روزنامه را نیز به عنوان بهترین وسیله ی ارتباطی و تبلیغی با قشر مذکور به حساب آورده باشد .

چاپ نمونه آگهی فیلم سینما آریان در نشریه نامه ی عراق و همچنین برگزاری جشن اولین سالگرد انتشار نامه ی عراق در اسفند ماه 1313 شمسی در سالن سینما ، مؤید حسن ارتباط دو رسانه ی یاد شده در نخستین سال های حیات و ابراز وجود آن ها در جامعه شبه شهری اراک آن روز است .

با این وصف ، از آن جا که نامه ی عراق از اسفند سال 1312 شمسی انتشار خود را آغاز کرد ؛ محتمل است که نمایش فیلم در سالن برق نیز پس از این تاریخ صورت گرفته باشد . همچنین سینمایی با همین نام در محل سر پل امیر بهادر در تهران به سال 1311 شمسی آغاز به کار کرد و بعید نمی نماید که ایرمانوف ( موسس روسی سینما آریان ) نام سینمای خود را به تقلید از سینمای یاد شده انتخاب کرده باشد .

نکته حائز اهمیت درباره ی تأسیس سینما در اراک ، ساخت آن در جوار کارخانه برق و در زمینی که متعلق به صاحبان و شرکای کارخانه برق اراک بوده ؛ می باشد . در میان این عده احتمالا ، جمعی از سرمایه داران و صاحب منصبان ( که بعد از ترویج برنامه های مدرنیزاسیون رضاخانی، نقش فعالی در تعیین سرنوشت شهر به عهده گرفتند ) با علاقه ی شخصی، مشوق و حامی ایرمانوف در وارد کردن پدیده ی سینماتوگراف بوده اند تا آنان نیز نظیر همتایان مرفه و روشنفکر خود در پایتخت، امکان تماشای فیلم های سینمایی این پدیده شگفت قرن را داشته باشند .

وجیه الله عباسی، یکی از مدیران قدیمی سینماهای اراک در این باره اظهار می دارد : ” بعدها بر سر مسئله واگذاری زمین سینما به صاحب سینما، بین شرکا به خاطر تعصبات مذهبی اقلیتی از آنها، اختلاف درگرفت . ” خواننده گرامی باید از نام و مذهب مؤسس اولین سینما در اراک، دریافته باشد که همانند تهران به دلیل حرمت سینما در بین اقشار مذهبی و تنفر و انزجار علمای مذهبی از سینما به عنوان مروج فحشا و بی بند و باری، یک ارمنی مهاجر با ملاحظه وضعیت سیاسی – اجتماعی عراق عجم آن روز، زمینه را برای راه اندازی سینما مناسب دیده و همان طور که در سطور پیشین نیز گفته شد؛ حمایت رهبران بانفوذ محلی از وی، استقرار سینما درست در جنب کارخانه برق که همان رهبران، آن را در اختیار داشتند، نزدیکی سینما به محل سکونت اقلیت های دینی ( ارمنی و کلیمی )، ضعف بنیادهای مذهبی آن روز جامعه اراک به دلیل مهاجرت آیات عظام به قم در اوایل قرن، دگرگونی وسیع در سیمای شهر اراک به تبع سیاست مدرنیزه کردن کالبد شهرهای کشور از رهگذر اقدامات دکتر شیخ، حد فاصل سال های 1307 تا 1310 شمسی و سرانجام تحرک و فعالیت های فرهنگی فارغ التحصیلان و دبیران غرب گرای مدرسه صمصامیه ، بدون تردید مجموعه عواملی بودند که به ایرمانوف در بدو ورودش به اراک ( سلطان آباد عراق ) اطمینان خاطر بخشیده اند .

آقای پهلوانیان در کتاب “ارامنه ایران (از سال 1941 الی 1979)” که به زبان ارمنی و در ایروان چاپ گردیده است در خصوص ارامنه اراک می نویسد:

“ارامنه بین سال های 1902 تا 1903 به اراک آمدند و در آن زمان بازرگانان ارامنه، در اراک کارگاه های قالی بافی و مراکز تجاری دایر کردند و چهار منطقه بوده و این ارامنه از همین چهار منطقه ارمنی نشین اطراف اراک به نام های کزّاز، کمره، بُربُرود و جاپلق و تعدادی نیز از جلفای اصفهان بوده اند که نزد بازرگانان جهت کار می آمدند و به همین دلیل، روز به روز بر جمعیت آنان افزوده شد. لذا می توان گفت ارامنه اراک از سه حوزه به این شهر مهاجرت کرده اند:

1- ارامنه شهرستان های اطراف اراک که عمدتاً کارکنان شرکت های فرش بافی را تشکیل می دادند.

2- ارامنه اصفهان که به عنوان منشی و حسابدار فعالیت می کرده اند.

3- ارامنه ترکیه و ارمنستان که به عنوان بازرگانان عمده و تجار و صاحبان کارگاه های بزرگ قالی بافی به اراک آمده بودند.

از سوی دیگر، نقش فعال مسیونرهای مذهبی، تشکیلات ماسونی و محافل بهائیت، در هدایت و اداره اماکنی فرهنگی از نوع غربی آن، بی تاثیر نبوده است . همچنین فعالیت کنسولگری انگلیس و کمپانی های انگلیسی در اراک در مدتی قریب به ربع قرن، قطعا در پرورش چهره ها و کانون های وابسته به استعمار پیر و تبلیغ فرهنگ غربی حائز اهمیت می باشد .

در بی تفاوتی جامعه مذهبی آن روز اراک به این واقعه فرهنگی و معارض با ارزش های دینی و ملی، همین بس که مرحوم استاد ابراهیم دهگان، پدر تاریخ اراک در کتاب فهرست وقایع اراک و سایر مقالات محققانه خود درباره ی تاریخ شهر اراک، هیچ اشاره ای به تأسیس سینما و ماجراهای مربوط بدان ندارد و با سکوت سنگین خود، هیچ مدرک مستند مکتوبی را درباره این پدیده در اختیار جستجوگر امروزی قرار نمی دهد .

به هر حال بهای بلیط سینما آریان دو شاهی بود و صاحب آن برای جلب مردم ، هرچند وقت یکبار ، دانش آموزان مدارس را مجانی به سینما دعوت می کرد . اما هیچ کدام از این اقدامات مؤثر واقع نشد و این سینما بعد از چند سال فعالیت، در حوالی سال 1317 تعطیل گردید. گفتنی است که چون در آن زمان در اراک به جز این سینما، سالن سرپوشیده ی دیگری وجود نداشت ؛ گاه و بی گاه سالن این سینما برای برگزاری امتحانات دانش آموزان، جشن ها و گردهمایی های رسمی ادارات مورد استفاده قرار می گرفت .

برگ هایی از تاریخ

در ادامه مقاله به نقل از مطالب نامه عراق اتفاقات جالب توجه در سینما آریان را بررسی می کنیم :

تخفیف برای محصلین

متن یک خبر برای تشویق دانش آموزان برای رفتن به سینما در روزنامه شماره 189 مورخ 6 شهریور 1314 :

” نظر به اینکه فیلم محاصره دریایی که فعلا سینما آریان در معرض نمایش می گذارد ، اخلاقی است و محصلین می توانند از تماشای آن استفاده نمایند ؛ قیمت بلیط امشب ، جمعه به نیم ریال مقرر شد . “

سینمای خالی از تماشاچی

نامه عراق در سرمقاله 15 خرداد 1314 و شماره 155 خود از عدم استقبال مردم اراک از سینمای کوچک شهرشان انتقاد کرده و می نویسد :

” شهری که تقریبا در مرکز مملکت شرقی ایران واقع است . شهری که کانون تجارت ایران به شمار می رود و یک سالن کوچک سینما دارد که آن هم هر شب خالی از جمعیت تماشاچی است . با دادن یک ریال ممکن است هم کسب فضایل بکنید و هم روح را از خسگی روزانه نجات دهید . “

مقاله پس از ذکر مطلبی در باره ی تأثیر مشابه فیلم و کتاب بر مخاطب، می افزاید :

” باید گفت مدیران سینما و تئاتر لازم است حتی الامکان از نمایش فیلم ها و پیس های منافی اخلاق خودداری نمایند . باید فیلم های اخلاقی و مفید را به معرض نمایش گذارد تا بدین وسیله در روحیات جامعه تأثیر نماید . “

نمایش فیلم به عنوان چاشنی برنامه های رسمی

همزمان با تبلیغات گسترده رژیم برای کشف حجاب زنان مسلمان ، دستور تشکیل اجتماعات فرمایشی در شهرهای کشور صادر می شود . در اراک به خاطر فقدان سالن اجتماعات رسمی ، سینما آریان ، محل برگزاری جلسات صنوف مختلف برای توجیه و حمایت از سیاست خائنانه رضاشاه ، انتخاب می گردد و حضار پس از استماع نطق سخنگویان ، به تماشای فیلم مفتخر می گردند :

” آقای مدعی العموم نطق جاذب و مفصلی مبنی بر محسنات و مزایای کشف حجاب و نصایح به بانوان و تشکر از زحمات آقای رئیس شهربانی که با متانت فوق العاده در این راه سعی وافی مبذول داشته و قدردانی از زحمات آقایان گاراژدارها ایراد و پس از تماشای فیلم چند پرده سینما، ساعت 9 بعدازظهر، مجلس به دعای ذات مقدس شاهانه خاتمه پذیرفت. ” [ نامه ی عراق ، شماره 250 ، 7 بهمن 1314 ]

نمایش فیلم های گزارشی در سینما

” از چندی پیش، اعضای انجمن تربیت بدنی عراق در نظر داشتند فیلم تشریف فرمایی اعلی حضرت همایونی به ترکیه را به انضمام فیلم سان جلالیه به منفعت انجمن نامبرده، در سینما آریان به معرض مشاهده و استفاده قرار داده … فیلم نامبرده را که فوائد و محاسن آن از عهده ی توصیف خارج است، از شب چهارشنبه، متوالیا چند شب به معرض تماشای عمومی قرار دهند . بدیهی است علاقه مندان به عظمت کشور از این پیش آمد، استفاده کرده و در خرید بلیط از یکدیگر سبقت خواهند جست . ” [ نامه ی عراق ، شماره 479 ، 15 اسفند 1316 ]

اولین نقد فیلم

اسماعیل فردوس فراهانی از نویسندگان فعال نامه ی عراق در اولین دهه انتشار آن، طی 7 شماره با عنوان ” بدرقه راه دختر لر ” مطلب مستوفایی را در تعریف و تمجید از نخستین فیلم ناطق ایرانی به رشته تحریر درآورد و با توجه به استقبال خوب مردم از این فیلم که تا حدی به اعتبار ناطق بودن آن مربوط می شد، کند و کاوی را در مضمون قصه آن صورت داد و به تحولات سیاسی – اجتماعی عصر رضاخان که به زعم نویسنده به آینده ای سعادت آمیز نوید می داد؛ مرتب گریز زده، می نویسد :

” این فیلم، خودش به خودی خود هم تماشا و هم پاسبان و هم ضامن وضع تماشاخانه است . چه به حدی جذاب است و حواس افراد تماشاچیان را به خود معطوف و مشغول می دارد که احدی حال و مجال پاره ای تعرضات یا بعضی جلافت های واقعه در این گونه اماکن را ندارد . “

خاطر نشان می سازد رفتار بد بعضی از تماشاچیان، حین نمایش فیلم در سینما آریان و انجام اعمال شنیع نظیر مشروب خواری، همواره مورد انتقاد نویسندگان نامه ی عراق بود .

اجرای تئاتر در سینما

حضور ارامنه در اراک، قبح پاره ای از فعایت های هنری از جمله تئاترهای مختلط و حضور همزمان زن و مرد در صحنه را ، به مرور از میان می برد .

هنرنمایی مردان و زنان ارامنه در عرصه تئاتر و سینما و همزمان با آن، دستور کشف حجاب از جانب رضاخان، برنامه ای از پیش طراحی شده بود که تحریک جوانان مسلمان را برای حضور در عرصه و میادین هنر، هدف قرار داده بود . اجرای نمایش توسط زوج هنری مسیو طاشیچیان و خانمش با جوانان ارامنه در سینما آریان، از جمله این برنامه ها بود که خبر آن در نامه ی عراق مورخ 22 خرداد 1316، درج گردید .

سال های رکود سینما

از سال 1317 به تدریج سینما آریان در محاق تعطیلی قرار می گیرد و تنها استفاده ای که گهگاه از آن به عمل می آید، برگزاری اجتماعات و مجالس سخنرانی است . این وضع تا افتتاح دومین سینما در اراک در نیمه ی دوم دهه 20 ادامه می یابد. نمونه ای از رنجش خاطر نویسندگان نامه ی عراق از وضعیت سینما را می خوانیم :

” اگر بگوییم ما مردم اراک دارای حس نشاط نیستیم، سخن به اغراق نگفته ایم . برای اینکه از اجتماعات و مجالس عیش و سرور برکناریم؛ برای اینکه سینما، کنسرت، باشگاه، تفریحگاه و … نداریم و حتی درصدد تهیه آنها نیستیم . ” [ نامه ی اراک ( نامه ی عراق پیشین ) ، 15 دی ماه 1317 ]

” آرزو دارم در این شهر اراک، همه روزه پس از انجام مشاغل سنگین جاری و اداری و وظیفه یکنواخت و خسته کننده اداری، پس از استماع صدای روح نواز ناقوس مفرح ( زنگ تفریح ) وقتی که از اداره بیرون می آیم متحیر نمانم که اگر نخواهم به منزل بروم، کجا بروم و چکار کنم ؟! بحمدالله، یک سینما هم که شهرمان داشت به واسطه بی علاقگی و بی توجهی اهالی درش بسته شد . ” [ نامه ی اراک ، 27 دی ماه 1317 ]

” وضع ناگوار زندگی مردم، نبودن برق و بی آبی، سه عیب بزرگ اجتماعی ما و هرکدام به تنهایی کافی است که شهر اراک را از ردیف شهرستان های خوب کشور خارج و به صورت دهکده ی کوچکی جلوه دهد .

مهمان خانه آبرومند و حسابی که نیست، سینما که نداریم، کلوپ ورزشی و قرائت خانه عمومی که وجود ندارد. ” [ نامه ی اراک، 24 اردیبهشت 1317 ]

با تعطیل شدن تنها سینمای اراک، سروکله ” شهر فرنگی ها ” در اراک پیدا می شود و این جماعت برای رفع عطش علاقه مندان به سینما، برای دقایقی کوتاه تصاویر متحرکی را با بوق و کرنای خود به نمایش درمی آوردند .

” وقتی یک شاهی به مدیر این سینمای کوچک می رسد، فوری دستگاه ها به کار می افتند. ولی نباید فراموش کرد که بیش از دو نفر مشتری نمی تواند بپذیرد. این سینما ناطق نیست . اما در عوض، هم اینکه مشتری چشم را به روزنه ی آن ها نهاد، لوله ی عکس به حرکت درآمده و مدیر سینما با آب و تاب زیادی در اطراف آن شرح جامع و مبسوطی قرائت می کند .

در شهری که با این جمعیت و رونق، یک سینما وجود نداشته باشد، این هم غنیمت است. ” [ نامه ی اراک ، 14 شهریور 1319 ]

ناگفته نماند که به تصریح مسعود مهرابی مورخ ” سینمای ایران از آغاز تا سال 57 ” سال های 1315 تا 1327 سال های سکوت سینمای ایران، در یکی از پرتلاطم ترین دوران های تاریخ سیاسی جهان بود .

در این فاصله، کمپانی های فیلم سازی خارجی به یاری سینماداران سود طلب، نفوذ خود را در ایران افزایش دادند . با شروع جنگ جهانی دوم که ناامنی و بی ثباتی و فقر به همراه آورد، دست زدن به تولید فیلم در ایران کاری بس دشوار و پرمخاطره بود و کمتر کسی پیدا می شد که در این زمینه سرمایه گذاری کند . “

همچنین اوضاع اجتماعی و اقتصادی اراک به دلیل حضور نظامیان متجاوز، در فاصله سال های 20 تا 24 شمسی مقارن جنگ جهانی دوم آنقدر تلخ و اسفبار است که تأثیرات مخرب آن تا سال های زیادی، بنیان های اخلاقی شهر را دستخوش ناملایمات فراوان می کند. شیوع فقر و انواع بیماری ها، ناتوانی دستگاه ها در اداره امور شهر بویژه در بعد خدمات رسانی ، گسترش اماکن فساد و دیگر بلایای ناشی از اشغال ایران و ضعف و وابستگی دولتمردان ایران ، گذران یک زندگی عادی و بی دغدغه را برای مردم ناممکن می کند. متفقین، سرمست از پیروزی های به دست آمده و غارت اموال و هستی کشور، برخوردهای حقارت آمیزی با مردم می کنند و شب ها برای خوشگذرانی خود و لابد تسکین آلام مردم مصیبت دیده و سرگرم ساختن آن ها و انحراف افکار از هرگونه عملیات ایذایی و خرابکاری بر علیه خود، بساط نمایش فیلم را در نقاط مختلف شهر راه می اندازند.

