آخرین خبرها

Ran

 

Akira-Kurosawa-001

                                                                                             

سال 1370 بود. جشنواره فیلم فجر مرور آثار کوروساوا (1998-1910)  را در سینما شهر قصه ی تهران برگزار کرده بود. برای من که دانشجوی سال اول سینما بودم از این هیجان انگیزتر نمی‌شد که فیلم‌های این فیلمساز را بر پرده ببینم. مخصوصا اگر می‌دانستم به زودی پرده های سینمای ایران دیگر رنگ فیلم‌های بزرگ دنیا را نخواهد دید.  

یکی از این فیلم‌ها آخرین کار او بود به نام  Ran    که آشوب ترجمه شده است.

Kuroran-271x250

                                                         ویلیام شکسپیر( 1616-1564)

تراژدی لیرشاه اثر ویلیام شکسپیر ماجرای زوال یک خانواده‌ی سلطنتی است  که از هنگام تقسیم قلمرو پادشاه میان دخترانش آغاز می‌شود. فیلم کوروساوا  اقتباسی از همین نمایشنامه است که در ژاپن می‌گذرد. امپراتور ژاپن قلمرو خویش را بین سه پسر خود تقسیم می‌کند. اما رقابت و جاه طلبی پسران امپراطور پر غرور او را بر خاک سیاه می نشاند.

دیدن این فیلم بر پرده‌ی سینما لذت  تجربه ی سینمایی را باردیگر برای آدمی زنده می‌کند. لذتی که این روزها از آن بی نصیبیم .

برخی از اقتباس‌ها حسرت آورند. برخی شگفت انگیز. اقتباس شگفت انگیز کوروساوا یک برگردان سینمایی هیجان انگیز است. طراحی خاص فیلم و تراژدی و وحشت و حزن عمیق نهفته در آن غیر قابل انکار است.

این فیلم علاوه بر تصویری خیره کننده شاهکاری  مثال زدنی از کاربرد صداست. موسیقی متن تورو تاکه میتسو نیز ما را بیشتر و بیشتر به عمق تراژیک کار نزدیک می‌کند.

toru-takemitsu-3-360x330

                                                    توروتاکه میتسو(1996-1930)

تاکه میتسو با اشاره‌ای بینامتنی به ملودی اصلی ترانه‌ی زمین گوستاو مالر و بخشی از یکی از سمفونی‌های این موزیسین بزرگ  قطعاتی می‌سازد که  مالامال از حس وحشت و فلاکت است. خون و خاکستر به همان میزان که در فیلم وجود دارد در موسیقی او نیز حضور دارد.

Gustav-Mahler86

                                                         گوستاو مالر (1911-1860)                   

فصلی که می بینیم از آن جهت زیباست که کارزار خونینی را بدون جلوه های صوتی  و همراه با موسیقی می شنویم. تاثیر نبود صدا در این فصل به مراتب بالانر از تاثیر بودن آن است. یک انتخاب فوق العاده خلاقه.

                                    «رن» از بهترین فیلم‌هایی است که هرگز فراموش نخواهم کرد.

درباره‌ی سعید شاه حسینی

3 نظر

  1. فیلم رن کوروساوا را دوست دارم اما نه به اندازه راشومون و ریش قرمز . نمیدانم چرا دوربین کوروساوا اینقدر از قهرمانهای فیلم دور است ؟ برعکس قهرمانهای دیگر فیلمهای کوروساوا ما با قهرمان فیلم رن همذات پنداری نمیکنیم . شاید این خواست کوروساوا بوده است . به هر حال ورژن روسی شاه لیر ساخته دیمیتری کوزینتسف را ترجیح میدهم .همچنین هملت او با موسیقی اعجاب انگیز شوستاکوویچ بنظرم بهترین اقتباس از آثار شکسپیر هستند .

    • درود بر آقای بیات
      در مورد دوست داشتن دیگر آثار کوروساوا با شما موافقم باید هفت سامورایی را در راس قرار دهم. اصلا کارهای سیاه و سفید او حس ویژه ای دارند. در تایید صحبت شما، ما با افراد رن همذات پنداری نمی کنیم بلکه به احوال آنها با تامل و حیرت می نگریم. دیگر احساسی که در همراهی با توشیرو میفونه در سانجورو، یوجیمبو، ریش قرمز و هفت سامورایی داشیم در اینجا وجود ندارد. امپراتور پروتاگونیست ( شخصیت مثبت) به نظر نمی آید. اصلا قهرمانی در اینجا وجود ندارد. من این طور فکر می کنم.

      • درود بر شما

        با تایید نظر شما ، دوست دارم این رو هم اضافه کنم در میان اکثر آثار معروف تراژیک جهان که حداقل من دیدم یا خوانده ام ، در لیر شاه بر خلاف تمام آنها ، شخصیتها همگی گناهکار یا حداقل مقصرند و این مسئله خود باعث فاصله گذاری با تماشاگر میشود . اما در نسخه روسی کارگردانی( نماهای نزدیک ازلیر شاه ) ومخصوصا بازی بازیگر لیر شاه و حتی نوع مرگ او و دخترش ( معلق میان زمین وآسمان ) دلسوزی و همذات پنداری تماشاگر را بر میاگیزد چیزی که در رن کوروساوا آگاهانه از آن دوری جسته بر خلاف تمام شاهکارهایش که شما نام بردید . آنچه شما گفتید ، تامل وحیرت مخصوصا حیرت دقیقا چیزیست که تماشاگر با دیدن صحنه های آخرالزمانی فیلم نصیبش میشود .

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

12 − دو =