آخرین خبرها

کریس دی برگ

 

موسیقی پاپ را دوست نداشتم. خیلی کم. از ایرانی‌ها فرهاد و فروغی و از آنطرف‌ها هم کوهن و پینک فلوید!  بیست و پنج سالم بود. توی کانون فیلم دانشکده  کار می‌کردم. موسیقی را خیلی دوست داشتم و این عجیب نبود وقتی نوار کاستی تازه وارد را ببینم توجه من را جلب کند. حافظه‌ام یاری نمی‌کند که دقیق بدانم بیست سال پیش چطور برای اولین بار اسم کریس دی برگ را توی کانون فیلم روی نواری متعلق به یکی از دوستان دیدم. مال شهرام نجاریان بود. وقتی گوش دادم حس کردم از همان موسیقی هایی است که افسوس می‌خوری چرا دیر شنیدی.یکی دو سال بعد سی دی های ام پی تری توی بازار آمد و کپی مجموعه کارهای کریس دی برگ را از یک مغازه خریدم به ده هزار تومان. برای سال 1377 پول زیادی بود.

هنوز دوستش دارم. خواننده و نویسنده ی ملموسی است. ساده بدون هیاهو با حرف هایی از جنس مردم امروز. با آرزوها و دردهای لمس شدنی همراه با امید و لبخند.

سه ترانه ای که انتخاب کردم برای آن بود که بیشتر در خاطرم مانده بودند. هنوز هنگام شنیدنشان با احساستم بازی می‌کنند. با اتفاقاتی که طی این سال ها در اطراف ما رخ داد چه در ایران، چه در کشورهای دیگر حس می‌کنم که این سه ترانه برای بیان نیازما به یافتن چیزهایی که از دست داده‌ایم و ساختن دوباره‌ی جهانی که ویرانش کرده‌ایم خیلی مناسب است. هنر مرز نمی‌شناسد. زمانی که کریس دی برگ این‌ها را سروده با ما کاری نداشته است اما ما هم عضو جمعیت بشری در جهانیم. همه در همه نقاط جهان آرزوی برگشتن خوبی‌ها و محو  پلیدی‌ها را داریم. همه می‌دانیم جنگ چه قدر زشت است و درد دیدن وحشت کودکان را در نا امنی می‌فهمیم.

به سادگی این ترانه ها، من هم با کودک خودم از یک سو و با والد نگران خودم از سوی دیگر دوست داشتم بی ادعا فقط با هم دوباره این ترانه‌ها را بشنویم. شاید روزی دلگیری همه ی ما تمام شود.

I Will

می‌خواهم…

I Will

می‌خواهم…

I’m going to an island,

به جزیره ای می روم

Where the sun will always shine,

جایی که خورشید همیشه بدرخشد

Where the moon is always riding on the sea;

جایی که ماه همیشه روی دریا باشد

And when I go I’ll leave behind,

و آن گاه که راهی شوم همه چیز را پس خود رها خواهم ساخت


These chains that hold me down,

این زنجیرها که مرا زمین گیر کرده اند

The time has come to set my spirit free,

زمان رهایی روحم فرا رسیده است


Ah ah …

آه اه

I will

خواهم رفت

And there beside a mountain stream,

و در کنار چشمه ساری در کوهستان

I’ll build a house of stone,

خانه ای سنگی خواهم ساخت

And work the wood of cedar, pine and fir,

از چوب سرو و کاج و صنوبر

And then I’ll make a garden,

و آن گاه باغی می سازم

And I’ll plant a field of corn,

و مزرعه ای از ذرت

Press my hands deep into Mother Earth,

دستانم را در دستان مادر زمین بگذار، محکم

Ah, ah …

آه آه

I will,

خواهم رفت

Yes I will,

آری خواهم رفت

Oh I will,

آه  خواهم رفت

Just to be a part of Nature once again,

تا دگر باره با طبیعت یکی شوم

I want to be a part of Nature once again,

می خواهم دگر باره با طبیعت یکی شوم

And I will…

و من خواهم رفت

And then I’ll teach my children love,

و کودکانم را عشق ورزیدن خواهم آموخت

Like every father should,

ان گونه که هر پدری چنین کند

For we are part of every living thing,

چرا که ما جزئی از زندگان هستیم

And speak of half-forgotten words,

و با نیمه گمشده ی واژگان سخن می گوییم

Like peace and joy and good,

چون آرامش و لذت و نیکی

For the world can only live when love can sing,

چرا که جهان آن گاه زیستن تواند که عشق سخن گفتن تواند.

