آخرین خبرها
خانه / آثاری که دوستشان داریم / کارمینا بورانا

کارمینا بورانا

carl-orff-1-sized
سال‌های دهه‌ی شصت وقتی نوجوان بودم تلویزیون شبکه‌ی یک برنامه‌ای داشت به نام “انسان و جنگ”. عنوان بندی برنامه تصاویری بود از فجایع. موسیقی آن بر تصاویر، تکان دهنده بود و جذاب. تدوین تصاویر به همراه موسیقی کوبنده‌ای که نمی دانستم چیست فقط می‌دانستم هولناک و با شکوه است! جذاب بود.
این موسیقی در خاطرم ماند. سالها بعد توی جشنواره فجر موسیقی عنوان بندی اول یک فیلم ایتالیایی اکشن به نام تونل سیاه همین قطعه بود. راستش نمی دانم این قطعه در اصل فیلم بود یا در دوبله ی ایرانی جایگزین شده بود. انگار گمشده‌ای را پیدا کرده باشم در سالن سینما شهر قصه‌ی سابق تا آخر عنوانبندی را نگاه کردم تا اسم قطعه را ببینم اما نبود! و این هم گذشت.
فکر کنم یک سالی نگذشته بود که دوستم رضا مهدوی هزاوه یک کاست را برایم به امانت آورد. همان موسیقی که کیمیا شده بود! اما فقط یک قطعه نبود کلی طولانی بو.د. یک متن کوتاه هم همراه آن به من داد که کپی صفحاتی بود از فردی به نام محمود خوشنام که متن اشعار این موسیقی را ترجمه مختصر و مفید کرده بود. بالاخره اسم قطعه یافته شد: “کارمینا بورانا” اثر “کارل ارف” .
متن اصلی اشعار این موسیقی مربوط به قرن سیزدهم اروپا بود.این متن در سال های اول قرن نوزدهم کشف می شود و در قرن بیستم میلادی توسط کارل ارف موسیقی برای این اشعار ساخته شده و کارمینا بورانا نام می‌گیرد. این قطعه برای بسیاری از رهبران ارکستر وسوسه انگیز بوده است تا ان را اجرا کنند. در اینجا ما بحث علمی و نقد نداریم. پس دوست دارم احساسی بگویم، این قطعه فوق العاده زیباست. همین! این قطعه را زیاد شنیده‌اید. بیایید باز هم باهم بشنویم.
دوستان ترجمه اشعار را خیلی تند و سریع انجام دادم. اگر معادل های بهتری به نظرتان می رسد بگویید. حتما بهتر خواهد شد.
این فقط قطعه ی آغازین این مجموعه است.

کارمینا بورانا Carmina Burana
O Fortuna ای بخت و اقبال
velut luna ای همچون ماه
statu variabilis, دگرگون شونده

semper crescis تکرار بدر
aut decrescis; و هلال
vita detestabilis این زندگی نکبت
nunc obdurat آزرده می سازد
et tunc curat و آنگاه آرامش می بخشد
ludo mentis aciem, چونان هم آغوشی
egestatem, فقر
potestatem و توانمندی
dissolvit ut glaciem. در هم گدازنده

Sors immanis هیولا- سرنوشت
et inanis, و پوچی
rota tu volubilis, ای تو چرخ گردون،
status malus, ای تو بدخواه,
vana salus ای نیکی ناپایدار
semper dissolubilis, ای ناپدید شونده درهیچ
obumbrata ای سایه وار
et velata و ای پوشیده
michi quoque niteris; به ستوه آوردی مرا ;
nunc per ludum اکنون در این بازی
dorsum nudum پشت برهنه ام برای خنجر توست
fero tui sceleris.برای تو ای بدسگال

Sors salutis ای سرنوشت شوریده بر من،
et virtutis در تندرستی و
michi nunc contraria, پرهیزگاری,
est affectus یورش آور
et defectus بر من فرود آی,
semper in angaria. بر من که برده ی هر روز توام.
Hac in hora هر آینه اکنون
sine mora بی درنگ
corde pulsum tangite; ای سازها بنوازید;
quod per sortem از آن روی که سرنوشت
sternit fortem, انسانی بزرگ را فرو کوفته است,
mecum omnes plangite! ای همگان بر من بگریید!

کارمینا بورانا مجموعه قطعاتی که واقعا نتوانستم انها را در فرم موسیقیایی شناخته شده‌ای جای دهم. مگر به قول خود سازنده یک کانتات نمایشی.
ماجرا بد جور شکایت از روزگار و بخت و اقبال و چرخ گردون است. مگر نه این بود که عارف قزوینی زمانی گفت: چه بد کرداری ای چرخ، سر کین داری ای چرخ ، نه دین داری نه آیین داری ای چرخ!
مگر نه این است که بابا طاهر می‌گوید اگر دستم رسد بر چرخ گردون…
آیا خیام نسروده است که ای چرخ فلک خرابی از کینه ی توست، بیدادگری شیوه‌ی دیرینه‌ی توست
مگر حافظ نگفت دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت. دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور

عجب حکایتی است این چرخ گردون. عجب حکایتی است درد مشترک این راهبه ها با این شاعران ایرانی! اصلا با خود ما ایرانی ها!

درباره‌ی سعید شاه حسینی

8 نظر

  1. نامی که ارف روی سرودها گذاشت عبارت زیر بود:

    «سرودهای روحانی برای خواننده و کر که باید بصورت گروهی با ارکستر و تصاویر جادویی اجرا شوند.

  2. نیکی و بدی که در نهاد بشر است/شادی و غمی که در قضا و قدر است/با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل/چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است!!
    موسیقی بسار زیبایی بود و یادآور روزهای دور گذشته

  3. این آهنگ یعنی جمع اضداد

  4. سپيده قاسمي

    اين آهنگ در دوران بچگي شنيدنش هم منو به وجد مياورد و هم ميترسوند و تا زماني كه متوجه شدم معني متن و همون حس بازم به نوعي برام تكرار شد و اينبارخوشحالی به ناراحتی تبدیل می‌شه و امید به رنجش.

    • سعید شاه حسینی

      این همان حسی است که من هم داشتم. یک ترس و در عین حال هیجان. شاید موسیقی خیلی خوب توانسته است به محتوای متن اشعار نزدیک شود.

  5. انگار آهنگ از زبان خدایان نقل میشه.یاد فیلم سه گانه گادفری رجیو افتادم حتما نکاه کنید سرگردانی و حیرانی انسانی همیشگی هست.

  6. بهزاد جمارانی

    درد مشترک انسانی…جوانی که به دنبالش پیری و مرگ میاد و صحت و سلامت که بعدش مریضی و مرگ هست!!! ..کارل ارف سازنده این اثر از برترین موسیقی دانان قرن بیستم بود…ماهیت شعر هم از زبان گولیارد های قرون وسطی هست و کلی داستان و توضیح پشت این اشعار هست…ترجمه خوبی بود ممنون

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

12 − 6 =