گام دوم

اُکسن عجمیان و برادرش خسرو شایانیان که از مهاجرین بلشویک روسی بودند، با بهبود نسبی وضعیت سیاسی – اجتماعی ایران در اواخر دهه بیست، با خرید بخشی از تجهیزات قابل استفاده سینما آریان، سنگ بنای سینمای تازه ای را با نام سینما اراک در محل فعلی پاساژ امیرکبیر گذاردند. علت تغییر مکان سینما، دوری از صدای مزاحم موتورهای مولد برق و نزدیک تر شدن به میدان اصلی و مرکزی شهر بود. این سینما که در روز 17 دی ماه 1318 و با نمایش یکی از فیلم های تارزان افتتاح شد، دارای یک آپارات نمایش بود . صندلی نداشت و تماشاگران به ناچار از خرک و نیمکت استفاده می کردند. فیلم های این سینما نیز تا سال ها صامت یا به زبان اصلی بود و یک نفر را برای دیلماج(ترجمه) استخدام کرده بودند. این شخص که شوقی نام داشت، برداشت خود را از صحنه ها، با صدای بلند برای تماشاگران بازگو می نمود و وقتی خسته می شد، توسط گرامافون برای حاضران، موسیقی پخش می کرد. معمولا این موسیقی هیچ ربطی به صحنه های فیلم نداشت. نکته جالب این که بعد از ناطق شدن فیلم ها و رواج دوبله، آقای شوقی به سمت رئیس کمیسیون نظارت بر فیلم ها منصوب شد و تا سال ها عهده دار این سمت بود ایشان درباره آن سال ها گفته است :

” … خاطره زیاد است. بعضی خوش بعضی هم ناخوش. برای نمونه؛ چون در آن سال ها بلندگو نبود، من هرچه در توان داشتم در گلو جمع می کردم و برای تماشاگران، صحنه ها را شرح می دادم؛ اما همهمه آن قدر زیاد بود که صدایم در میان جار و جنجال گم می شد. توی آن شلوغی می نشستم و برای حاضران موسیقی پخش می کردم. “

اولین فیلم دوبله شده در این سینما، ریبلاس نام داشت. ناگفته نماند که چون صاحبان سینما اراک ارمنی بودند، این سینما به سینما مسیو معروف شده بود. (هنوز هم اراکی ها قدیمی به همین نام از آن یاد می کنند)

یکی از همین مسیوها، روی آنونس هایی که در این سینما نمایش می دادند؛ صدا گذاشت. تعریف و تمجیدهای مسیو از فیلم و بازیگرانش، از بلندگوها پخش می شد. خلاصه لهجه ی دلنشین او را تمامی علاقه مندان سینما در این شهر، خوب می شناختند. قیمت بلیط های سینما اراک از ده شاهی شروع شد و به ترتیب به یک ریال، سی شاهی، شش ده و پانزده ریال نیز رسید .

سینما موسیو در اوایل دهه ی پنجاه پس از یک تعطیلی نسبتاً طولانی بازسازی شد و با نام سینما دیانا فعالیت خود را از سر گرفت. اما عمر این دوره نیز چندان نپایید و مالک جدید سینما (محسن سیفی)، با اخذ مجوز تغییر کاربری سینما، پرونده آن را برای همیشه بست.

سال های 1344 – 1320 همزمان با جنگ دوم جهانی، آمریکایی های مقیم اراک، یک سینمای اختصاصی در محل فعلی باشگاه راه آهن تأسیس نمودند و بعضی مواقع نیز از مقام های شهری و افراد متنفذ محلی، برای دیدن فیلم و کنسرت دعوت به عمل می آوردند. این سینما در طول عمر کوتاه فعالیت خود، بارها شاهد حضور خوانندگان و بازیگران آمریکایی، مانند نلسون ادی – بازیگر مشهور آن زمان – بود. در همین زمان، انگلیسی ها و هندی ها نیز سینماهای اختصاصی داشتند و شب های دوشنبه و جمعه دریک زمین پهناور ( مقابل استانداری فعلی ) – که متعلق به شخصی به نام آقاجان ارمنی بود – جمع می شدند و پرده ای سفید در میان این زمین می آویختند و به تماشای فیلم می نشستند. بهره ی اراکی ها از این سینما، فقط این بود که از پشت پرده نازک، شبحی از فیلم را ببینند. این سینماها با خروج قوای متفقین از ایران تعطیل شدند .

در سال 1337 شمسی در ضلع شرقی میدان مرکزی(باغ ملی)، سینما ایران توسط عزیزالله کردوانی و امین امینی ، صاحبان استودیو عصرطلایی، در اراک ساخته و با نمایش فیلم دختر لر ، افتتاح شد. چون این دو تن از دست اندرکاران سینما در پایتخت بودند؛ خیلی زود کارشان رونق گرفت و همان گونه که گفته شد باعث کسادی کار سینما اراک شدند .

این سینما بعد از چندی، ابتدا در برابر تعداد معتنابهی فیلم و مقداری پول به شرکت پخش خاورمیانه و بعد از چند سال به شخص دیگری به نام امیرقلی دهش (صاحب دفتر پخش فیلم دسافیلم در تهران) فروخته شد. وی سال 1303 در اصفهان به دنیا آمد. دهش در جوانی به همراه شرکایش پطروسیان، کارفرما و حکمت پناه سینما پالاس اصفهان را اداره می کرد. او در اوایل دهه 40 با گنجی زاده مشترکا سینما ایران را از کردوانی خریداری کرد. چند سال بعد دهش با مهاجرت به تهران و تأسیس یک دفتر پخش فیلم، فعالیتهایش را در سینما گسترش داد. صاحب جدید سینما تصمیم گرفت که آن را به صورتی مدرن تجهیز نماید. سقف آن را دو متر بالا برد و دیوارهای جانبی را به جای گونی با آکوستیک پوشاند، بخاری های چوب سوز را به دستگاه حرارت مرکزی مبدل کرد. پنکه های دیواری را برداشته و به جای آنها کولر نصب نمود. صندلی ها را نیز نیمه مبله ساخت. بعد از این تعمیرات، سینما ایران به کاپری تغییر نام داد و با نمایش فیلم بانکوک، فعالیت خود را از سر گرفت. این سینما که 400 تا 500 نفر گنجایش دارد، در زمان انقلاب تعطیل شد و بعد از انقلاب با نمایش فیلم هاملت و نام جدید آزادی شروع به کار کرد.

سینما آزادی در سال های 72 و 73 پس از بازسازی اساسی، به سینما عصر جدید تغییر نام داد و با دو سالن نمایش فیلم به ظرفیت 350 و 90 نفر، توسط مالک وقت، آقای بلوریان (صاحب دفتر پخش فیلم لاله) به کار خود ادامه داد. پس از مدتی این سینما به تملک آقایان سید محمد قاضی (فیلمبردار و کارگردان سینمای ایران) و زلفعلی درآمد. در حال حاضر اقای زلفعلی سهام تمام سینماست و قصد دارد با خرید ملک پشت سینما در سال 1393 سینما را تخریب و به یک مجتمع سینمایی – تجاری مبدل کند.

در سال 1339سینما دنیا در ضلع غربی میدان مرکزی شهر، توسط برادران سیفی ساخته شد. این سینما با ظرفیت 700 نفر و با نمایش فیلم میهن پرستان، افتتاح شد و صاحب این سینما بعد از چند سال، در بالای این سینما، سینمای دیگری به نام دیاموند ساخت که در ابتدا به صورت تابستانی کار خود را آغاز کرد و سپس مسقف شد. با اعلام ایرادات و نواقص فنی و ایمنی این سالن جدید بعد از دو تا سه سال تعطیل و در اوایل دهه 50 به فروشگاه بزرگ شهر ما تبدیل شد. این فروشگاه هم، پس از چندی تعطیل گردید.

در این سال ها، صاحبان سینماها برای آنکه تماشاگران بیشتری را به سالن ها بکشانند و سود بیشتری ببرند؛ هرچند وقت یکبار با دعوت یکی از بازیگران معروف، به بازار خود، رونق بیشتری می دادند. سینما دنیا بعد از سه سال، دستخوش تعمیرات اساسی شد و به فرهنگ تغییر نام یافت. در برنامه افتتاحیه سینما، فیلم عملیات مرداب به نمایش درآمد. قبل از بازسازی سینما عصرجدید در دهه های 60 و 70، سینما فرهنگ یکی از پررونق ترین سینماهای استان و کشور بود. احسان بیات از قدیمی ترین مدیران سینما در اراک بیش از 30 سال است که سینما فرهنگ را به خوبی اداره می کند و تلاش او برای متقاعد کردن مالکان سینما برای بازسازی اساسی سینما به نتیجه ای نیانجامیده است.

در سال 1349 که صاحبان سینما کاپری، بازار را گرم دیدند؛ ساختن سینمای بزرگ و مجهز قصر طلایی را با گنجایش هزار نفر آغاز کردند. این سینما که مجهز به پرده عریض و صدای استریوفونیک بود، در ردیف یکی از سینماهای خوب آن زمان ایران به شمار می آمد. امیر قلی دهش در ساخت این سینما از کمک های فکری دوست ارمنی خود رابرت اکهارت (منتقد سینما) بهره های زیادی برد. بدین ترتیب بار دیگر ارامنه نقش خود را برای توسعه سالن های سینما در اراک ایفا کردند.

سینما قصر طلایی در سال 1350 با نمایش فیلم قلعه عقاب ها افتتاح شد. فیلم سه بعدی حباب نیز در این سینما به نمایش گذاشته شد و مورد استقبال نسبتا خوبی قرار گرفت. این سینما در سال 1370 توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خریداری و اندکی بازسازی شد. تغییر مالکیت سینما باعث وقفه های زیادی در فعالیت سینما گشت. این سینما پس از آنکه مدتی به صورت اجاره در اختیار انجمن سینمای جوانان اراک قرار گرفت ؛ از سال 1383 به دلیل آنکه ادره کل ارشاد به طور قانونی نمی توانست راساً از محل سینما کسب درآمد کند ، برای همیشه در محاق تعطیلی قرار گرفت و پس از سه دهه فعالیت به کار خود پایان داد . در سال های اخیر سینمای سابق به مجتمع فرهنگی ستارگان تغییر کاربری یافته و در آن کنسرت های موسیقی برگزار می شود.

از اوایل دهه هفتاد از طبقات فوقانی این سینما به عنوان محل استقرار واحدها و انجمن های هنری و ادبی اداره کل ارشاد استان استفاده به عمل آمد و در حال حاضر محل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی اراک است .

بعد از 1350 سه سینمای دیگر در اراک تأسیس شد که هر سه در شهرصنعتی قرار داشتند و بیشتر کارکنان مراکز صنعتی از این سینماها استفاده می کردند. یکی از این سه سینما تابستانی بود و گنجایش 600 تماشاگر را داشت که در سال 1357 تعطیل شد و دیگر اقدامی برای بازسازی آن انجام نگرفت . با شروع کار سینمای تابستانی شهرصنعتی، سینمای سرپوشیده و مدرن دیگری در سال 1356 ساخته شد که به سینما شهر صنعتی شهرت یافت. این سینما در سال 1360 با نمایش فیلم اعدامی و با نام سینمای شهرصنعتی شروع به کار کرد. این سینما که گنجایش 360 تماشاگر را داشت، تمام مبله و بسیار مدرن و مجهز بود. این سینما پس از وقفه های طولانی در فعالیت خود، سرانجام پس از تعطیلات ماه محرم 1373 برای همیشه به کارش پایان داد.

سینما در شهرهای استان

قبل از اینکه به تاریخچه احداث سینما در سایر شهرهای استان مرکزی بپردازیم؛ ذکر این نکته به عنوان مقدمه حائز اهمیت است که دراوایل دهه هفتاد به موجب سیاست های وضع شده توسط معاونت امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و در پی آغاز به کار مرکز احداث و توسعه سالن های سینما در کشور، این امکان فراهم شد که داوطلبان تأسیس سینما با استفاده از وام موسوم به تبصره 3 قانون بودجه سنواتی کشور که بخشی از کارمزد بانکی آن را دولت متقبل می شدT به ساخت سینما روی آوردند. سازندگان از امتیاز احداث واحدهای تجاری در جوار سالن سینما بدون پرداخت هزینه به شهرداری بهره مند شدند تا از آن به عنوان یک مزیت و ارزش اقتصادی، سود جویند .

علیرغم استقبال خوب متقاضیان و مسئولان ذیربط متأسفانه گذشت فقط پنج سال از اجرای این طرح ثابت کرد که مطالعات کارشناسی لازم برای انجام آن صورت نگرفته و بویژه شرایط اختصاصی داوطلبان تأسیس سینما یا بهتر بگوییم سازندگان مجتمع های سینمایی – تجاری به درستی تبیین نشده بود. از جمله آنکه اغلب این افراد فاقد تخصص ، تجربه و علاقه لازم در حوزه سینما و سینماداری بودند .

در واقع سازندگان با پیش فروش واحدهای تجاری و با آورده ی نقدی بسیار ناچیز یا موفق به تکمیل و بهره برداری از سینما نگشتند و یا آنکه در صورت راه اندازی سینما، قادر به بازپرداخت وام های دریافتی نشدند. این مشکل در شهرهای کوچکتر و یا در مورد واحدهایی که در مناطق نامناسب شهری واقع شده بودندT خود را بیشتر نمایان ساخت.

همچنین دولت تا پایان برنامه سوم توسعه با حذف وام تبصره 3 و تسهیلات مشابه، تعهد خود را برای پرداخت بخشی از سود تسهیلات به مرور متوقف کرد و بانک ها نیز از پرداخت وام متمم به پروژه های ناتمام، پس از آگاهی از عدم موفقیت این طرح در سراسر کشور، خودداری ورزیدند. آنچه که در مورد فرجام تلخ تأسیس سینما در شهرهای شازند، خمین و محلات در این فصل خواهید خواندT نمونه هایی تأسف بار از همین طرح هستند. اگر از سینما لاله خمین که مالک آن در وانفسای مشکلات مالی پروژه، جان به جان آفرین داد و اینک شهرداری خمین با خرید سینما، افتان و خیزان آن را اداره می کند؛ بگذریمT سینماهای طلوع شازند و قدس محلات پس از تعطیلی به خاطره مردم این شهرها پیوستند .

سینما در شازند

تقدیر اینگونه بود که نخستین بار فکر ساخت یک سینما در شهرستان شازند در سر یک پیمانکار ساختمانی به نام آقای ابوالقاسم صبوری بیافتد. او با توشه ای اندک سودای بزرگی را در سر پرورانید و در سال 1369 مجوز احداث یک باب سینما در زمینی به مساحت 1250 مترمربع و زیر بنایی به مساحت 2000 مترمربع را از اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی دریافت کرد. شرایط و نسبت و آشنایی او با سینما و سینما داری درست به اندازه شرایط و آگاهی کسانی بود که همزمان با او در خمین، محلات و تفرش به این کار روی آورده بودند. آقای مولوی در تفرش با سرمایه شخصی، ستون های آهنی مجتمع را برافراشت و پس از آن کار را نیمه تمام رها کرد و در چاه ویل وام بانکی سقوط نکرد. آقای قدس در محلات، سینما را با وام بانکی به بهره برداری رسانید و مانند مرحوم ورمزیار در خمین و طلوعی در شازند، از پس بازپرداخت اقساط وام بانکی بر نیامد و همگی دچار گرفتاری های سخت و پیچیده بعدی شدند.

صبوری دو سال بعد از آنکه در یک مراسم باشکوه، سینما طلوع با 800 صندلی را عصر روز 26 شهریور 71 افتتاح کرد و توانایی خود را برای ساخت سینما به رخ همشهریانش کشیدT با هشدارهای پی در پی بانک صادرات روبرو شد. صبوری تجربه سینما داری نداشت و علاقه مندان سینما در بین مردم شهر کوچک شازند هم آنقدر نبودند که با خرید بلیط ، عایداتی برای باز پرداخت وام 45 میلیون ریالی دریافتی را نصیب او سازند. مضافا که دو واحد تجاری خالی مجتمع و طبقه زیرین که در اصل برای سالن پذیرایی طراحی شده بود، به دلیل عدم اتمام عملیات ساختمانی ، درآمدهای جنبی مجتمع را منتفی ساخت .

هم اینک یک دهه از تملک سینما توسط بانک عامل می گذرد و پیشنهادات مختلف دولت (در بخش سینما ) برای بازپرداخت بخشی از دیون بانکی مالک سینما به دلیل عدم استطاعت آقای صبوری به جایی نرسیدهاند. سرگذشت تلخ آقای صبوری که بی قرارتر از همیشه در کابوس سینما، دست و پا می زند و سینمایی که طلوع ناپایداری داشت، مهر بطلانی است بر طرحهای غیر کارشناسی و وسوسه وام ها و تسهیلاتی چون تبصره 3 و 50 .

البته هرقدر صبوری با ناکامی های پی در پی از شبح سینما هم گریزان است اما خواهرزاده او پناه بر خدا رضایی (فارغ التحصیل کارگردانی سینما)، با ایستادگی و تحمل سختی در تولید فیلم کوتاه، موفقیت های زیادی کسب کرد و در سال 86 توانست پروانه ساخت اولین فیلم بلند سینمایی اش را اخذ کند. شاید او هم دوست داشت فیلم سینمایی چراغی در مه را در سینمای دایی جان و در کنار همشهریانش به تماشا بنشیند و قله های شهباز و راستوند را شاهدی بر همت بلند جوانان شازند بگیرد .

