رسانه های نوین- نظریه نوین | سایت شخصی سعید شاه حسینی
آخرین خبرها
خانه / آموزش و پژوهش / رسانه های نوین- نظریه نوین

رسانه های نوین- نظریه نوین

download-2-290x168

نوشته: دنیس مک کوایل ترجمه سعید شاه حسینی

این متن ترجمه ای است ار فصل ششم ویرایش پنجم کتاب
McQuail`s Mass Communication Theory اثر Denis McQuail، 2005

• رسانه های نوین و ارتباط توده ای
• تازه هایی درباره رسانه های نوین
• مضامین اصلی نظریه رسانه های نوین
• کاربرد تئوری رسانه برای رسانه های نوین
• الگوی نوین مبادله اطلاعات
• شکل گیری اجتماع محلی کامپیوتر محور
• مشارکت سیاسی- رسانه های نوین و دموکراسی
• تکنولوژی هایی برای آزادی؟
• همسان گر یا جدا کننده نوین؟
• نتیجه گیری

مقدمة مترجم
انسان از بدو پیدایش به شکل های گوناگون به گسترش ارتباط خود با همنوع اندیشیده است و حاصل چالش وی با محیط و انسان های پیرامونش،از تحول ارتباط رو در رو به ارتباط از راه دور و از ارتباط محدود به ارتباط جمعی منجر گشته است. آثار به جای مانده از دوران پارینه سنگی، در غارها و بر صخره‌ها، زبان ها و خطوط نخستین، بازگو کنندة تمایل انسان به یافتن حلقه‌های اتصال میان خویش و جهان پیرامون بوده‌است. پیدایش چاپ و مطبوعات تلاش دیرینة بشر برای ارتباط با دیگر انسانها در وسعت دلخواه‌تر را نشان داد و تولد سینما، رادیو و تلویزیون ارتباطات دیداری و شنیداری انسان را وسعت بخشید. پیدایش رسانه های جمعی(mass media) به پیدایش تئوری ها و مناسبات جدیدی در ارتباط انسان با انسان منجر شد. وسعت و سرعت نشر پیام‌های انسانی توامان ممکن گشت و جهان به زعم عده‌ای به سوی یک دهکده جهانی رهسپار شد. دهه‌‌های گذشته با پیدایش مثلث تلماتیک، یعنی پیوند کامپیوتر،رسانه‌های جمعی و ارتباط از راه دور نحوه جدیدی از ارتباط پدیدار شد که هم ویژگی های رسانه های جمعی را دارا بود و هم برخی از آن ویژگی ها را فاقد بود و البته برخی صفات خاص خود را به پدیدة ارتباط افزود. پیدایش رسانه‌هایی مانند شبکة جهانی وب به نامگذاری آنها به عنوان رسانه‌های نوین (new media) منجر شد .« دنیس مک کوایل» نویسنده و نظریه پرداز پرآوازه ایست که در سال 1998 به انتشار کتاب «درآمدی بر نظریه ارتباطات جمعی » اقدام می کند که این کتاب توسط « دکتر پرویز اجلالی» به فارسی برگردانده شده است.سال 2005 مک کوایل در پنجمین ویرایش این کتاب نام دیگر بر کتاب می نهد و فصول متفاوتی در آن می گنجاند که آن را با کتاب نخستین بسیار متمایز می‌سازد. از جمله آنها فصلی است با نام رسانه‌های نوین که بحث جدیدی را در رابطه با ارتباطات جمعی مطرح می کند.با توجه به گسترش روز افزون این رسانه ها و با توجه به گرایش فراوان مردم کشور ما به برخورد با این رسانه ها این فصل از کتاب خالی از مطالب قابل توجه نخواهد بود.متنی که می خوانید برگردانی است از فصل ششم کتاب « نظریة ارتباطات جمعی مک کوایل».با توجه به اینکه این متن به صورت مستقل از کتاب ارائه می شود اندکی تغییر در پی خواهد داشت.