Ah, ah …

آه آه

I will,

خواهم رفت

Oh, yes I will,

آه، یله من خواهم رفت

I will,

من خواهم رفت

And they will be a part of Nature once again,

و آنان دگر بار با طبیعت یکی خواهند شد

Oh they will feel a part of Nature once again,

آه آنان با طبیعت بودن را حس خواهند کرد

The time is now,

زمانش رسیده است

Just to be a part of Nature once again,

تا دوباره با طبیعت یکی شویم

And I will, ah ah, someday I will,

و من خواهم رفت، آه آه روزی خواهم رفت

 

 

 

Spaceman Came Traveling

مرد فضایی از سفر آمد

 Spaceman Came Traveling

مردفضایی از سفر آمد

A spaceman came travelling on his ship from afar,

مردی فضایی آمد از سفر دور دست ها

‘Twas light years of time since his mission did start,

سالیان  نوری در راه بود از آغاز ماموریتش

And over a village he halted his craft,

و آنگاه بر فراز روستایی درنگی کرد

And it hung in the sky like a star, just like a star

چون ستاره ای آویخته از آسمان، بی چون و چرا چون ستاره ای

He followed a light and came down to a shed,

در پی نوری به آلونکی وارد شد

Where a mother and child were lying there on a bed,

آنجا که مادری با کودکش در خواب بودند

A bright light of silver shone round his head,

نوری نقره فام بر گرد سرش می درخشید

And he had the face of an angel, and they were afraid

چهره اش چونان فرشته ای بود و آنان وحشت کردند

Then the stranger spoke, he said “Do not fear,

تازه وارد گفت” نترسید

I come from a planet a long way from here,

من از سیاره ای می آیم از دور دست ها

And I bring a message for mankind to hear, “

و پیامی دارم برای نوع بشر”

And suddenly the sweetest music filled the air

و به یک باره هوا پر شد از دلنوازترین موسیقی

And it went La La

و چنین گذشت لا لا لا لا….

Peace and goodwill to all men, and love for the child

آرامش و فرجام نیک برای بشر و عشق برای کودکان

This lovely music went trembling through the ground,

زمین با این نوای دوست داشتنی لرزید

And many were wakened on hearing that sound,

و بسیاری از خواب برخاستند با شنیدن این صدا

And travellers on the road, the village they found,

و مسافران راه روستا را دیدند

By the light of that ship in the sky, which shone all round

با نور آن سفینه در آسمان که گرداگردش را روشن ساخته بود.

And just before dawn at the paling of the sky,

و درست پیش از آن که سپیده از حصارآسمان بردمد

The stranger returned and said “Now I must fly,

غریبه عزم رفتن کرد و گفت:” باید اکنون بروم

When two thousand years of your time has gone by,

هنگامی که دویست سال به زمان شما بگذرد

This song will begin once again, to a baby’s cry”

“این نغمه دوباره برخواهد خاست، چون کودکی بگرید

And it went La La This song will begin once again

و چنین گذشت لالالالا…. این نغمه دوباره برخواهد خاست

To a baby’s cry

چون کودکی بگرید

And it goes La La Peace and goodwill to all men, and

و چنین بگذرد لالالالا آرامش و فرجام نیک برای بشر و

Love for the child

عشق برای کودکان

Oh the whole world is waiting, waiting to hear the song again,

آه همه ی دنیا در انتظارند، در انتظار شنیدن دوباره ی آن نغمه

There are thousands standing on the edge of the world,

هزارن نفر در کنار دنیا ایستاده‌اند،

And a star is moving somewhere, the time is nearly here,

و ستاره ای به سویی می رود، اکنون زمان آن است،

This song will begin once again, to a baby’s cry

این نغمه دو باره برخواهد خاست، چون کودکی بگرید.