مسلخ، یک پلان زندگی، بچه ها معصومند، روز سبز، بدون عنوان، در دامن سکوت، تصنیف زندگی، سهم مهاجر، کهن روز نوروز، پی ا وی (p.o.v)، نخل ها ایستاده می میرند، نغمه آبادی، آوای خاک، من و زندگی، جواب زمین، قربانی، عروس نینوا، غربت و پیر مرد و خط فیلم های کوتاه این فیلمساز جوان شازندی می باشد. گزیده ای از آثار او تا کنون در هفته فیلم و عکس انجمن سینمای جوان اراک و سی و پنجمین برنامه ی نمایش فیلم سینما تک موزه هنر های معاصر تهران (در سال های 85 و86 ) با حضور فیلمساز به نمایش در آمده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته اند.

سینما در ساوه

احمد نوابی مدیر باشگاه ورزشی نیرو و کارمند بازنشسته اداره دارایی اولین کسی بود که با خرید قطعه زمینی از مرحوم عظیم زاده و صدرایی، سنگ بنای یک سینما را در ساوه گذاشت و عصر یک روز گرم تابستانی در سال 1340، مردم کنجکاو و مشتاق را به تماشای تصاویر متحرک روی پرده فرا خواند .

بلیط های این سینما که در زمینی به مساحت 2500 مترمربع ساخته شده بود، با دو نرخ یک و سه قرانی و بعدها پنج قرانی به تماشاگران اغلب نوجوان، فروخته می شد. ساخت سینما درست مقابل شهربانی برای مالک آن این اطمینان را پدید آورده بود تا در صورت بروز هرگونه مشکل یا نزاع و برخوردی، در کوتاه ترین زمان ممکن امنیت را بر سینما حاکم سازد .

در آن سالها ساوه به شبکه برق سراسری نپیوسته بود و برق شهر توسط چند ژنراتور، تامین می شد. بنابراین سینما ناگزیر بود با قطع و وصل های مکرر برق کنار بیاید. نقل است که هنگام نمایش برق می رفت، چند بار فیلم پاره می شد و یا لامپ پروژکتور می سوخت. در این گونه مواقع آقای نوابی با در دست گرفتن یک چراغ زنبوری، روی پله های جلوی پرده اکران می ایستاد و ادامه داستان فیلم ناتمام مانده را برای تماشاگران تعریف می کرد.!

فیلم های پرفروش سال های اول فعالیت سینما؛ امیر ارسلان، سگ ولگرد و بلبل مزرعه بود که نمایش آنها بعضا تا یک ماه ادامه می یافت .

مردم ساوه نشستن در سینمای تابستانی را هم چند سال بعد از تعطیلی سینمای نوابی تجربه کردند. ماجرا از آن قرار بود که بعد از مدتی که سحر و جادوی اولیه سینما برای مردم به امری عادی تبدیل شد، کار سینما ی آقای نوابی رو به کسادی گذاشت. البته عدم حضور خانواده ها به دلیل حرمت شرعی سینما از دید آنها، دخل و خرج سینما را هم مختل کرد و فکر نوسازی یا تجهیز آن را از مخیله آقای نوابی به کلی پاک کرد. در جنوب ساوه آنروز ( حوالی دروازه اراک و اصفهان ) سینمای تابستانی ( بدون سقف ) با احتیاط کارش را آغاز کرد و پس از قرار گرفتن سینمای نوابی در مسیر خیابان و تخریب آن، آقای میریان این سینما را مسقف کرد و دومین سینمای شهر را به روی مردم گشود و نام شهرزاد را برای آن برگزید. در این سینما میریان فیلم های به روز تری را نمایش داد. بهای بلیط را هم قدری افزایش داد، با این حال در بر پاشنه مراد او نچرخید .

کم کم نسیم نهضت اسلامی از شهرهای مختلف بویژه قم یکی از بزرگترین مراکز شهری نزدیک ساوه، وزیدن آغاز کرد. طبیعی بود سینما شهرزاد خیلی زود صحنه را وا نهد و به محاق تعطیلی فرو رود. با تثبیت حاکمیت و استقرار نهادهای جدید، سینمای نوین ایران هم آرام آرام خود را باور کرد و قصه های ارباب و رعیتی، مبارزه انقلابیون و ساواکی ها و قیام علیه ظلم و جور خاندان پهلوی و وابستگان آنها محمل آثار سینمایی شدند.

ساوه به مرور هویتی صنعتی به خود گرفت. شهر صنعتی کاوه به دنبال ممنوعیت استقرار واحدهای بزرگ صنعتی آلاینده تا شعاع 120 کیلومتری تهران، در جوار شهر قدیمی ساوه پذیرای هزاران تن مهاجر شد . نیاز مردم مهاجر و جوانان شهر به گذران اوقات فراغت، بهانه تازه ای به دست داد تا سینمای قدیمی شهر بازگشایی شود و با کمترین تغییرات و فقط با نام جدید فلسطین، فیلم های اکشن و حادثه ای سینمای ایران را با تاخیری چند ماهه بر پرده کهنه خود به نمایش گذارد .

اسماعیل علمپور مسئول (وقت) اداره امور سینمایی و سمعی بصری اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی استان مرکزی نقل می کند: ” اواخر دهه 60 در یکی از مأموریت هایم پس از بازدید از سینما فلسطین ، به دلیل عدم ایمنی و وضعیت اسفبار فنی و بهداشتی، دستور تعطیلی سینما را صادر کردم و پس از رفع نواقص مشهود، کمیسیون بند 5 در محل اداره ارشاد ساوه تشکیل جلسه داد و با بازگشایی آن موافقت کرد. “

البته به دلیل رونق نسبی سینمای ایران پس از جنگ تحمیلی و رونق فیلم های خانواده پسند، هلال احمر ساوه با موافقت مقامات محلی، عصرها در سالن آمفی تئاتر اداره با نمایش فیلم به رقابت با سینما فلسطین روی آورد و در جذب خانواده هایی که به سینما فلسطین روی خوش نشان نمی دادند، موفق عمل کرد .

با گسترش شهر، سینما فلسطین در طرح تعریض خیابان قرار گرفت و در سال های نخست دهه هفتاد برای همیشه به خاطره ها سپرده شد. با تخریب سینما فلسطین و ناتوانی هلال احمر برای اخذ پروانه بهره برداری سینمایی از اداره کل ارشاد استان و استهلاک تدریجی امکانات، مسئولان ارشاد شهرستان وارد گود شدند و آمفی تئاتر یکصد نفره کتابخانه عمومی ارشاد را در ساعات بعد از ظهر برای نمایش فیلم با تنها دستگاه آپارات خریداری شده اختصاص دادند .

تغییر مدیریت های اداره ارشاد و ناتوانی در جلب رضایت مشتریان و فقدان انگیزه های لازم برای مجموعه ای دولتی، عمر پایداری را برای این عمل فوق برنامه ! رقم نزد .

تقدیر اینگونه بود که در نیم قرن اخیر کمتر داوطلب جدی، علاقه مند و دارای سرمایه کافی مالی، پیشقدم احداث سینما در دومین شهر بزرگ استان مرکزی شود و چهره صنعتی و کارگری این شهر را با رنگین کمان فرهنگ بیاراید.

همه کودکان و نوجوانانی که در 15 سال اخیر در ساوه زندگی کرده اند، حالا غمگینانه به این می اندیشند که کودکی آنها گذشت اما دنیای سحر انگیز سینما در خواب و رویاهای آنها، هیچ ردپایی از خود باقی نگذاشت !

فیلم سازی آماتور در ساوه

1. سید ضیاء الدین درّی نخستین فیلم های 8 میلیمتری خود را در شهر زادگاهش ساوه ساخت .

2. سید رضا نمازی ( فرهنگی ) با دوربین 8 میلیمتری از همه تظاهرات، راهپیمایی ها، تشییع شهدا وکمک به جبهه ها ، فیلمبرداری کرد .

3. آقای مصطفی چیتگر ( فرهنگی ) که از سال 1358 تا 1362 هفت فیلم 8 میلیمتری داستانی با همه مشقات آن ساخت که اولین کارش در سال 1350 بود . از جمله فیلم های ایشان ، یتیم ( 1352 )، قفس ( 1355 )، قفس عجز ( 1358 )، هدف ( 1360 )، سوگ بودن ( 1361 )، که آنها در فرهنگسرای نیاوران ، جشنواره های میلاد ( 1359 ) ، جشنواره محراب و موزه های معاصر – تالار شهر تهران (1360 ) نمایش داده شد .

4. اکبر کرامتی نیز فیلمی ویدئویی به نام به خاطر دخترم را در سال 1372 ساخت .

5. سید وحید نمازی، دانشجوی جوان در سال 1381 فیلم داستانی ویدئویی گبر را در 10 دقیقه ساخت که در استان مرکزی برنده جایزه اول شناخته شد و در سال 1382 فیلم اذن را در 8 دقیقه ساخت که در ساوه و اراک ممتاز شد . در شهریور سال 1384 فیلم 10 دقیقه ای اگتاو را ساخت که مقام دوم استانی را به دست آورد . همچنین در اسفند سال 1384 ره یافتگان بهشتی، مستند مناطق جنگی را ساخت .

سینما در شهرستان محلات

دهه فجر 1376 نقطه عطفی در تحولات فرهنگی شهر زیبا و کوچک محلات بود. معاون امور سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقتی روبان صورتی رنگ را همراه با صدای صلوات حضار قیچی کرد، خرسندی خود را از افتتاح یک سینمای نسبتا مدرن و زیبا در نخستین ماههای حضورش در مسند مدیریت سینمای کشور، ابراز کرد . سیف الله داد(مرحوم)در طول 4 سال مسئولیت اش شاهد به ثمر نشستن بعضی از پروژه های احداث سینما توسط متقاضیان خصوصی در شهرهای مختلف کشور بود اما روزی که از این سمت کناره گیری کرد، اغلب سینماهایی که او در جشن افتتاح شان شرکت کرده بود، به دلیل ناتوانی مالکان در بازپرداخت اقساط وام بانکی با مشکل جدی روبرو بودند. او به عینه می دید سینما داران برای کاهش فشار دوایر حقوقی بانک ها، در طول هفته پشت درب اتاق او و مدیران ستادی، مستاصل و نگران راه چاره می جویند .

یکی از این مراجعین آقای محمدعلی قدس بود که سینمای محلات را در زمینی به مساحت 1600 مترمربع و زیربنایی حدود 3400 مترمربع ساخت و با پیش بینی دو سالن بزرگ و کوچک جمعا به ظرفیت 600 صندلی، حسن سلیقه قابل تحسینی را در تکمیل و تجهیز سینما از خود به نمایش گذاشت. او هم به زعم خود برای تسویه دیون بانکی 120 میلیون تومانی ( اصل وام )، علاوه بر چند واحد تجاری، خوابگاه دانشجویی با زیربنایی به مساحت 800 مترمربع را در جوار مجتمع با استفاده از معافیت های قانونی احداث کرد. درآمد حاصل از این واحدهای اقتصادی و خدماتی و گیشه سینما متاسفانه تکافوی اقساط ماهانه سه میلیون تومانی او را نکرد و اندک اندک، علائم بحران در مدیریت سینما ظاهر شد. از اوایل دهه هشتاد با تعطیل شدن تنها سالن فعال مجتمع، شهروندان محلاتی از تعطیلی سینمای شهرشان متعجب و ناراحت شدند. سینما قدس محلات در خلال دوران فعالیت اش، نیاز شهر را به سالنی آبرومند جهت انجام برنامه های مختلف ملی و منطقه ای پاسخگو بود و از این روی رونق شهرستان را در سایر زمینه های اجتماعی و فرهنگی باعث شده بود. در سالیان اخیر با انصراف شهرداری محلات برای خرید مجتمع با مشارکت مؤسسه سینما شهر ( وابسته به معاونت سینمایی ) جز تملیک سینما توسط بانک عامل و انباشته شدن بدهی معوقه مجتمع متاسفانه نتیجه تازه ای حاصل نشده است .

سینما در خمین

نوجوانان و جوانان شهر خمین سال 1347 نشستن در سالن تاریک و تماشای فیلم را با همه ی جذابیت و شیرینی آن تجربه کردند. بانی ساخت سینما مهدی خان بهرامی بود که در زمینی به مساحت تقریبی 400 مترمربع و ظرفیتی بالغ بر 250 صندلی شهر کوچک خمین را که از امکانات تفریحی مدرن بی بهره بود، از پدیده شگفت انگیز سینما برخوردار ساخت .

رونق نسبی سینمای ایران از اواسط دهه ی 40 شمسی، بازدهی اقتصادی رضایت بخشی را برای سرمایه گذاری در تولید فیلم و احداث سینما به همراه داشت. از این روی مهدی خان بهرامی هم سوار بر این موج در شهری که طبقه متوسط آن معدود خانواده های کارکنان دولت و یا زمینداران و فئودال های بزرگ بودند و اقتصاد آن نیز مبتنی بر تولید محصولات کشاورزی و لبنی بود، چراغ سینما سهیلا را ده سال روشن نگاه داشت .

این رویداد برای جوان هایی که حسرت کوچ به شهرهای بزرگ را داشتند، بسیار حائز اهمیت بود. زیرا فیلم های سینمایی ایرانی با نمایش زندگی شهری، پیشرفت و توسعه ی پایتخت، تنوع و فراوانی مشاغل خدماتی در آن و خلاصه مهیا بودن اسباب رفاه و تجمل در کلان شهری چون تهران، رویاهای شیرینی را برای تماشاگرانی رقم زد که خیلی زود به فاصله عمیق شهر کوچک شان با پایتخت پی برده بودند .

در خمین هم مانند ساوه، کمتر خانواده ای به سینما روی خوش نشان داد و پا به درون سینما گذاشت. تبعید بزرگ مردی که خمینی بود و در حجره های کوچک حوزه های علمیه اراک و قم؛ شهد معرفت دینی را چشیده بود و با اقتدا به جدش، در برابر دولت مستبد پهلوی شجاعانه ایستاده بود، درد و داغی را به جان پیروانش انداخته بود که جز با سقوط رژیم و طلوع دوباره آفتاب مرادشان تسلی نمی یافت. پس این جماعت معترض را با سینما کاری نبود آنهم سینمایی که ابایی از دریدن پرده ی نجابت و اخلاق نداشت. همین گروه پیشتاز جنبش و قیام علیه حاکمیت در شهر شد و سال 57 همگام با مردم سراسر کشور مشعل روشنگر انقلاب را در خمین به دست گرفتند و موجبات تعطیلی سینمای مروج فحشا و ابتذال را فراهم ساختند. بخشی از سینما در آتش قهر مردم سوخت و سالیانی چند پس از پیروزی انقلاب، بنای نیمه ویران آن توسط یکی از بانک های دولتی خریداری شد و پس از تخریب کامل به شعبه ای از آن بانک تبدیل شد .

اما قصه ی سینما و سینماداری در خمین به همین جا ختم نشد. کریم ورمزیار که اصالتاً خمینی بود و در تهران زندگی می کرد، از رهگذر حضور مشتاقانه در پشت صحنه چند فیلم سینمایی، نمک گیر سفره سینما شد و در سال 1372 تصمیم گرفت در شهرش خمین مجتمعی سینمایی احداث کند. در طرح و نقشه ای که او کشیده بود، علاوه بر دو سالن سینما، دو تالار پذیرایی و پنج باب واحد تجاری هم به طور همزمان به بهره برداری می رسید تا بازگشت سرمایه بویژه بازپرداخت وام بانکی را میسر سازد .

سال 1378 با حضور سیف الله داد معاون امور سینمایی وقت کشور، مجتمع افتتاح شد و نمایش فیلم در یکی از سالن های آن آغاز گشت. اما بر خلاف پیش بینی های قبلی، درآمد و عواید مجتمع، پاسخگوی اقساط ماهانه پنج میلیون تومانی بانکی نبود. این عارضه، سود روز شمار اولیه 150 میلیون تومانی را به میزانی رساند که برای بانک وام دهنده، چاره ای جز اتخاذ تدابیر لازم برای تملک سینما باقی نگذاشت. رفت و آمدهای مکرر مالک سینما به تهران و خمین و استمداد او از مراجع مسئول به این نتیجه انجامید که مؤسسه سینما شهر (وابسته به معاونت سینمایی) در ازای چهار دانگ سهم سینما، طلب بانک را یکجا پرداخت کند و مالک نیز از آن پس با پرداخت ماهانه یک میلیون تومان به آن مؤسسه به تدریج سهام خود را از مؤسسه بازستاند.

