آخرین خبرها

جان باری

هرکسی در هر اثر هنری احساس مورد نظر خودش را می بیند. حالا به ویزه که این اثر موسیقی باشد که بیشترین آزادی را برای درک و احساس به شنونده می‌دهد. اصلا موسیقی رهاترین آزادترین هنر است . تخیل را به تمام و کمال محترم می شمرد…

در مورد کارهای “جان باری” من چنین وضعی را دارم. البته انتقال این حس به شما برایم ممکن نیست و اگر قرار باشد چیزی بگویم کلماتی پراکنده خواهد بود نزدیک شاید به معنای  مورد نظر من. آسمان آبی، کوه های بلند، دشت وسیع، ابرهای پشته ای بزرگ، غروب شکوهمند آفتاب، پرواز سیال یک عقاب، دیدن یک هواپیمای تک سرنشین بر روی سبزه زار! و چیزهای دیگر. البته بیشتر آثار جان باری شاید برای من اینچنین بوده اند و برخی هم نبوده‌اند.

شنیدن کارهای جان باری نوعی  احساس غنی از حماسه و یا تغزل را تداعی می کند. یا سازهای بادی  هستند که گویی از فراز کوه ها شنیده می شوند و یا زهی ها و یولون ها که انگار در اوج آسمان  نواخته می‌شوند. خلاصه همه چیز انگار آدمی را از زمین به بالا می برد. حس مدام اوج و در عین حال زندگی و زمین. این ها همه تداعی شخصی من است. کاملا به دور از هرگونه دلیل.

اگرچه تم اصلی فیلم سینمایی “جیمز باند” از جان باری نیست اما تنظیم آن برای اولین سری فیلم سینمایی جیمز باند کار او بود. 11 قسمت از این مجموعه.

 

 

کاری دیگر که از جان باری چیزی شنیدم موسیقی متن فیلم سینمایی” با گرگ‌ها می رقصد بود”. انگار که موسیقی تلاش می کرد تا حماسه ای باشد مصور از دشت های وسیع و کوه های بلند و آسمان آبی آمریکا.

 

شاید یکی از جذابیت های فیلم ” شیر در زمستان”[1] ساخته ی “آنتونی هاروی” موسیقی عنوان بندی فیلم باشد. این فیلم همچون رقصنده با گرگ و البته قبل از آن اسکار بهترین موسیقی متن را برای جان باری در پی داشت. موسیقی سرتاسر تهدید و ترس. بیانگر تم اصلی فیلم.

“جایی در زمان”[2] همچنان پر از احساس و سرشار از طبیعت .  انگار کارگردان به خوبی فهمیده که لوکیشن طبیعت با تمی عاشقانه باید با موسیقی جان باری همرا باشد. دوست ندارم این قطعه را به عنوان موسیقی فیلم بشناسم. برای من یک قطعه موسیقی است. شک نیست که یک موسیقی متن خوب با یک قطعه موسیقی خوب متفاوت است. یک فیلم ناموفق نمی تواند موسیقی متن موفقی داشته باشد چرا که موسیقی متن جدای از کل فیلم عمل نمی کند. شاید فیلم یک کار رمانتیک قابل توجه نباشد اما موسیقی جان باری برای من یک رمنس به یاد ماندنی است.

 

آخرین کار جان باری “پژواک ابدی[3] ” است.  درباره اش چیری نمی توانم بگویم. فقط باید شنید.

[1] Lion in Winter

[2] Somewhere inTime

[3] .Eternal Echeos

درباره‌ی سعید شاه حسینی

یک نظر

  1. بى نظيييييييررررر

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*