 

 

The Sound Of A Gun

صدای یک تفنگ

 

The Sound Of A Gun

صدای یک تفنگ

I have seen the diamond stylus,

من آن تیغ چون الماس را دیده ام

Cut a groove from north to south,

که شمال تا جنوب را شخم زده است

Heard them calling from the islands for a better day,

صدایشان را برای روزهای بهتر از جزیره ها شنیده ام

One by one they tell their story,

یک به یک قصه ی خود می گویند

One by one it’s just the same,

قصه هایی همانند:

“they’ve taken our leaders,

“آنان رهبران ما را گرفتند

And all their believers are paralysed,

و رهروانش زمین گیر شدند

And now we can’t turn back – somebody is watching you!

و اکنون راه بازگشتی نیست – ما تحت نظریم

Don’t turn round – yesterday’s gone!

پرسه نزن –  دیروز گذشته است

And even the children are waking at midnight in tears,

و حتی یک نفر صدای کودکانی را نشنید که نیمه شب از خواب برخاستند و

Didn’t anyone hear? Mother, mother, mother… ”
مادر مادر گفتند”

Hush child go to sleep, it’s only the sound of a gun,

هیس بچه جان! برو بخواب ، چیزی نیست فقط صدای تفنگ است.

Hush child go to sleep, it’s only the sound of a gun;

هیس بچه جان! برو بخواب ، چیزی نیست فقط صدای تفنگ است.

Looking out my bedroom window,

از پنجره ی اتاق خوابم بیرون را می نگرم

I remember early days,

به یاد می آورم روزهای اول را

When the shot that wounded millions took our breath away,

آن گاه که گلوله میلیون ها  نفر را زخمی کرد و نفسمان را برید

But now the shadow of a gunman,

اما اکنون سایه ی یک تفنگدار

With his balaclava eyes, is making the news,

با چشمانی از پس نقاب خبری دارد

Calling out the warnings on the telephone,

صدای اخطارش از پس تلفن به گوش می رسد:

“you’re in the line of fire – wish there was another way!

“شما در خط آتیشید- کاش راه نجاتی بود!

Line of fire – anything goes, “

خط آتش –کسی نمی جنبد

And who is the winner, and what will the minister say,

چه کس می برد؟ حکومت چه خواهد گفت،

At the end of the day? Never, never, never, never!
در پایان روز؟ هرگز هرگز هرگز هرگز

Hush child go to sleep, it’s only the sound of a gun,

هیس بچه جان! برو بخواب ، چیزی نیست فقط صدای تفنگ است.

Hush child go to sleep, it’s only the sound of a gun;
هیس بچه جان! برو بخواب ، چیزی نیست فقط صدای تفنگ است.

[1]This is bella soma, this is bella soma…

Mother, mother, mother…
Hush child go to sleep, it’s only the sound of a gun,
Hush child go to sleep, it’s only the sound of a gun,
Hush child go to sleep, it’s only the sound of a gun,
Hush child do not weep,

هیس بچه جان گریه نکن

It’s only the sound of a world on the run,

چیزی نست فقط صدای جهانی پادرگریز است

You’re hearing the sound of a gun;

این صدای  یک تفنگ است که می شنوی

 

[1] ترکیب Bella Soma را نفهمیدم. در واقع در یک زبان دو کلمه را نیافتم. یکی در اسپانیایی است دیگری  در زبان هندی. اگر شما به معنای این ترکیب دست یافتید اطلاع رسانی و راهنمایی شما موجب خرسندی و سپاس است.

درباره‌ی سعید شاه حسینی

6 نظر

  1. سلام آقای دکتر. وقتتون بخیر. حنانه احمدی هستم. دانشجوی دکتری مدیریت رسانه. رساله دکتریم در حوزه مخاطب شناسی تلویزیون است. میخواستم در تنظیم رساله ام از راهنمایی شما بهره مند شوم اما راه ارتباطی جز این سایت برای تماس با شما پیدا نکردم.

  2. اولین بار بود ک کارای کریس دی برگ رو گوش میدادم…
    هر ۳ موسیقی عالی بودن ولی اهنگ i  Will برای من دلنشین تر از بقیه بود … .

  3. روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت …

    زنده باد چقدر به موقع بود این ترانه و مطلبتون

  4. سلام بر شما استاد شاه حسینی

    بسیار عالی و دلنشین بودند🌺

  5. از هیجان نشر کامنت و سرعت بد نت،
    کامنت قبلی بدون هماهنگی شیر شد…
    کریس دی برگِ همیشه شنیدنی…
    و استادِ همیشه خوش ذوق با سلایق و علایقِ دلنشین…
    پایدار باشین

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*