اما فقط یک سال از این قرارداد نگدشته بود که پیمانه عمر کریم ورمزیار پر شد و وی در چهاردهم اسفند 81 جان به جان آفرین سپرد. طبیعی بود که ورثه آن مرحوم در اداره ی سینما توفیق چندانی نداشته باشند و نتوانند علیرغم مساعدت خوب مؤسسه سینما شهر، گره از کار فرو بسته سینما بگشایند. دو سال بعد سینما لاله خمین به شهرداری سپرده شد و از آن پس تاکنون مدیریت سینما از طریق مزایده به اندک داوطلبان محلی سپرده شده است. در همه ی سال های سپری شده جز در معدود مراسم محلی، 460 صندلی سینمای مجتمع توسط تماشاگران واقعی سینما اشغال نشده است.

تجربه نشان داده است در چنین شرایطی مدیران این سینماها در تأمین فیلم های روز سینما با مشکل روبرو هستند و به دلیل ناتوانی در اجرای قراردادهای دفاتر پخش فیلم، ناگزیر به اکران دیرهنگام آثار سینمایی و بعضاً پس از توزیع آنها در شبکه ی ویدیویی کشور هستند.

تشکل های سینمایی

سینمای آماتور

در اصطلاح به سینمایی که نظر به گیشه و بازگشت سرمایه نداشته و عوامل حرفه ای در تهیه و پخش آن نقشی ندارند ، همچنین با ابزارهای غیرحرفه ای تولید می گردند وبرای سازنده ، بیشتر جنبه تجربه و آشنایی با بیان سینما را دارد ؛ سینمای آماتور می گویند . در سی سال گذشته ، نهادهایی تولیت سینمای آماتور در ایران را برعهده داشته اند :

سینمای آزاد

” در مهرماه 1348 در کودکستان کاخ کودک تهران ، جمعیتی در حدود سی نفر ، گرد هم آمدند و با نمایش چند فیلم کوتاه ، نخستین جلسه نمایش فیلم سینمای آزاد را بنیان نهادند . ” [ تاریخ سینمای ایران – سینمای آماتور ، ص 385 ] این گروه ، بعدها با پیوستن علاقه مندان ، برنامه های خود را در آمفی تئاتر مدرسه عالی تلویزیون و سینما ( دانشکده صدا و سیمای فعلی ) به اجرا درآورد . سینما آزاد بزودی به صورت جایگاهی برای جلب جوانان علاقه مندان درمی آید و با بالا رفتن تعداد اعضا ، شهرستان های اهواز ، اراک و اردبیل ، زیر پوشش سینمای آزاد قرار می گیرند .

” سینمای آزاد از سال 1350 ، از حمایت تلویزیون ملی ایران ، برخوردار شد و به آن وابستگی پیدا کرد . تهیه فیلم خام برای فیلم سازان ، اجاره مکان برای دفتر سینما آزاد تهران و در اختیار گذاشتن یک برنامه نیم ساعته تلویزیونی به نام سینمای آزاد که هر هفته از شبکه سراسری پخش می شد ، از جمله کمک های تلویزیون بود . با بالا گرفتن کار سینمای آزاد ، مراکزی در شهرستان ها برپا می کند .” [ مهرابی ، تاریخ سینمای ایران از آغاز تا سال 1357 ، ص386 ]

سال 1352 شمسی ، پس از تشکیل اولین دفاتر سینمای آزاد در چند شهر بزرگ کشور ، دفتر سینمای آماتور اراک نیز با سرپرستی محمدرضا راعی ، در یکی از کوچه های خیابان دکتر حسابی گشایش می یابد . قطعاً حمایت تلویزیون ملی ایران از سینمای آزاد ، گسترش شعبات آن را در شهرهای دیگر کشور ، امکان پذیر ساخته بود .

تا سال 1358 که تشکیلات مشابهی زیر نظر اداره فرهنگ و هنر اراک تشکیل می گردد ، سینما آزاد اراک به مدت پنج سال پذیرای علاقه مندان به فیلم سازی بوده است . در دفاتر سینما آزاد ، آموزش و یادگیری اصول فیلم سازی ، بیشتر از طریق تجربه اندوزی و کار عملی مورد توجه قرار می گرفت و این تشکیلات ، کمتر به برگزاری دوره های رسمی آموزشی فیلم سازی اهتمام می ورزید .

در میان فیلم سازان و هنرجویان سینمای آزاد اراک در سال های فعالیت آن ( 58 – 52 ) ، محمدرضا راعی ، جمشید آهنگرانی ، حسین امیدیانی ، احمد شکاری ، عباس مؤدب ، بهزاد فتحی ، محمد حسن زاده و محسن شاه محمدی ، بیش از سایرین موفق به تولید فیلم هشت میلیمتری شدند . از جمله آثار برجسته فیلم سازان یاد شده ، باید به عتیقه ساخته حسین امیدیانی اشاره کرد که در یکی از جشنواره های سراسری سینمای آزاد ، موفق به دریافت دیپلم افتخار گردید . اسامی بعضی از فیلم های تولیدی سینمای آزاد اراک عبارت بودند از : پرش ، مرگ لنز ، پول ، عشق من کبوتر ، مستند مشهد میقان و عتیقه .

امکانات سینما آزاد را یک دوربین هشت میلیمتری آپارات و یک ضبط ریلی تشکیل می داد . در سال 1358 با تعطیل شدن دفتر مرکزی سینما آزاد در تهران و تبدیل آن به مرکز اسلامی فیلم سازی آماتور(با مدیریت نیروهای انقلابی ) به تدریج دفاتر سینمای آزاد در سایر شهرهای کشور از جمله اراک ، یکی بعد از دیگری بسته شدند .

جمشید آهنگرانی که به دلیل ارتباط پیوسته با سرپرست سینما آزاد اراک ، در جریان چگونگی اداره آن دفتر قرار داشت ؛ می گوید : ” سینما آزاد اراک در 6 سال فعالیت ، اگرچه چند بار ناگزیر به تغییر مکان شد اما با همکاری صاحبان خانه ها ، هیچ گاه پولی را بابت کرایه دفتر به آن ها پرداخت نکرد . “

انجمن سینمای جوان ایران

” این مرکز فیلم سازی آماتور در سال 1353 با بودجه و نظارت وزارت فرهنگ و هنر و با سرپرستی بیژن مهاجر ، مبلغ سینمای آزمایشگاهی ، تشکیل شد . بنیاد نامه آن در 1354 از تصویب شورای عالی فرهنگ و هنر می گذرد . ” [ تاریخ سینمای ایران – سینمای آماتور ، 388 ]

سینمای جوان به غیر از تشکیل کلاس های آموزشی ، در زمینه کار با دوربین های هشت و شانزده میلیمتری ، هر از گاهی اقدام به برگزاری جشنواره های منطقه ای کرده ، مراکزی در دیگر استان های کشور دایر می کند . این مرکز ، خط مشی خود را بر مضامینی همچون نوروز ، چهارشنبه سوری و عرضه آثاری بر اساس جشن طوس ، قرار داده بود .

عبدالله باکیده ، فیلم ساز دفاع مقدس و از بنیان گذاران سینمای آزاد در همدان ، یکی از انگیزه های تأسیس سینمای جوان را توسط رژیم شاه ، مقابله با فضای فکری حاکم بر تولیدات سینمای آزاد می پندارد و می گوید : ” رژیم گذشته دوست داشت علاقه مندان به سینمای آماتور، همچون یک بازی فوتبال و فقط برای سرگرمی، به فیلم و فیلم سازی بپردازند؛ اما چند فیلم خوبی که عرضه شد ، او را متوجه کرد که این چنین نیست . از این رو سعی کرد ، فیلم سازان را زیر چتر اقتصادی خود قرار دهد . هیچکدام از این لطایف الحیل ، فیلم سازان آگاه را از راه خود منحرف نمی کند . در آخر فقط یک حربه باقی می ماند و آن هم کنترل مضامین فیلم ها ، قبل از ساخته شدن است . این حربه نیز مؤثر واقع نمی شود . از این رو به فکر ایجاد سینمای جوان در تقابل با سینما آزاد ، می افتند . سینمای جوان به وجود می آید ، با یک فرمول فیلم سازی از پیش تعیین شده . ” [ تاریخ سینمای ایران – سینمای آماتور ، 385 ]

اداره فرهنگ و هنر اراک در سال 1356 با گشایش دفتر انجمن سینمای جوان اراک ، مرحوم پرویز اشتری فارغ التحصیل مدرسه ی عالی سینما و تلویزیون را به سرپرستی آن می گمارد . دفتر انجمن در اراک به خلاف مشی سینمای آزاد و در رقابت با دوره های رسمی ، آموزش عکاسی و فیلم سازی را به مرتب برگزار کرده و در صدد جلب جوانان علاقه مند برمی آید . برخورداری از حمایت اداره مذکور در مجموع ، توانمندی مطلوب تر انجمن را در مقایسه با سینمای آزاد اراک ، باعث می شد . متاسفانه از تولیدات این انجمن ، نام و اثری یافت نگردید .

در سال 1360 ، خانه های فرهنگ اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ، به دلیل نفوذ عناصری از گروه های ضد انقلاب ، تعطیل و به کار دفتر انجمن سینمای جوان اراک خاتمه داده شد .

انجمن سینمای جوانان ایران در اراک

این انجمن که تشابه اسمی تامی با آخرین تشکیلات فیلم سازی آماتور در کشور داشت ؛ از آبان 1365 در محل اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ، ( واقع در خیابان شیخ فضل الله نوری) کار خود را با جذب 20 هنرجو در رشته عکاسی و فیلم سازی آغاز نمود و از سال 66 با پایان یافتن اولین دوره آموزشی ، تولیدات خود را در زمینه عکس و فیلم ، به تدریج ارائه داد .

انجمن سینمای جوانان دفتر اراک ، در طول بیست سال فعالیت خود ، قریب به 1000 هنرجوی دختر و پسر را تحت آموزش قرار داده است و هم اینک دهها نفر از هنرجویان فعال آن ، در دانشکده های سینمایی ، هنری ، مراکز تلویزیونی و عرصه سینمای حرفه ای ، به فیلم سازی اشتغال دارند .

سرپرستی انجمن اراک از بدو فعالیت تا کنون به عهده سعید عبدالحمیدی فارغ التحصیل دومین دوره مرکز اسلامی آموزش فیلم سازی بوده است . مدرسان انجمن ، محمود و محمد زنده نام ، علی اصغر داود آبادی ، بهنام کیوان ، حجت الله رسولی ، پرویز اشتری ، سعید رجبی فروتن ، مصطفی سماوات ، سعید شاه حسینی ، محمد سلطانی ، نسرین عریب ، شیرین شفیعی ، فاطمه یوسفی و سعید عبدالحمیدی ، در 20 سال گذشته، آموزش درس هایی چون گزارش نویسی ، فیلم نامه نویسی ، کارگردانی ، عکاسی ، مبانی ارتباط تصویری ، تدوین و فیلم برداری را برعهده داشته اند . جوانان متقاضی ، با پشت سر گذاشتن آزمون ورودی ، در طول یک سال و در قالب دو ترم تحصیلی ، دوره آموزشی را به پایان می رسانند .

شرکت های فیلمسازی

پوریا فیلم

اولین شرکت فیلم سازی در اراک ، در نیمه اول سال 72 با عنوان پوریا فیلم ، توسط غلامرضا رمضانی ، منوچهر شاهسوارانی ، حجت الله سیفی ، قاسم الله وردی و محمود نظیری ، بنیان گذارده شد . انگیزه تأسیس شرکت پوریا فیلم ، استفاده از تسهیلات تبصره 3 قانون بودجا برای ساخت فیلم های سینمایی بود . غلامرضا رمضانی پس از سال ها تجربه اندوزی در ساخت فیلم های کوتاه و سریال های تلویزیونی در کمین فرصتی بود که نخستین فیلم سینمایی خود را در شرایطی مناسب تجربه کند . بانک صادرات استان به استناد مصوبه کمیسیون مربوط ، مبلغ 195 میلیون ریال را به صورت وام بانکی در اختیار شرکت پوریا فیلم ، برای ساخت فیلم عبور از تله قرار داد . 90 درصد صحنه های فیلم در اراک فیلم برداری شد و پاره ای از صحنه ها که باید در دکور فیلم برداری می شد ، در تهران تهیه گردید . حضور داود رشیدی ، هنرپیشه با سابقه سینما و تئاتر کشور ، پس از سال ها برکنار بودن از صحنه سینما ، در عبور از تله ، نقطه عطفی برای این فیلم محسوب می شد . فروش متوسط فیلم و کاندید شدن آن برای کسب جایزه بهترین فیلم اول ، در سیزدهمین جشنواره سراسری فیلم فجر ، بضاعت رمضانی را در اولین تجربه سینمایی ، نمایانگر ساخت . پوریا فیلم ، بعد از اکران عمومی فیلم ، با حذف و جایگزینی تعدادی از سهامداران ، عملا به حالت تعطیل درآمد و رمضانی نیز مجدداً به تلویزیون و مجموعه سازی ، روی آورد .

هدا فیلم

بعد از توفیق پوریا فیلم در جذب اعتبارات بانکی ، تنی چند از اعضای مستعفی آن با دعوت از سیامک تقی پور ، مدرس ، فیلم نامه نویس و کارگردان سینما ، در اوایل سال 73 ، با شعارهای جدید اعلام موجودیت کردند .

ساخت یک شهرک بزرگ سینمایی ، تهیه و تولید فیلم های سینمایی و سریال های تلویزیونی و تربیت و آموزش فیلم سازان جوان ، از جمله شعارها و ادعاهای کلیدی هدا فیلم محسوب می گردیدند .

زمانی که طی یک برنامه رسمی ، معاونت اداری و مالی استانداری ، در معیت مدیر کل تعاون و نماینده فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ( نگارنده ) ، نوک کلنگی را بر دل صخره ای در دامنه رشته کوهی کم ارتفاع ، واقع در 5 کیلومتری غرب اراک ، به سختی فرود آورد ؛ پژواک خبر و تبلیغات آغاز عملیات ساخت شرکت سینمایی هدا فیلم ، از دل آن کوه در شهر و کشور پیچید . عدم توجیه اقتصادی و اجتماعی طرح شهرک سینمایی ، فقدان مطالعات و بررسی های کارشناسی توسط دستگاه های ذیربط ( معاونت سینمایی و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ) و بی تجربگی و نا آشنا بودن مدیران شرکت فوق ، قرائن روشنی بود که ساخت شهرک سینمایی را به افسانه ای غیر قابل باور شبیه می کرد . هدا فیلم پس از صرف سرمایه ای قابل توجه در تسطیح صخره سنگ ها ، به مرور با فشار مالی شدیدی روبه رو شد و عملاً در آستانه ورشکستگی کامل قرار گرفت.

حوزه هنری اراک

این حوزه پانزده سال پس از تأسیس، قلمرو فعالیت های خود را به فیلم و از آن مهمتر فیلمسازی گسترش داد. هسته اولیه واحد فیلم حوزه را اعضای قدیمی تر انجمن سینمای جوانان ایران در سال 85 شکل دادند. جلسات نقد وبررسی، نمایش فیلم، کلاسهای آموزشی و اتفاق خوشایندی همچون حمایت از تولید فیلم های کوتاه از جمله کارهای ارزشمند این نهاد محسوب می شود.

حوزه هنری در طول دو سال فعالیت خود، موفق به تولید آثاری با نام های دوربین مخفی، نه مثل همیشه، کواک، ایستگاه صلواتی، ایستگاه اول، منظر و … شده است. در میان فیلم سازان همکار حوزه نام سعید شاه حسینی، مراد نظری و لیلا ابراهیمی فخار به چشم می خورد.

بودجه محدود واحد فیلم در سال های نخست راه اندازی، باعث شده است تا استقبال از بخش فیلم های 100 ثانیه ای جشنوارههای ملی و تولید آثاری از این دست در صدر توجهات آن قرار گیرد.

فیلم سازانی از سه نسل

محسن شاه محمدی ، جمشید آهنگرانی و محمد حسن زاده از نسل اول فیلم سازان سینمای آزاد اراک ، در تلویزیون و سینما باقی مانده اند . شاه محمدی پس از ساخت فیلم کوتاه پالیز در سال 1365 ، بیشتر در ساخت و تولید سریال های تلویزیونی چون آیینه عبرت ، همه وصیت من و شلیک نهایی با گروه اجتماعی شبکه اول سیما ، همکاری داشته است .

جمشید آهنگرانی در سال 1367 ، شب غربیه را به مدت 45 دقیقه ساخت و بعد از آن در طراحی صحنه فیلم های سینمایی ، از جمله سریال تلویزیونی کارآگاه ، به کسب تجربیاتی دست زد و در پاییز 75 ، نخستین محصول سینمایی خود را با عنوان بوکسور به اکران عمومی گذاشت .

حسن زاده نیز در دهه شصت ، فیلم سینمایی گودال را ساخت .

در بین فیلم سازان نسل دوم و عضو انجمن سینمای جوان ایران وابسته به فرهنگ و هنر اراک ، غلامرضا رمضانی بیش از دیگران درخشیده است . او از سال 1364 ، نویسندگی و کارگردانی چند فیلم کوتاه و داستانی و سریال تلویزیونی را در گروه کودک و ” فیلم و سریال و تئاتر ” شبکه اول سیما برعهده داشته است که در میان آنها دست من ، شاهدان کوچک ، بهاران در بهار و آن شب در قطار ، قابل اشاره هستند . رمضانی ، نخستین داستان بلند سینمایی خود را زمستان 72 در اراک مقابل دوربین برد و یک سال بعد ، آن را به اکران عمومی درآورد .