رسانه های نوین و ارتباط جمعی
نظریه های مربوط به رسانه های جمعی بر اساس تکنولوژی های نوین و کاربری آنها مدام بازنگری شده است.پیش از این شاهد ورود نوع جدیدی از رسانه‌ها بوده‌ایم که طیف وسیعی از امکانات مربوط به تکنولوژی های اجتماعی برای ارتباط همگانی را گسترش و تغییر داده اند. با این حال پیشگویی کم وکیف آنچه رخ خواهد داد بسیار زود به نظر می‌رسد، و آنچه از اهمیت برخوردار است پیشگویی احتمالات و آزمودن نتایج اساسی اجتماعی و فرهنگی است که تاکنون پدید آمده است.
در این جا پنداشتی بنیادین وجود داردکه رسانه فقط یک تکنولوژی کاربردی برای انتقال مفاهیم نمادین معین نیست و یا فقط طرفین یک تبادل را به هم مرتبط نمی سازد. بلکه نمونه‌کاملی از یک مجموعه رابطه‌های اجتماعی است که با جلوه‌های تکنولوژی نوین تعامل دارد. نظریة جدید فقط هنگامی به شایستگی مورد نیاز است که تغییری بنیادین در شکل نهاد های اجتماعی مربوط به تکنولوژی رسانه ها و در رابطه های اجتماعی که رایج هستند و یا در آنچه در عبارت ” ساختار ذائقه ها و احساسات غالب ” نامیده می شود به وجود آمده باشد.
“رسانه های نوین” مورد بحث در اینجا در واقع مجموعه متمایزی از تکنولوژی ارتباطی هستند که خصایص معینی را در کنار نو شدن، امکانات دیجیتال و در دسترس بودن وسیع برای استفاده شخصی به عنوان ابزارهای ارتباطی ، دارا هستند. توجه مابه طور مشخص بر مجموعه ای از فعالیت هایی متمرکز است که تحت عنوان “اینترنت” مطرح هستند، به ویژه و بیشتر در موارد استفاده همگانی آن، شامل اخبار آنلاین ،آگهی های بازر‌گانی،استفاده از برنامه های تولیدی مانند دانلود موسیقی و موارد مشابه،شرکت در بحث ها و گفتگو ها، استفاده از شبکه جهانی وب، جستجوی اطلاعات و شکل های بالقوه و خاص ارتباطی. نگاه ما کمتر متوجه ایمیل شخصی،بازی ها و دیگر خدمات خصوصی ارائه شده توسط اینترنت است.
این بحث بر تعریف ویژگی های رسانه های جدید،کاربرد آنها و همگامی آنها با تجربیات ارتباطی نظر دارد. تاریخچه نسبتا مختصر رسانه های نوین تا کنون پر از تفاوت نظر در مورد فواید و هزینه‌های آن است. اما به طور کلی رسانه‌های نوین مورد استقبال (حتی از سوی رسانه‌های قدیمی) قرار گرفتند و علاقة فراوان،پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه و حتی غلو شده و تاکید بیش از حد و اندازه در باره اهمیتی که دارند،متوجه آنها شد (راسلر:1992)، اما با وجود این ماجرا، اندک اندک حرف و حدیث‌های آگاهانه تری به گوش‌می‌رسد و در کنار این خوش بینی اخطارهایی به عواقب گسترده شدن این پدیده به ویژه در نبود چهارچوب های قانونی و کنترل های لازم دیده می‌شود. پنداشت های مربوط به آثار رسانه های نوین بسیار از آنچه در واقع می تواند وجود داشته باشد بالاتر رفته است تا جایی که پژوهش هایی در این زمینه در کار کم کردن این توقعات هستند.هدف اصلی بحث ما این است که وضعیت کنونی را مورد بررسی اولیه قرار داده و نظریه و تاثیرات واقعی رسانه های نوین را مورد ارزیابی دوباره قرار دهد.