در بین فیلم سازان نسل سوم، محمود زنده نام، سعید شاه حسینی، جعفر میراشرفی، عباس شیر محمدی، عباس چگینی، سامان سالور، پناه برخدا رضایی، علیرضا فرحی، رضا مهدوی هزاوه، مجتبی خشکدامن، مجید نظیری آستانه و شمس الله دایی زاده به فیلم سازی و برنامه سازی در سینما و شبکه های سراسری و استانی سیما ادامه دادند و تجارب و موفقیت های بیشتری کسب کرده اند.

تولید فیلم های 16 میلیمتری در اراک

نخستین تجربه در کادر 16 میلیمتری ، توسط محمود زنده نام ، مربی انجمن سینمای جوانان ایران ، دفتر اراک و فارغ التحصیل دانشکده صدا و سیما ( گرایش کارگردانی ) با فیلم داستانی قاصدک در سال 66 ، صورت گرفت . فیلم نامه اثر را محمود اربابی و کارگردان ، بر اساس قصه ای با همین عنوان نوشته محمد مهدی رسولی ، به رشته تحریر در آوردند .

یک سال بعد ، زنده نام فیلم مستند – گزارشی آینده روشن را با نگاهی به وضعیت نگهداری کودکان در مهدهای کودک ، جلوی دوربین برد .

رامین فراهانی ، دیگر هنرجوی انجمن در تابستان 72 ، فیلم کوتاه موهبت زمین را ساخت و در پاییز 73 ، سعید شاه حسینی ، امید را کلید زد . فراهانی و شاه حسینی ، فیلم های یادشده را به عنوان رساله های عملی خود ، برای دریافت دانش نامه لیسانس در رشته سینما از مجتمع دانشگاهی هنر ، با سرمایه گذاری مشترک آن مجتمع و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و همکاری مؤثر دفتر انجمن سینمای جوان در اراک ، آماده پخش نمودند .

جشنواره ها و مجامع سینمایی در استان مرکزی

سابقه برگزاری نخستین جشنواره رسمی و معتبر فیلم ، به بهمن ماه 1365 برمی گردد . در آن سال طبق تصمیم مسئولین سینمایی کشور ، همزمان با برگزاری فستیوال فیلم فجر در چند مرکز استان ، فیلم های بخش های مختلف جشنواره به نمایش گذاشته شدند . از نکات قابل توجه این فستیوال ، ناامن بودن آسمان شهر اراک به خاطر تجاوزات مکرر هواپیماهای عراقی بود . اما علی رغم بمباران چندین نقطه از شهر و شهید و زخمی شدن تعدادی از شهروندان ، سینما فرهنگ ، کار نمایش فیلم های جشنواره فجر را با حضور علاقه مندان ادامه داد .

همان طور که پیش تر نیز گفته شد ، همزمان با برپایی سه دوره جشنواره استانی فیلم و عکس و میزبانی یک دوره از جشنواره های منطقه ای سینمای جوان در اراک ، نمایش تعدادی از آثار برگزیده سینمای ایران و جهان ، در جدول بخش ویژه جشنواره های یاد شده ، گنجانده شد . در سال های 71 تا 72 ، همزمان با هفته دولت و دهه فجر انقلاب اسلامی از سوی امور سینمایی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ، با همکاری انجمن سینمای جوانان اراک ، هفته فیلم های ایرانی و خارجی ، برگزار گردید و در دهه فجر سال 72 همزمان با مسابقه نقد نویسی درباره فیلم های به نمایش درآمده نیز انجام گردید .

در زمستان سال 67 ، جهاد دانشگاهی دانشگاه تربیت معلم اراک با دعوت از حجت الله سیفی ، آثار وی رادر سینما شهر صنعتی نمایش داد. با برگزاری دو جشنواره فیلم موضوعی در خوزستان و کردستان در اسفند 74 و تیر ماه 75 ، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ، مراتب آمادگی خود را برای برپایی جشنواره استانی فیلم به معاونت سینمایی اعلام نمود؛ اما پاسخی را دریافت نکرد .همچنین پس از دو سال پیگیری ، برنامه ریزی و بررسی کارشناسی ، اولین جشنواره نماز و نیایش به روایت دوربین در دو بخش فیلم و عکس ، توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان و دفتر مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران با مساعدت ستاد اقامه نماز و معاونت امور سینمایی و سمعی – بصری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در اسفند سال 75 و بهار سال 76 ، برگزار شد .

جشنواره فیلم رشد

این جشنواره نخستین بار در سال 1342 به همت اداره فعالیت های سمعی و بصری وزارت آموزش و پرورش با نام “فستیوال فیلم های آموزنده” به عنوان نخستین جشنواره فیلم آغاز به کار کرد و 14 دوره را نیز پشت سر نهاد. پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و چند دوره وقفه، این جشنواره در سال 1364 پانزدهمین دوره خود را با شکلی جدید و به مناسبت هفته معلم در سالروز شهادت استاد مطهری، از 12 تا 19 اردیبهشت در موزه هنرهای معاصر برگزار کرد.

نام جشنواره از بیستمین دوره به “جشنواره بین المللی فیلم های آموزشی و تربیتی رشد” تغییر یافت. همچنین این جشنواره منحصراً تا دوره بیست و چهارم در تهران برگزار می گردید؛ اما از دوره بیست و چهارم، علاوه بر تهران در دو استان مازندران (ساری) و سیستان و بلوچستان (زاهدان) به صورت همزمان برگزار گردید و از دوره بیست و پنجم شکل گسترده تری به خود گرفت و بر حسب ضرورت، در مراکز استان ها و شهرستان های محروم نیز برگزار گردید.

استان مرکزی در دوره های بیست و هشتم (سال 1378)، سی ام (سال 1380) و سی و دوم (سال 1381)، یکی از مراکز برگزار کننده جشنواره فیلم رشد بود. در دوره های اخیر این جشنواره، فیلم های معلمان فیلم ساز و دانش آموزان فیلم ساز در بخش های مستقل مورد ارزیابی و داروری قرار می گیرند.

جشنواره های سینمای جوان

جشنواره های استانی فیلم و عکس سینمای جوان ، در سال های 67 تا 69 در مراکز استان های کشور ، برگزار گردید و پس از برگزاری سه دوره از جشنواره های یاد شده ، به منظور توجه به کیفیت و پرهیز از هزینه های غیرضروری ، دفتر مرکزی انجمن ، تنها اهتمام به برگزاری جشنواره های منطقه ای و سراسری را در تقویم سینمایی خود ، حفظ کرد .

انجمن دفتر اراک در اولین جشنواره سینمای جوان منطقه ی پنج کشور در آذر 71 ، چهار جایزه و دیپلم افتخار در بخش عکس و سه جایزه و دیپلم افتخار ، در بخش فیلم احراز نمود .

در دومین جشنواره سینمای جوان منطقه ی چهار کشور ، ( آذر 72 ) سه جایزه و دیپلم افتخار در بخش عکس و در سومین جشنواره سینمای جوان منطقه ی چهار کشور که در اراک ( آذر 73 ) برگزار شد ، سه جایزه و دیپلم افتخار را در بخش فیلم تصاحب کرد . استان های شرکت کننده در منطقه یاد شده ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، کهکیلویه و بویراحمد ، فارس ، مرکزی و شهرهای قم و کرج بودند .

سابقه حضور تولیدات و تجربه های عکاسان و فیلم سازان انجمن سینمای جوان دفتر اراک در جشنواره های سراسری سینمای جوان ، به ششمین جشنواره سراسری سینمای جوانان در فروردین 1367 در تهران باز می گردد . پرافتخارترین سال های شرکت انجمن اراک در این جشنواره ها ، به نهمین و یازدهمین دوره مربوط می شود .

فیلم سایه دیروز ساخته سعید شاه حسینی، برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین فیلم نامه ، بهترین کارگردانی ، بهترین فیلم داستانی و جایزه ویژه هیأت داوران، برای بازیگری را در نهمین دوره از آن خود کرد و فیلم دست های او ساخته فاطمه یوسفی ، به عنوان بهترین تجربه اول ، در یازدهمین دوره معرفی گردید . افتخارات و جوایز فیلم سازان انجمن در بخش جداگانه ای به تفصیل آورده خواهد شد.

شایان ذکر است که به دلیل فعال نبودن بخش خصوصی استان در کار فیلم سازی و عدم همراهی و حمایت شبکه استانی سیما از فیلم سازان جوان، متاسفانه آنگونه که باید امکان پیشرفت و تجربه اندوزی ، از اکثر فارغ التحصیلان انجمن ( حدود 1000 نفر ) سلب گردیده است و تنها درصدی از آنان در تهران ، به حرفه سینما اشتغال دارند .

قبل از آنکه بحث سینمای آماتور را به پایان بریم ، بی مناسبت نیست که به یک اتفاق جالب در همین رابطه نیز اشاره شود .

در سال 1367 فیلم هشت میلیمتری بازگشت ساخته داود قناتی که با سرمایه شخصی نامبرده و کمک امور سینمایی فرهنگ و ارشاد اسلامی استان به تقلید از سینمای حرفه ای ساخته شده بود ، به درخواست فیلم ساز و دستور مسئولان وقت ، قبل از فیلم ناخدا خورشید در سینما فرهنگ اراک به نمایش عمومی گذاشته شد ! فیلم ساز با قرار دادن آپارات هشت میلیمتری در لبه بالکن سینما در عین تعجب تماشاچیان ، سیاه مشق خود را به رخ آنها کشید و عکس های سیاه و سفید چاپ شده از صحنه های مختلف فیلم را در پشت شیشه یکی از درب های سالن سینما برای جلب رهگذران و لابد تشویق تماشاچیان برای خرید یک بلیط برای تماشای دو فیلم چسبانده بود !

هفته های فیلم و عکس

در غیاب جشنواره های استانی و منطقه ای سینمای جوان که چند سالی برگزاری آنها از دستور کار انجمن خارج شد، دفاتر انجمن به منظور نمایش آثار هنرجویان و تشویق و ترغیب آنها مبادرت به برگزاری هفته های فیلم و عکس نمودند. دفتر انجمن اراک در حدفاصل سالهای 67 تا 84 شش هفته ی فیلم و عکس با برنامه های جنبی و متنوع به شرح زیر برگزار کرد:

اولین هفته فیلم وعکس انجمن سینمای جوان اراک 4 – 10 شهریور 1367 / اراک ( شهر صنعتی )

دومین هفته فیلم وعکس انجمن سینمای جوان اراک 2- 6 اسفند 1374 / اراک ( خانه جوان )

سومین هفته فیلم وعکس انجمن سینمای جوان اراک 15 – 19 آبان 1378 / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

چهارمین هفته فیلم وعکس انجمن سینمای جوان اراک 13 – 17 اسفند 1379 / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

پنجمین هفته فیلم وعکس انجمن سینمای جوان اراک 13 – 17 اسفند 1380 / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

ششمین هفته فیلم وعکس انجمن سینمای جوان اراک 1 – 5 مرداد 1384 / اراک ( فرهنگسرای آیینه )

ادبیات سینمایی

اگر ادبیات سینمایی را به فرآورده های مکتوب مربوط به هنر سینما تعمیم دهیم ، در جستجوی یافتن منابع مکتوب به نمونه اعلاناتی از نمایش فیلم های صامت و ناطق در اولین سینمای اراک ، موسوم به سینما برق در اوایل دهه دوم قرن حاضر ، اطلاعیه های مربوط به افتتاح و بازگشایی سینماهای اراک ، تبلیغ فیلم های تولید شده در اراک ، درج آگهی در مطبوعات محلی و نقد فیلم های روی پرده در چند شماره از روزنامه موسوم به نامه ی عراق ( اراک ) ، هفته نامه نوید ، بولتن و نشریات داخلی مربوط به جشنواره های استانی و منطقه ای فیلم و عکس در اراک و جدول راهنمای برگزاری هفته های فیلم ، برخواهیم خورد که خوشبختانه بخش عمده ای از آنان در جراید مورد اشاره و آرشیو دفتر انجمن سینمای جوانان اراک ، مضبوط است .

در دو شماره از هفته نامه محلی نوید در سال 72 ، فیلم نامه کوتاهی از محسن تاج آباد ، توسط نگارنده این مقاله مورد نقد قرار گرفت و در همان سال ، فیلم نامه کوتاه بچه های سر نبش به قلم نگارنده ، در همان نشریه به چاپ رسید.

همچنین در دوازدهمین جشنواره سراسری فیلم و عکس سینمای جوان که در فروردین ماه 1374، در فرهنگسرای بهمن تهران برگزار شد ، نشریه روزانه این جشنواره با حجم حداقل 8 و حداکثر 12 صفحه، به صورت دو رنگ، حاوی آخرین اخبار و گزارش ها از جشنواره و مقالات و مطالب تخصصی با سردبیری نگارنده و مدیریت هنری بهنام کیوان، از مدرسین انجمن سینمای جوان اراک، انتشار یافت.

در نخستین شماره ی فصل نامه ی تحقیقاتی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی – موسوم به راه دانش – مقاله ای با عنوان تاریخچه سینما در اراک به قلم مرید میرقائد به چاپ رسید. سعید رجبی فروتن ( نگارنده ) کار این نویسنده را در شماره 6- 5 راه دانش با انتشار مقاله ای تحت عنوان در روشنای فانوس خیال ( کند و کاو در هنر – صنعت سینمای اراک ) تکمیل کرد. بخش عمده ای از این دو مقاله در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است.

در حال حاضر با توجه به انتشار 14 هفته نامه در سطح استان ، مطالب سینمایی آنها محدود به اخبار رسمی منتشره از ادارات و نهادهای فرهنگی و هنری استان شده و کمتر مطلب و گزارش تولیدی درباره ی سینمای استان، به مفهوم عام کلمه درج میگردد.

افتخارات

حضور فیلم های تولیدی انجمن سینمای جوانان ایران – دفتر اراک در جشنواره های بین المللی خارج از کشور و موفقیت های به دست آمده در این بخش متذکر می شویم که کلیه فیلم های کوتاه تولید شده در طول سال ، توسط هیاتی در ستاد مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران مورد ارزیابی و انتخاب قرار می گیرند و سپس توسط واحد امور بین الملل انجمن سینمای جوانان ایران در جشنواره های بین المللی شرکت داده می شوند . لذا هر انتخابی در مرحله اول ، خود یک موفقیت به حساب آمده و کسب مقام و امتیاز در اینگونه جشنواره ها موفقیتی مضاعف برای فیلم ساز و دست اندرکاران فیلم و مربیان و مسئولان انجمن بوده و باعث افتخار و مباهات شهر ، استان و کشور می باشد .

ردیف نام جشنواره سال شرکت نام فیلم کارگردان نتایج
1 لیسبون / پرتغال 1991 آنچه بود ،آنچه نبود احمد رضا نورایی افتخار حضور
2 مونترال / کانادا 1991 آنچه بود ،آنچه نبود احمد رضا نورایی کسب دیپلم سومین فیلمنامه مناسب
3 دویسبرگ / آلمان 1992 سایه دیروز سعید شاه حسینی کسب دیپلم افتخار جشنواره
4 هامبورگ / آلمان 1992 سایه دیروز سعید شاه حسینی افتخار حضور
5 یونیکا / ایتالیا 1992 درس مادر شمس الله دایی زاده کسب دیپلم افتخار نمایش ویژه جشنواره
6 یونیکا / ایتالیا 1992 سه چهارم سعید شاه حسینی افتخار حضور
7 یونیکا / آرژانتین 1993 زنجیره شمس الله دایی زاده افتخار حضور
8 امیپس / آرژانتین 1993 مثل گلهای قالی سعید شاه حسینی افتخار حضور
9 واترلو / فرانسه 1993 آن دوردستها شمس الله دایی زاده کسب جایزه ویژه هیات داوران
10 دویسبرگ / آلمان 1994 درس مادر شمس الله دایی زاده کسب جایزه مدال نقره جشنواره
11 هامبورگ / آلمان 1994 دستهای او فاطمه یوسفی کسب جایزه بهترین فیلم ملی جشنواره گلدن کمرا
12 بلژیک 1994 دستهای او فاطمه یوسفی افتخار حضور

حضور تولیدات انجمن سینمای جوانان ایران – دفتر اراک ، در جشنواره های داخلی و موفقیت های به دست آمده

جشنواره های سراسری

فروردین 1367 – ششمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : جایزه و یادواره افتخار به تک عکس هنرجو سعید مرندی از اراک تعلق گرفت . ( در بخش عکاسان نوجوان زیر17 سال )

فروردین 1368 – هفتمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : لوح تقدیر به مجموعه عکس های علی اصغر داود آبادی فراهانی ، مدرس انجمن اراک .

بخش فیلم : جایزه ویژه هیات داوران به احمد رضا نورایی ، به خاطر فیلم آنچه بود ، آنچه نبود .

فروردین 1370 – نهمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : برگ بلورین و یادواره افتخار به تک عکس سعید عبدالحمیدی ، سرپرست و مدرس انجمن سینمای جوانان اراک

بخش فیلم : برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین فیلمنامه

برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین کارگردانی

برگ بلورین و یادواره افتخار بهترین فیلم داستانی به سعید شاه حسینی ، به خاطر فیلم سایه دیروز

جایزه ویژه هیات داوران به مرضیه شاه حسینی ، به خاطر بازی در فیلم سایه دیروز ، از اراک تعلق گرفت .

در این سال و در نهمین جشنواره سراسری سینمای جوان دفتر اراک ، از میان 48 دفتر در سطح کشور ، به عنوان دفتر نمونه کشور ، اعلام و هدایایی از سوی معاونت سینمایی و مدیر عامل انجمن سینمای جوانان ایران به سرپرست دفتر ، سعید عبدالحمیدی ، اهدا گردید .

آبان 1371 – اولین جشنواره سراسری فیلم های یک دقیقه ای کشور – قم

تندیس جشنواره و دیپلم افتخار به هنرجو شمس الله دایی زاده به خاطر فیلم یک دقیقه ای زنجیره .

تولید انجمن سینمای جوانان اراک به عنوان فیلم برگزیده اول .

فروردین 1372 – دهمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : –

بخش فیلم : جایزه ویژه هیات داوران به هنرجو شمس الله دایی زاده به خاطر فیلم آن دور دستها از اراک تعلق گرفت .

فروردین 1373 – یازدهمین جشنواره سراسری سینمای جوان – تهران

بخش عکس : –

بخش فیلم : تندیس زرین و لوح افتخار و جایزه به هنرجو فاطمه یوسفی به خاطر فیلم دستهای او از اراک . ( در بخش اولین تجربه فیلم سازان جوان )

تندیس زرین و لوح افتخار و جایزه به هنرجو رامین فراهانی به خاطر صدا برداری و صداگذاری فیلم موهبت زمین از اراک .

1375 – دوازدهمین جشنواره سراسری فیلم وحدت – تبریز

تندیس زرین ، دیپلم افتخار و سفر سوریه به هنرجو سید ابوالفضل عدل به عنوان نفر اول عکس در بخش آزاد .

( 27 تیر – 1 مرداد ) 1376 – سیزدهمین جشنواره سراسری فیلم و عکس وحدت – تبریز

جایزه ویژه انجمن سینمای دفاع مقدس به آقای سعید عبدالحمیدی ، به خاطر فیلم مستند ره یافتگان تعلق گرفت . جایزه و دیپلم افتخار به هنرجو سید ابوالفضل عدل ، به عنوان نفر اول بخش عکس جشنواره تعلق گرفت .

بهمن 1376 – اولین جشنواره سراسری نماز و نیایش به روایت دوربین – اراک

تندیس جشنواره ، لوح افتخار و جایزه به محمد رضا محمودی به خاطر فیلم پیک اوج به عنوان بهترین فیلم مستند تولید انجمن سینمای جوانان اراک .

آبان 1380 – هجدهمین جشنواره ملی و ششمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران

جایزه ویژه هیات داوران به فیلم ملاقات شبانه ، کار آقای رامین محمودیان از اراک .

جایزه اول سازمان میراث فرهنگی کشور به فیلم گره ، کار سعید شاه حسینی از اراک .

آبان 1381 – نوزدهمین جشنواره ملی و هفتمین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران

تندیس و لوح افتخار و جایزه نقدی بهترین فیلم داستانی بخش ( ب ) به فیلم مسیر، کار فاطمه یوسفی از اراک ، تعلق گرفت .

آبان1386-بیست و چهارمین جشنواره ملی فیلم کوتاه تهران فیلمهای فوتبال جایی که داور ندارد ساخته محمد رمضانی ، ساخته شده بایک نورساخته علی رویینی و عروس نینواواینجاگندم زار دارد هر دو به کارگردانی پناه بر خدارضایی در بخش مسابقه نگاه ملی به نمایش در آمدند اما جایزه ای کسب نکردند .

جشنواره های منطقه ای

2- 6 آذر 1371 – اولین جشنواره سینمای جوان منطقه 5 کشور – اصفهان

شامل استان های تهران ، فارس ، اصفهان ، چهارمحال و بختیاری و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس : تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو محمد نیک عهد از اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو مرتضی کریمی از اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو غلامرضا عسگری از اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس هنرجو سید عباس سجادی از اراک .

بخش فیلم : تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین فیلم داستانی به هنرجو سعید شاه حسینی به خاطر فیلم مثل گل های قالی از اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین فیلم بردار به هنرجو ابوالفضل حری به خاطر فیلم برداری فیلم مثل گل های قالی از اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین فیلمنامه به هنرجو شمس الله دایی زاده به خاطر فیلم آن دور دستها از اراک .

2- 5 آذر 1372 – دومین جشنواره سینمای جوان منطقه 4 کشور – شیراز

شامل استان های تهران ، فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، مرکزی و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس : تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس سعید عبدالحمیدی ، سرپرست و مدرس انجمن اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس مصطفی سماوات ، معاون و مدرس انجمن اراک .

تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه به تک عکس محمد نیک عهد ، هنرجو انجمن اراک .

24 – 27 آبان 1373 – سومین جشنواره سینمای جوان منطقه 4 کشور – اراک

شامل استان های تهران ، فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، مرکزی ، کهکیلویه و بویراحمد و شهرهای قم و کرج

بخش فیلم : تندیس ، دیپلم افتخار و جایزه بهترین تدوین به هنرجو شمس الله دایی زاده ، به خار فیلم برپا و همچنین جایزه ویژه مقام عالی وزارت به فیلم برپا کار شمس الله دایی زاده ، تعلق گرفت . در این جشنواره ، آثار اراک کاندیدای چهار جایزه بودند .

23 -26 آبان 1374 – چهارمین جشنواره سینمای جوان منطقه 4 کشور – یاسوج

شال استان های تهران ، فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، مرکزی ، کهکیلویه و بویراحمد و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس : لوح افتخار و جایزه به معاون انجمن ، مصطفی سماوات ، به عنوان نفر دوم بخش آزاد جشنواره .

لوح افتخار و جایزه به هنرجوی انجمن ، سیدابوالفضل عدل ، به عنوان نفر دوم بخش آئین های ما .

بخش فیلم : تندیس ، لوح افتخار و جایزه بهترین کارگردانی به سعید شاه حسینی ، به خاطر فیلم روز سکوت و کار .

تندیس ، لوح افتخار و جایزه بهترین فیلم جشنواره به سعید شاه حسینی ، به خاطر فیلم روز سکوت و کار .

لوح تقدیر و جایزه ویژه بنیاد سینمایی فارابی به منظور تولید یک فیلم 16 میلیمتری ، به سعید شاه حسینی تعلق گرفت .

در این جشنواره ، فیلم های اراک کاندید 4 جایزه بودند .

29 آبان تا 2 آذر 1375 – پنجمین جشنواره سینمای جوان منطقه 4 کشور – شیراز

شامل استان های تهران ، فارس ، اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، مرکزی ، کهکیلویه و بویراحمد و شهرهای قم و کرج .

بخش عکس : تندیس ، لوح افتخار و جایزه به تک عکس داور آقایی در بخش شادی .

بخش فیلم : جایزه ای تعلق نگرفت .

27 – 30 آبان 1376 – ششمین جشنواره سینمای جوان منطقه 3 کشور – سنندج

شامل استان های یزد ، گیلان ، خوزستان ، فارس ، قزوین ، مرکزی و کردستان .

در دوبخش عکس و فیلم جایزه ای تعلق نگرفت .

توضیح : از این سال به بعد ، جشنواره های منطقه ای به صورت رسمی و متداول از سوی ستاد مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران برگزار نشد و به جای آن هفته های فیلم و عکس ، توسط دفاتر سینمای جوان با همکاری ادارات کل فرهنگ و ارشاد اسلامی مراکز استان ها به صورت غیررقابتی ، برپا شد . به ابتکار دفتر مرکزی انجمن سینمای جوانان ایران از سال 1385، در سطح کشور جشنواره های منطقه ای در سه منطقه به صورت گردشی ، مجدداً طراحی و برگزار شد.

27 – 29 اردیبهشت 1382 – اولین جشنواره منطقه ای فیلم و عکس جوان منطقه 4 کشور – محلات

شامل استان های اصفهان ، چهار محال و بختیاری ، مرکزی و قم .

این جشنواره با مشارکت سازمان ملی جوانان ایران و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مرکزی و با همکاری انجمن سینمای جوان اراک ، برگزار شد .

بخش عکس : تندیس ، لوح افتخار و جایزه نقدی به تک عکس حمیدرضا مجیدی در بخش آئین های مذهبی ، به عنوان نفر اول .

تندیس ، لوح افتخار و جایزه نقدی به تک عکس ایرج یاسبلاغی شراهی در بخش جوان ، تلاش و کار ، به عنوان نفر اول .

لوح تقدیر و جایزه نقدی به تک عکس علیرضا سیری در بخش طبیعت ، به عنوان نفر دوم .

لوح تقدیر و جایزه نقدی به تک عکس حمیدرضا مجیدی در بخش جوان ، تلاش و کار ، به عنوان نفر دوم .

لوح تقدیر و جایزه نقدی به تک عکس علیرضا سیری در بخش آئین های مذهبی ، به عنوان نفر دوم .

21 – 28 خرداد 1383 – اولین جشنواره منطقه ای دستاوردهای فرهنگی ، هنری پیشگیری از اعتیاد – قم

بخش عکس : تندیس و لوح افتخار به علیرضا سیری به عنوان نفر اول .

بخش فیلم : جایزه ویژه هیات داوران به مهدیه بواسحاق به خاطر فیلم آغازی دوباره .

جشنواره های استانی

اولین جشنواره استانی سینمای جوان 10 – 13 آبان 1367 / اراک / سینما استقلال

دومین جشنواره استانی سینمای جوان 22 – 25 آبان 1368 / اراک / سینما استقلال

سومین جشنواره استانی سینمای جوان 11 – 14 آبان 1369 / اراک / سینما استقلال

چهره ها

غلامرضا رمضانی- فیلم ساز

مشد علی ، گیوه های کهنه اش را به پا کشید ، زیر لب بسم اللهی گفت و به سمت چرخ تافی اش که کنار دیوار حیاط بود ؛ رفت . ربابه خانم ، چاقوی قالی بافی در دست ، داخل حیاط سرک کشید .

– رفتی … مشدی ؟!

مشد علی در را باز کرد و چرخ را به سمت آن هل داد . زیر لب جواب داد :

– ها ؟! چیکار داری ؟

– یه کم پول براش بذار …

مشد علی زیر لب غرغر کرد :

– پولم کجا بود ؟!

– اونایی که شب می شمردی ، پول نبود ؟!

– چرا … پول بود . دارم می رم میدون ، باید بار بزنم . نمی بینی چرخم خالیه ؟!

– خب امروز کمتر بار بزن … بدون پول چه جوری تا بندر بره ؟!

مشد علی درحالیکه در را می بست با صدای بلند ، طوری که اهالی خانه بشوند گفت :

– خب نره بندر … مگه واجبه ؟! … بیاد دم دروازه ، کنار دست خودم …

ربابه خانم چهره درهم کشید و پشت دار قالی اش برگشت .

پسر جوان ، ساک دستی را کنار جاکفشی گذاشت و نشست تا بند کفش ها را محکم کند . ربابه خانم از پستو بیرون آمد ، پر چارقدش را باز کرد ؛ چند اسکناس مچاله شده و کهنه ، کنار دست پسر جوانش گذاشت .

– کمه … اما از هیچی بهتره !

جوان پول ها را به سمت او گرفت .

– پیش خودت باشه … من پول نمی خوام .

چشمان نخودی مادر ، پر از اشک شد .

– توی شهر غربت می خوای چیکار کنی ننه ؟! … کاش نمی رفتی !

جوان برخاست ؛ ساکش را برداشت . به طرف مادر رفت و او را بوسید . پول ها را کف دست مادر فشرد . مادر لباس جوان را کشید .

– صبر کن … اقلا یه دونه اش رو وردار !

جوان ، یکی از اسکناس ها را برداشت .

اسکناس مچاله شده مادر ، دستمایه ای شد برای راه یافتن به قلب هنر . از نمایش نامه نویسی و فیلم نامه نویسی تا ساخت سریال های تلویزیونی و فیلم های بلند سینمایی .

از سفر به بندر عباس شروع شد ، به دستیاری امیر نادری در دونده رسید و تا هند ، چک ، آلمان ، آمستردام ، مادرید ، بلاروس ، آرژانتین ، فرانسه ، استانبول و تونس ادامه یافت .

گرمای شرجی بندر و دستمایه پرمهر مادر ، رنگ و لعابی احساسی به همه ی ساخته های رمضانی داد . محور توجه در بیشتر آثارش ، کودک و خانواده بود .

بچه ها در اوج ، بچه های جنگ ، بچه بلوچ ، پسرک ، حبیب ، شاهران کوچک ، فرزندم بزرگ شده ، حیات ، سبز کوچک و…

و این نشانگر دغدغه ای است که فیلمساز نسبت به آینده کودکان این مرز و بوم و البته کودکان شهر زادگاهش دارد . اولین فیلم بلند سینمایی اش را در اراک می سازد ، عبور از تله . در سرتاسر بازار سرپوشیده ، کسی نبود که سری به محل فیلم برداری نزده باشد و داود رشیدی را از نزدیک ندیده باشد . فیلمی که در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمد و کاندید بهترین کارگردانی فیلم اول شد .

در پاییز همان سال ( 1373 ) ، سریال بهاران در بهار را برای شبکه دو کارگردانی کرد و در بهار سال بعد ( 1374 ) ، آن شب در قطار را برای شبکه اول ساخت .

مدرسه مادربزرگ ها را در تابستان همان سال به سفارش شبکه تهران ، کارگردانی کرد و سال 1375 ، سال تولید دومین فیلم سینمایی اش بود ، چرخ .

ربابه خانم وارد کادر شد ، نگاهی به شیر آبی که باز مانده بود ، انداخت و سرش را تکان داد .

– این شیر آب چرا باز مونده ؟! زهرا … زهرا کجایی ؟

بازیگر دیگر از اتاق گوشه ی حیاط خارج شده ، با عجله به سمت شیر آب رفت .

پلانی از فیلم چرخ ضبط شد . گروه چند دقیقه ای استراحت کردند ؛ رمضانی به سمت مادر رفت .

– خسته نباشی … !

مادر پیر و ریزنقش ، جوان را در ساخت فیلمش یاری می دهد . الحق که از پس نقشش ، خوب برمی آید و رضایت پسر را جلب می کند . چرخ ساخته می شود . فیلمی خوش ساخت که جوایز بین المللی بسیاری را به خود اختصاص می دهد .

فیل طلایی حیدرآباد ، کفش طلایی و جایزه کلیسای جهانی چک ، مجسمه کریستال فیلم لوکاس آلمان ، پرنده آبی اکراین و البته این فیلم در ایران اکران نمی شود .

رمضانی سریال های فرزندم بزرگ شده ، گالری 9 ، سایه ها ، ماه و سحر و دیوانه در شهر را طی سال های 76 تا 81 برای تلویزیون آماده کرد . فیلم سینمایی بازی را در سال 83 به تهیه کنندگی تلویزیون ساخت و بار دیگر برای ساخت فیلمی جدید ، راهی شهر و دیار خود شد .

به دلیل قصه بومی فیلم حیات ، یکی از روستاهای اطراف کمیجان را برای فیلم برداری انتخاب کرد . روستای سرسبز و زیبای وفس ، با مردمی خونگرم و مهربان . نقش اول فیلم ، مثل فیلم های دیگر او دختری نوجوان است . کار با کودک را دوست دارد . با کودکان ، برای کودکان ، کار می کند . هنر او در بازی گرفتن از بازیگرانش در فیلم حیات ، با بازی کودک هشت ماهه فیلم به خوبی نمایان است و البته بازیگر دیگرش ، همان چهره مهربان و آشنای فیلم چرخ است . مادر پیرش با آنکه به دلیل پادرد های طولانی ، زمین گیر شده ، نقش پیرزن بیمار قصه را به خوبی ایفا می کند و آخرین تصاویر هنری اش در این فیلم ، ضبط می شود . در بهار 85 ، رمضانی اولین و بهترین حامی هنری اش را از دست می دهد . زمانیکه فیلم برداری قفل ساز را به اتمام می رساند و برای ساخت جدیدترین کارش به اراک بازمی گردد ؛ خانه ی پدری لطف و صفایش را از دست داده و جای خالی پیرزن مهربان که با لهجه ی شیرین کاشی صحبت می کرد ؛ بسیار غم انگیز و غیرقابل تحمل است . سبز کوچک در زمستان 85 ساخته می شود و در بهار 86 در جشنواره فیلم کودک و نوجوان همدان به همراه قفل ساز به نمایش درمی آید و پروانه زرین بهترین فیلم و فیلم نامه ، به فیلم قفل ساز تعلق می گیرد .

رمضانی سالی پربار را آغاز می کند و می رود تا با دست نوشته هایی جدید ، کوله باری بسته و جاده ی بی انتهای ترقی را تا مقصد غرور و افتخار طی کند .

سعید عبدالحمیدی

سرپرست دفتر انجمن سینمای جوانان ایران در اراک

مثل بسیاری از آبادانی های عشق فیلم ، خاطرات دوران کودکی و نوجوانی او از جنس سینماست . روزهای جیم شدن از مدرسه و فرو رفتن در ترس و اضطراب فیلم های هیچکاک در سینما تاج و شب های دور از خانه و دل سپردن به روایت های سینمایی ” کیمیایی ” و ” جان فورد ” در سینما رکس .

غم از دست دادن مادر در اوان نوجوانی ، وقتی با مصیبت جنگ ناخواسته همراه شد ؛ بی قرارتر از همیشه ، در پی آینده ای روشن تر ، راهی تهران گشت . پیشتر ، پدر که اصالتا گلپایگانی بود ، خانواده را در گلپایگان مأوا داده بود .

کار در چند شرکت مختلف ، با همه ی سختی ها و مشقاتی که داشت برای سعید جوان با درس ها و تجربیات خوبی همراه بود .

وقتی به طور اتفاقی آگهی پذیرش دانشجو در مراکز اسلامی فیلم سازی را در روزنامه دید ، دوباره همان حس آشنایی که او را به سینما پیوند می داد ؛ سراغش آمد . مهیا بودن خوابگاه و اندک شهریه دانشجویی ، برای او که با سختی ها خو گرفته بود ؛ کافی بود تا دل یک دله کند و با قبولی در آزمون ورودی مرکز ، به سرزمین آرزوهایش ، سینما ، پای نهد.

روزهای شیرین و خاطره انگیز دانشجویی در سال های 62 تا 64 ، غم غربت را از دلش ربود . اساتید نام آشنای سینما ، دوستان تازه و کلاً فضای متفاوت و پویای دانش جویی ، روز به روز شناخت او را از سینما ، کامل و کامل تر کرد . همکاری با اسداله بیناخواهی که دست خوبی در طراحی و انیمیشن داشت ؛ بینش و درک بصری او را برای سال های بعد که باید تدریس می کرد و در نقش یک مربی ، در لحظه به لحظه پروژه های تولیدی هنرجویان ایفای وظیفه می نمود ؛ عمق بیشتری بخشید .

در یک چشم به هم زدن ، دوره به پایان رسید و او هم مثل سایر فارغ التحصیلان باید تعهد خدمت خود را با قبول سرپرستی یکی از دفاتر انجمن سینمای جوانان در شهرستان ها ایفا کند : اراک را انتخاب کرد . شاید به خاطر نزدیکی آن با گلپایگان و خانواده و شاید هم …

وقتی معرفی نامه اش را روی میز مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان گذاشت ، تازه فهمید برای تأسیس دفتر انجمن باید به آب و آتش بزند و کارهای زیادی را سر وسامان دهد . دفتر انجمن را پس از ماهها تلاش در طبقه دوم ساختمانی استیجاری که اداره کل و واحدهایش هم در طبقه زیرین آن مستقر بود ؛ گشود و به خود جرأت داد تا آگهی پذیرش هنرجو در ترم تحصیلی 66 – 65 را در شهری که آسمانش هرچند گاه یکبار ، مورد تجاوز هواپیماهای عراقی قرار می گرفت ؛ منتشر کند .

استقبال جوانان نوعا دانش آموز اراکی ، آنقدر بود که او دلگرم شود و آرام آرام برای ماندن یا رفتن از اراک ، بر تردیدهایش غلبه کند و پاگیر شهر شود .

… حالا 22 سال از آن زمان می گذرد . سعید عبدالحمیدی در آستانه پنجاه سالگی است .

این روزها شاید به ضرورت کمی و تنگی جا و فرسودگی وسایل ، فضای دفتر ، طراوت و نظم و نسق سال های نخست را نداشته باشد ، اما او و دستیارش هنوز چشم انتظار ورود جوان هایی هستند که سینما را برای سینما بخواهند و سهولت دسترسی به دوربین های ارزان قیمت خانگی ، هوش از سرشان نبرده و خود را بی نیاز از آموزش های پایه ای و اصولی عکاسی و سینما نپندارند .

می گویند ده سال اول ، اوج فعالیت های انجمن بوده است . سال هایی که مدرسانی چون مرحوم اشتری ، محمود زنده نام ، اصغر داود آبادی و بهنام کیوان در آن تدریس می کردند و عبدالحمیدی جوان با انگیزه و تلاشی مثال زدنی ، مربی و راهنمای کاربلد عکاسان و فیلم سازان همان کلاس ها بود .

اشتیاق و سرگرم شدن او به کار در انجمن و همراهی با هنرجویان جوان ، باعث شد بسیاری از شب های سرد اراک را در دفتر انجمن به صبح رساند و بی نظمی در برنامه غذایی به دستگاه گوارش او آسیب سخت وارد کند . این وضعیت ، ازدواجش را هم به تأخیر انداخت تا آنکه در 36 سالگی ، پرنده عشق یکی از هنرجویان در کنج دلش لانه کرد و ارمغان آن ، سه فرزند بوده است .

در کارنامه افتخارات سعید عبدالحمیدی طی 23 سال گذشته ، این عناوین بیشتر به چشم می آیند :

– انتخاب دفتر اراک به عنوان دفتر نمونه در سال 1370 .

– کسب 6 جایزه بین المللی برای تولیدات دفتر .

– کسب بیش از 50 جایزه ملی و منطقه ای در جشنواره های فیلم و عکس سینمای جوان .

– معرفی چهره های با استعداد اراک به عرصه های سینما ، تلویزیون ، مدیریت های فرهنگی و محیط های دانشگاهی .

– برگزاری دهها جشنواره استانی ، منطقه ای و هفته های فیلم و عکس و نمایشگاه های عکس .

– آموزش بیش از یک هزار هنرجوی فیلم ساز و عکاس .

– کمک به تولید هزاران قطعه عکس و فیلم .

سعید شاه حسینی

فیلم ساز – عضو هیئت علمی دانشگاه

بچه درس خوان کلاس بود . دل خوش به جزوه و کتاب راهنمای درسی نبود . با وسواس و دقت کم نظیر ، حرف های مربیان را در دفترش می نوشت وشش دانگ حواسش به کلاس و درس بود . بهتر و منظم تر از بقیه هنرجویان ، تمرین های کلاس را انجام می داد . جوری رفتار می کرد که مربیان هم ، حساب کار دستشان می آمد و بدون مطالعه قبلی ، سر کلاس حاضر نمی شدند . پرسش های عمیق او ، نشان از درک و یادگیری جدی اش داشت .

حضور در کلاس های انجمن ، برای او بهانه ای نبود تا درس و دانشگاه را سرسری بگیرد . هر قدر در کلاس های فیلم سازی و پروژه های عملی پیشرفت می کرد ؛ در تحصیلات متوسطه و سپس عالیه هم ، موفقیت های بیشتری کسب می کرد .

تعداد فیلم های ساخته شده او ، کم کم به عدد سال های تحصیلی اش نزدیک می شود . هر قدر بیشتر آموخت ، کبر و غرور در رفتارش ، کمتر دیده شد . صدای آرام و رفتار متین ، از ویژگی های رفتاری سعید شاه حسینی است . ناملایمات زندگی در چهره او ، کمتر ردی باقی گذاشته و گویی به قصد فتح قله کمال ، توقف و درنگ در مسیر حرکت را به هیچ می شمارد .

شاه حسینی و کارهایش ، پای ثابت و ترجیع بند اغلب جشنواره های ملی و بین المللی سینمای جوان بوده اند . گیرم که در سال های اخیر ، عجله ای برای تولید کارهای تازه تر ندارد و بدون شتاب زدگی در حال تجربه اندوزی برای رسیدن به یک بیان ناب سینمایی است .

وسوسه ساخت فیلم بلند ، هنوز نتوانسته است دلبستگی های عمیق و پایه ای او را نسبت به فیلم کوتاه ، اعم از داستانی و مستند ، سست و کم رنگ کند . او هنوز در قالب فیلم های کوتاه و نیمه بلند ، معانی مورد نظرش را به تصویر می کشد . این امر هیچ گاه از ارزش کارهای او نکاسته است .

بدون تعارف ، شاه حسینی و جد و جهد مثال زدنی او می تواند الگوی خوبی برای هنرجویان و فیلم سازان جوان باشد . او امروز ، علاوه بر فیلم سازی ، در دانشگاه هم تدریس می کند و سیمای مرکز استان هم در شوراهای تخصصی ، نظرات او را ارج می نهد و حامی پروژه های مستند – ترکیبی اوست . شاه حسینی از معدود فیلم سازان کشور است که راضی به هجرت نشد و راه پایتخت را برای ادامه فعالیت های هنری اش پیش نگرفته است . وجود او برای اراک که طی یک دهه اخیر ، بسیاری از هنرمندان خوش آتیه را به تهران گسیل ساخته است ؛ غنیمتی است و می توان دل خوش بود که هنرجویان و دانش جویان مستعد در پرتو تعلیم و تربیت او ، آسمان شهر را نور باران کنند .

– سال 1367 با اولین فیلم کوتاه هشت میلیمتری در اولین جشنواره سینمای جوان استان مرکزی ( می خواستم بدانم )

– سال 1368 با دومین فیلم در دومین جشنواره سینمای جوان استان مرکزی ( جایی برای بازی ) هشت میلیمتری و برنده بهترین عنوان بندی .

– سال 1369 با فیلم هشت میلیمتری ( تنهایی و راه ) در سومین جشنواره استانی سینمای جوان ، برنده بهترین کارگردانی و بهترین فیلم .

– سال 1370 با فیلم ( سایه دیروز ) در جشنواره نهم سینمای جوان در تهران ، برنده بهترین کارگردانی و فیلم نامه به صورت مشترک . فیلم برگزیده جشنواره و بهترین بازیگری .

– سال 1370 ، ساخت فیلم های یک دقیقه ای ( ندای آغاز ) ، ( نوازش ) ، ( نبوغ ) و ( سه چهارم ) و شرکت دو فیلم ( نبوغ ) و ( سه چهارم ) در جشنواره یونیکا – ایتالیا .

– سال 1371 ، شرکت در جشنواره هامبورگ با فیلم ( سایه دیروز ) .

– سال 1371 ، فیلم ( مثل گل های قالی ) در جشنواره منطقه ای سینمای جوان اصفهان . برنده بهترین کارگردانی و بهترین فیلم و فیلم برداری .

– سال 1372 با فیلم هشت میلیمتری ( شب های خستگی ) در جشنواره یازدهم سینمای جوان .

– سال 1372 با ( مثل گل های قالی ) در جشنواره امیپس آرژانتین

– سال 1373 ، جشنواره منطقه ای سینمای جوان با فیلم شانزده میلیمتری ( امید )

– سال 1374 با فیلم شانزده میلیمتری ( روز سکوت و کار ) در جشنواره منطقه ای سینمای جوان یاسوج و برنده بهترین فیلم ، بهترین کارگردانی و جایزه ویژه بنیاد سینمایی فارابی .

– سال 1375 ، جشنواره رشد با فیلم ( روز سکوت و کار )

جشنواره فیلم های صد ثانیه ای به مناسبت صدمین سالگرد پیدایش سینما ، با فیلم ( روشنایی صحنه ) .

– سال 1375 ، جشنواره سراسری سینمای جوان با فیلم ( روز سکوت و کار ) .

– سال 1375 ، فیلم ( روز سکوت و کار ) در اولین جشنواره فیلم دانشجویان کشور و کسب جایزه دوم جایزه جشنواره .

– سال 1380 ، فیلم مستند داستانی ( گره ) در جشنواره سراسری سینمای جوان و جایزه فیلم برگزیده داوران سازمان میراث فرهنگی کشور .

– سال 1383 ، شرکت در جشنواره بین المللی کینوفیلم منچستر – انگلستان ، با فیلم کوتاه ( گاری شکسته ) .

– سال 1384 ، شرکت در جشنواره بین المللی فیلم در اسپانیا با فیلم ( گاری شکسته ) .

– سال 1385 ، شرکت در سی و پنجمین جشنواره بین المللی رشد با دو فیلم ( کمانچه ) و ( نقش ) .

– سال 1385 ، شرکت در بیست و دومین جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران با فیلم ( نقش ) .

– شرکت در دومین جشنواره فیلم رویش با فیلم نامه داستانی ( منظر ) ، آبان ماه 1385 .

– سال 1386 قبولی در مقطع دکترای رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی .

– نگارش فیلم نامه های داستانی ( سرزمین از یاد رفته ) ، ( بامداد ) ، ( سایه های بلند وهم ) ، ( گوزنی برای دیدن ) ، ( سکوت و نجوا ) ، ( منظر ) و ( در انتظار معجزه ) .

– مجموعه علمی آموزشی ( برش ) ، هجده قسمت 10 دقیقه ای برای شبکه اول در سال 1378 .

– فیلم بلند مستند ( دانشگاه اراک ) ، ویدئو بتاکم ، 60 دقیقه ، سال 1380 .

– مجموعه مستند تلویزیونی ( دست ساخته ها ) در شهریور 1385 .

– آغاز تولید فیلم مستند صنعتی دانشگاه اراک با نام ( پروژه های عمرانی دانشگاه ) ، بهار 1386 .

سامان سالور- فیلمساز

حال و هوای کلاس های انجمن سینمای جوانان اراک در اوایل دهه هفتاد و شور زائدالوصف سامان برای آموختن ، زمینه ای را فراهم ساخت تا سینما را در مؤسسه آموزش عالی سوره ، این بار در کسوت دانشجو ، دنبال کند . عطش او به ساخت فیلم ، او را به یکی از دانشجویان ممتاز دانشکده بدل ساخت . تعداد زیادی از فیلم های کوتاه تعدادی او محصول همین دوران پربار تحصیل در سوره بود . سال 1382 و تجربه دستیاری کارگردان در کنار فیلمساز جوان ، علیرضا امینی ، ثمرات و آموخته های تازه ای برای او به همراه داشت . ساخت اولین فیلم سینمایی اش با نام ساکنان سرزمین سکوت در همان سال ، منتقدان سینمایی را با پدیده ای خوش آتیه روبرو ساخت . سالور، دو سال بعد چند کیلو خرما برای مراسم تدفین را جلوی دوربین برد و با کسب جوایز و افتخارات متعدد ، آوازه ای جهانی را در جشنواره ها و مجامع جهانی به دست آورد .

به قول خودش ، یک فیلمساز هرقدم هم جشنواره زده باشد ، دوست دارد مخاطبان در اکران عمومی فیلمش را ببینند . اما این آرزوی سالور ، تاکنون درباره فیلم های بلند او جامه عمل به خود نپوشیده است . او معتقد است : ” تبعیض در سینمای ما سایه افکنده و فیلم هایی که به اصطلاح مستقل هستند و مخاطب خاص خود را دارند ، اکران نمی شوند و فرصتی برای نمایش آنها وجود ندارد . ” شاید همین حسرت ، سرانجام او را به تلویزیون کشاند و در سال 1386 کارگردانی یک مجموعه سه قسمتی به نام جایی نزدیک آسمان را برای او رقم زد .

پاره ای از منتقدان ، فیلم های بلند او را در رده کمدی های سیاه قرار داده اند . سالور خود مدعی است ، همه شخصیت های فیلمش خاکستری هستند و اساسا انسان مدرن نمی تواند سیاه یا سفید باشد . او اذعان دارد ، در واقع شخصیت بد مطلق و خوب مطلق در فیلم هایش وجود ندارد و همه پر از تضاد و تناقض و ضعف هستند .

سالور مانند همه فیلم سازان بدون پشتوانه مالی مطمئن ، مجبور شده است همزمان با فرایند تولید فیلم هایش ، به طراحی صحنه و لباس ، تهیه کنندگی و تدوین هم بپردازد .

گزیده آثار سامان سالور

جای پای دوست

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویربردار : ابوالفضل عدل / تدوین : سامان سالور / قطع : V.H.S / زمان : 14 دقیقه / تولید انجمن سینمای جوانان اراک .

سربازی در جستجوی کودکی خویش ، پا به مسجد محله می گذارد و خاطرات خود را مرور می کند .

فیلم ، فیلم

نوع : مستند / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویربردار : ابوالفضل عدل / تدوین : سامان سالور / قطع : V.H.S / زمان : 12 دقیقه / تولید انجمن سینمای جوانان اراک .

فیلمی از پشت صحنه یک فیلم بلند سینمایی که در اراک تولید شد .

دقیقه هشتاد

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویربردار : جلیل شعبانی / تدوین : حمید بیگلی / قطع : بتاکم / زمان : 23 دقیقه / تهیه کننده : حمید بیگلی .

در روز حساس و سرنوشت ساز بازی ایران و استرالیا ، دو پسربچه برای دیدن مسابقه ، از کلاس درس ریاضی و معلم سخت گیر خود می گریزند ولی یکی از آنها در نیمه راه تصادف می کند و ریتم بازی فوتبال با ضربان زندگی پسرک در هم می آمیزد .

این یک سونی است

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویر بردار : سامان سالور / تدوین : سامان سالور / قطع : دی وی کم / زمان : 11 دقیقه / تهیه کننده : سامان سالور – دفتر فرهنگی هنری کلوزآپ .

نصرالله ، داود و سعید ، مهاجران افغانی هستند که به نحوی تمثیل وار درگیر زندگی ماشینی و تحت سلطه کمپانی های بزرگ تبلیغاتی در کلان شهر تهران ، روزگار می گذرانند .

باد گیسوانت را شانه خواهد زد

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / فیلمبردار : مسعود سلامی / صدا : بهروز شرافت / تدوین : سامان سالور / موسیقی : داریوش زنگنه / قطع : 35 میلیمتری / زمان : 18 دقیقه / تهیه کننده : ساسان سالور .

در بستری سخت ، عشقی پاک شکل می گیرد . نگاه ، آوا ، رنگ ، شهد شیرین عشق و طعم تلخ شکست در عبور از تک درخت ها و باریکه راه ها ، تبسم دخترکی معصوم که با خود می اندیشد ” آیا دوباره گیسوان را در باد شانه خواهم زد ؟! “

بهشت اینجاست

نوع : داستانی / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویر بردار : تورج اصلانی / تدوین : سامان سالور / قطع : بتاکم / زمان : 23 دقیقه / تهیه کننده : سامان سالور – جواد ارشاد .

دختر فیلم سازی در برخورد با اطلاعیه ای مبنی بر فروش کلیه توسط جوانی ، برای ساخت فیلمی مستند ، درگیر زندگی و دغدغه های جوان می شود .

چند دقیقه سکوت

نوع : مستند / کارگردان : سامان سالور / فیلم نامه : سامان سالور / تصویر بردار : سامان سالور / تدوین : امیرحسین ماکویی / قطع : دی وی کم / زمان : 8 دقیقه و 30 ثانیه / تهیه کننده : سامان سالور – دفتر فرهنگی هنری کلوزآپ .

زندگی چند جوان مجرد در لحظاتی بحرانی و نفس گیر ، با یاری نیروی قدرتمند واقعیت تصویر می شود .

تولیدات فیلم انجمن سینمای جوان اراک 1366-1386

ردیف نام فیلم کارگردان قطع نوع زمان سال تولید
1 در شولای مه مجید زندی 8 م.م مستند 6 دقیقه 1366
2 بلور گرم رمضان یاحقی 8 م.م مستند 7 دقیقه 1366
3 گاز رضا مهدوی هزاوه 8 م.م مستند 6 دقیقه 1366
4 حادثه کوچک شهر بزرگ عباس شیرمحمدی 8 م.م داستانی 9 دقیقه 1366
5 آنچه بود آنچه نبود احمدرضا نورایی 8 م.م داستانی 7 دقیقه 1367
6 تداوم شمس الله دایی زاده 8 م.م انیمیشن 4 دقیقه 1367
7 حدیث عشق حمیدرضا طیبی 8 م.م مستند 3 دقیقه 1367
8 روز امتحان احمد جمشید وند 8 م.م داستانی 7 دقیقه 1367
9 آغاز رامین فراهانی 8 م.م انیمیشن 3/2 دقیقه 1367
10 می خواستم بدانم سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 30/6 دقیقه 1367
11 تصمیم آخر شمس الله دایی زاده 8 م.م داستانی 11 دقیقه 1367
12 غزل برای درخت احمد قبادی 8 م.م داستانی 5/3 دقیقه 1367
13 لوکوموتیوران محمدرضا ذبیحی 8 م.م داستانی 7 دقیقه 1367
14 اعدامی داود قناتی 8 م.م داستانی 30/10 دقیقه 1367
15 آخر برج حمیدرضا طیبی 8 م.م داستانی 30/7 دقیقه 1367
16 صباغی ابوالفضل حری 8 م.م مستند 8 دقیقه 1367
17 گیوه دوزی جعفر میراشرافی 8 م.م مستند 7 دقیقه 1367
18 کتابهای ما ، کتابخانه ما احمد جمشید وند 8 م.م داستانی 9 دقیقه 1367
19 از خواب تا بیداری اکبر محمدی 8 م.م داستانی 4 دقیقه 1367
20 چل پوپ محمدرضا ذبیحی 8 م.م داستانی 14 دقیقه 1367
21 خیابانی ها کاووس فرهادی 8 م.م داستانی 5 دقیقه 1368
22 پیرمردها و سنگ ابوالفضل حری 8 م.م مستند 15 دقیقه 1368
23 جایی برای بازی سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 9 دقیقه 1368
24 در ابتدای راه سید عباس سجادی 8 م.م داستانی 14 دقیقه 1368
25 شگرد زندگی داود خوشبخت 8 م.م داستانی 13 دقیقه 1368
26 تنهایی و راه سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 15 دقیقه 1368
27 تاب رامین فرهادی 8 م.م داستانی 14 دقیقه 1369
28 مموش فاطمه داود آبادی 8 م.م انیمیشن 15 دقیقه 1369
29 میهن خویش را … مسعود نوازنی 8 م.م مستند 9 دقیقه 1369
30 ایست سعید شاه حسینی 8 م.م انیمیشن 30/8 دقیقه 1369
31 سیگار نکشید سهراب یار محمدی 8 م.م داستانی 14 دقیقه 1369
32 تصلیب رامین فرهادی 8 م.م داستانی 5 دقیقه 1370
33 راه فاطمه داود آبادی 8 م.م داستانی 14 دقیقه 1370
34 آبتنی غلامرضا عسگری 8 م.م داستانی 5 دقیقه 1370
35 تصویر آرزوها ابوالفضل حری 8 م.م داستانی 12 دقیقه 1370
36 درس مادر شمس الله دایی زاده 8 م.م داستانی 7 دقیقه 1370
37 توهم محمد رضا ذبیحی 8 م.م داستانی 5 دقیقه 1370
38 پگاه سعید رجبی فروتن 8 م.م داستانی 8 دقیقه 1370
39 بوکس احمد قبادی ، ابوالفضل حری 8 م.م مستند 2 دقیقه 1370
40 سایه دیروز سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 15 دقیقه 1370
41 گام شمس الله دایی زاده 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1371
42 نبوغ سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1371
43 نوازش سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1371
44 زنجیره شمس الله دایی زاده 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1371
45 سه چهارم سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1371
46 لیوان ابوالفضل حری 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1371
47 ندای آغاز سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1371
48 مثل گلهای قالی سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 15 دقیقه 1371
49 آن دوردست ها شمس الله دایی زاده 8 م.م داستانی 22 دقیقه 1371
50 خار وگل ایرج بهرامی 8 م.م داستانی 2 دقیقه 1372
51 ساز دهنی محسن چگینی 8 م.م داستانی 30/2 دقیقه 1372
52 دستهای او فاطمه یوسفی 8 م.م داستانی 30/3 دقیقه 1372
53 بازی ناتمام محسن چگینی 8 م.م داستانی 4 دقیقه 1372
54 کنکور مسعوده صفار زاده 8 م.م داستانی 5 دقیقه 1372
55 شبهای خستگی سعید شاه حسینی 8 م.م داستانی 17 دقیقه 1372
56 صبح روز بعد کبری محمدی 8 م.م داستانی 4 دقیقه 1372
57 رویای صادقانه مرتضی ناهید 8 م.م داستانی 8 دقیقه 1372
58 مونس مرتضی ناهید 8 م.م داستانی 1 دقیقه 1372
59 روز چوپان ایرج یاسبلاغی شراهی 8 م.م مستند 10 دقیقه 1372
60 تلافی کبری محمدی 8 م.م داستانی 4 دقیقه 1372
61 پیر مراد آبادی ابوالفضل حری 8 م.م مستند 5 دقیقه 1372
62 دیدار اعظم علی محمدی 8 م.م داستانی 5 دقیقه 1372
63 برای چشمهای او حمید نظیری آستانه 8 م.م داستانی 8 دقیقه 1372
64 در قاب تصویر حمید رضا مجیدی 8 م.م داستانی 12 دقیقه 1372
65 انتخاب حمید رضا مجیدی 8 م.م داستانی 4 دقیقه 1373
66 ماجرای یک سطل حمید نظیری آستانه 8 م.م داستانی 3 دقیقه 1374
67 جای پای واقعیت ایرج بهرامی 8 م.م داستانی 3 دقیقه 1374
68 صدای تنهایی عصمت بیات 8 م.م داستانی 5 دقیقه 1374
69 عصر قدرت ایرج یاسبلاغی شراهی 8 م.م انیمیشن 3 دقیقه 1374
70 همسران دشت سعید شاه حسینی VHS داستانی 12 دقیقه 1374
71 روشنایی صحنه سعید شاه حسینی VHS داستانی 40/1 دقیقه 1374
72 پیک اوج محمد رضا محمودی VHS مستند 7 دقیقه 1374
73 فیلمی ناتمام درباره سینما سید ابوالفضل عدل VHS مستند 9 دقیقه 1374
74 زریاب حمید نظیری آستانه 8 م.م مستند 14 دقیقه 1374
75 برگونه های فرش لیلا خوانساری 8 م.م مستند 4 دقیقه 1375
76 دود حمید رضا فرحی عراقی 8 م.م داستانی 4 دقیقه 1375
77 گامها در گذر زمان سید ابوالفضل عدل 8 م.م داستانی 3 دقیقه 1375
78 نون حمید رضا مجیدی VHS داستانی 7 دقیقه 1375
79 در گذر زمان ایرج یاسبلاغی شراهی 8 م.م انیمیشن 6/2 دقیقه 1375
80 با گامهای عشق حمید نظیری آستانه VHS مستند 12 دقیقه 1375
81 در راه دفاع سامان سالور 8 م.م داستانی 6/2 دقیقه 1375
82 ره یافتگان سعید عبدالحمیدی VHS مستند 9 دقیقه 1375
83 آبتنی محمد رضا محمودی VHS داستانی 1 دقیقه 1375
84 عطر شمعدانی شمس الله دایی زاده VHS داستانی 10 دقیقه 1376
85 باران عشق شمس الله دایی زاده VHS داستانی 15 دقیقه 1376
86 کنار او کیانوش کاویانی VHS داستانی 6 دقیقه 1376
87 آوای اشتیاق حمید نظیری آستانه VHS داستانی 15 دقیقه 1376
88 زنگ نماز مجید بلون VHS داستانی 5 دقیقه 1376
89 تصویرها سامان سالور VHS داستانی 30/4 دقیقه 1376
90 جای پای دوست سامان سالور VHS داستانی 15 دقیقه 1376
91 سایه های سبز عصمت بیات S.VHS داستانی 30/9 دقیقه 1376
92 رویش عصمت بیات S.VHS داستانی 6 دقیقه 1376
93 آموزشگاه سید ابوالفضل عدل VHS داستانی 30/5 دقیقه 1376
94 فورالیزه عصمت بیات S.VHS داستانی 6 دقیقه 1377
95 آنروز یک اتفاق ساده افتاد ایرج یاسبلاغی شراهی S.VHS داستانی 17 دقیقه 1377
96 حضور حمید نظیری آستانه VHS مستند 5 دقیقه 1377
97 سایه پرواز احمد مرادی S.VHS داستانی 10 دقیقه 1377
98 به رنگ دوستی مجید بلون VHS داستانی 7 دقیقه 1377
99 فیلم فیلم سامان سالور VHS داستانی 4 دقیقه 1377
100 صبح کهنه فرزاد امینی S.VHS داستانی 18 دقیقه 1378
101 یک پلان زندگی پناه برخدا رضایی S.VHS داستانی 12 دقیقه 1378
102 نوای آخر محمد زنده نام S.VHS مستند 11 دقیقه 1378
103 تا انتهای راه رامین محمودیان S.VHS داستانی 17 دقیقه 1378
104 جور دوست لیلا شهبازی S.VHS داستانی 3 دقیقه 1378
105 صاپو حمید رضا مجیدی S.VHS مستند 6 دقیقه 1378
106 جاده ایرج یاسبلاغی شراهی S.VHS داستانی 5 دقیقه 1378
107 شوق لطیف کیانوش کاویانی VHS داستانی 5 دقیقه 1378
108 وقتی گذشته پیر می شود هادی امام مقدم S.VHS مستند 12 دقیقه 1379
109 رابطه سمیه صوفیان S.VHS داستانی 3 دقیقه 1379
110 سفید و خاکستری لیلا شهبازی S.VHS داستانی 7 دقیقه 1379
111 رها فرزاد امینی S.VHS داستانی 17 دقیقه 1379
112 ملاقات شبانه رامین محمودیان S.VHS داستانی 15 دقیقه 1379
113 مسلخ پناه برخدا رضایی S.VHS مستند 9 دقیقه 1380
114 شب / خارجی / پیتزا فروشی ایرج یاسبلاغی شراهی S.VHS مستند داستانی 16 دقیقه 1380
115 اسکناس ابوالفضل بیات S.VHS داستانی 20/3 دقیقه 1380
116 تردید حسن فصیحی S.VHS داستانی 15/14 دقیقه 1380
117 مسیر فاطمه یوسفی S.VHS داستانی 8 دقیقه 1380
118 گذر پیمان صفری S.VHS داستانی 6 دقیقه 1380
119 تولد مهدیه بواسحاق S.VHS داستانی 20/3 دقیقه 1380
120 آن سوی … کبری محمدی S.VHS داستانی 45/4 دقیقه 1380
121 یاد ایام مازیار شیدایی S.VHS داستانی 7 دقیقه 1380
122 نگهبان احمد مرادی S.VHS داستانی 10 دقیقه 1380
123 آنسوی پنجره محمد شکرایه S.VHS داستانی 30/2 دقیقه 1381
124 هدیه ابوالفضل کمرکی فراهانی VHS داستانی 35/4 دقیقه 1381
125 راهی که می رویم سروش طلایی S.VHS داستانی 5 دقیقه 1381
126 مات مجید بلون S.VHS داستانی 30/6 دقیقه 1381
127 آوای آشنا الهام لک معروفی S.VHS داستانی 5 دقیقه 1381
128 بعد از ظهر ابری رامین محمودیان S.VHS داستانی 10/7 دقیقه 1381
129 برکت داود کرمی VHS مستند 10 دقیقه 1381
130 طناب ابوالفضل بیات S.VHS داستانی 7 دقیقه 1381
131 خطر محمد زنده نام S.VHS داستانی 30/6 دقیقه 1381
132 کتاب داود کرمی S.VHS داستانی 10/5 دقیقه 1381
133 مداد من ، سیگار پدر داود کرمی S.VHS داستانی 50/8 دقیقه 1381
134 آغازی دوباره مهدیه بواسحاق S.VHS داستانی 10/9 دقیقه 1381
135 راهی دیگر پیمان صفری S.VHS داستانی 5 دقیقه 1381
136 پشت پنجره احمد مرادی S.VHS داستانی 15/5 دقیقه 1381
137 فرصتی دیگر شمس الله دایی زاده M.DV داستانی 40/29 دقیقه 1381
138 سفر ایرج یاسبلاغی شراهی S.VHS مستند 10 دقیقه 1382
139 فال علیرضا صفری VHS داستانی 45/6 دقیقه 1382
140 ترنم لحظه ها مجید بلون S.VHS داستانی 25/6 دقیقه 1382
141 روزگار غریب داود تقدیری VHS داستانی 15/6 دقیقه 1382
142 ماهی های کاغذی خاطره نسایی S.VHS داستانی 4 دقیقه 1382
143 او محسن میر حسینی S.VHS داستانی 5/3 دقیقه 1383
144 خاک مقدس مهدیه بواسحاق S.VHS داستانی 10 دقیقه 1383
145 قاصدک مصطفی احمدی S.VHS داستانی 15/8 دقیقه 1383
146 عصا ابوالفضل بیات S.VHS داستانی 30/11 دقیقه 1383
147 آدمک کوروش مرشد سلوک M.DV داستانی 30/16 دقیقه 1383
148 تسبیح مهدی فتحی S.VHS داستانی 30/6 دقیقه 1384
149 یکی مثل من احمد تقوایی S.VHS داستانی 35/3 دقیقه 1384
150 آن سوی دیوار شیشه ای علی روئین S.VHS داستانی 10/2 دقیقه 1384
151 سفر سرد رامین محمودیان S.VHS داستانی 9 دقیقه 1384
152 کمانچه سعید شاه حسینی M.DV داستانی 15 دقیقه 1385
153 چرخ سعید شاه حسینی M.DV داستانی 15 دقیقه 1385
154 نقش سعید شاه حسینی M.DV داستانی 15 دقیقه 1385
155 پیروزی عشق احمد فرهمندیان M.DV داستانی 30/6 دقیقه 1386
156 زمان می ایستد امیر قشلاقی پریدری M.DV داستانی 30/5 دقیقه 1386
157 فرکانس رامین محمودیان M.DV داستانی 17 دقیقه 1386
158 مسافر شب رامین محمودیان M.DV داستانی 6 دقیقه 1386
159 شهر ما ، خانه ما سید علی محمودی M.DV مستند 30/6 دقیقه 1386
160 زمستان امیر قشلاقی پریدری M.DV داستانی 15 دقیقه 1386

 

درباره‌ی admin

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

15 − چهار =