چه چیزی نو دربارة رسانه های نوین وجود دارد؟
بنیادی‌ترین جنبه تکنولوژی اطلاعات‌ و ‌ارتباطات (ICT)، ممکن است واقعیت دیجیتالی شدن باشد. فرایندی که طی آن تمام متون (معانی نمادین در تمام شکل های کد‌گذاری و ضبط شده) می‌توانند به اعداد دوتایی صفر و یک تبدیل شوند و همان فرایند تولید و پخش و ذخیره سازی را داشته باشند. همگرایی بین‌تمام اشکال رسانه‌های موجود در زمینه‌های سازمان، پخش و توزیع، دریافت و سازماندهی، از نتایج بالقوه‌‌ای است که برای نهاد رسانه می‌تواند حاصل شود. همانطورکه می‌دانیم، شکل‌های گوناگون رسانه‌های جمعی تاکنون دوام آورده‌‌اند و هویت مستقل خود را حفظ کرده و حتی اوج گرفته و رو به توسعه نهاده‌اند. نهاد رسانه جمعی نیز به عنوان عامل مشخصی از زندگی اجتماعی دوام آورده است.رسانه‌های نوین الکترونیک را می‌توان چیزی افزوده بر آنچه موجود است دانست تا جایگزینی برای آن. از سوی دیگر، باید در نظر داشته باشیم که همگرایی و دیجیتالی شدن ممکن است پیامدها و نتایج بسیار بیشتری را به بار آورد.
اگر ویژگی‌های اصلی نهاد رسانه را در نظر بگیریم، به نظر می‌آید که اینترنت به طوری مشخص دارای تفاوت هایی باشد. نخست اینکه ،اینترنت یکه و تنهادرگیر تولید و توزیع پیام نیست، بلکه در رابطه با پردازش،تبادل آرا و حفظ اطلاعات کار می‌کند. دوم اینکه،رسانه‌های نوین،همان‌قدر که نهادی عمومی هستند خصوصی به شمار می‌آیند و طبیعتاَ بر همین اساس مدون شده‌اند. سوم اینکه،فعالیت همه آنها به شکل حرفه ای نیست و یا به اندازة رسانه‌های جمعی دیگر، از نظر اداری و قانونی سازمان یافته نیستند. اینها تفاوت های پر اهمیتی هستند که بر این واقعیت که رسانه‌های نوین در بدو امر به واسطه وسعت انتشار،در دسترس بودنشان و حداقل به خاطر رهایی از نظارت با رسانه های جمعی مشابه هستند، صحه می گذارند.تلاش‌ها برای ترسیم رسانه های نوین به ویژه آنطور که در اینترنت مجسم است، به علت عدم اطمینان ازکاربردهاو شکل نهادی آنها،متوقف شده اند.کامپیوتر آنگونه که در ارتباطات مورد استفاده قرار گرفته ، به ایجاد امکانات فراوانی منجر شده است که هیچ یک بر دیگری برتری ندارد. پستمس postmes و دیگران (1998) کامپیوتر را تکنولوژی ارتباطی و غیر انحصاری ویژه ای توصیف می کنند . به همین شیوه پستر Poster (1998) اصالت اینترنت را نامعین بودن آن می‌شناسد. و آن نه فقط به خاطر گوناگونی و عدم قطعیت در آینده‌اش که به خاطر شخصیت پست مدرن آن می‌باشد. در عین حال وی به تفاوتهای کلیدی تولید برنامه های صوتی تصویری و رسانه‌های چاپی در قاب 6.1 اشاره می‌کند.
——————————————————————————————————————–
قاب 6.1 تفاوت های رسانه های نوین و رسانه های سنتی

اینترنت رادیو ،فیلم و تلویزیون را یک کاسه کرده است.ا‌ینترنت به وسیله موارد ذیل از محدودیت های چاپ و مدل های تولید برنامه های صوتی و تصویری می گذرد 1 ) قابلیت مکالمه چند نفره 2) قابلیت دریافت همزمان، تغییر و پخش چند باره موضوعات فرهنگی 3) فراتر بردن ارتباط از سطح ملی و از ارتباطات محدود به مدرنیته 4) فراهم ساختن ارتباط جهانی 5) وارد ساختن مفاهیم مدرن و بعد از مدرن در یک ابزار شبکه ای.( پستر (1999:15
———————————————————————————————————————-

لوینگستون 1999:15 Levingstone موجز تر می‌گوید:”آنچه درباره اینترنت نو به نظر می رسد،شاید ترکیبی تعاملی از مولفه هایی باشد که برای ارتباط جمعی یک نوآوری به شمار‌می‌رود. دامنة نامحدود محتوا،وسعت دسترسی مخاطب،طبیعت جهانی ارتباط.” این دیدگاه گسترش را به جای جایگزینی توصیه می‌کند.در سنجشی که 5 سال بعد از این توسط لیورو- Lievrouw انجام شد 2004بر این نگاه کلی که “رسانه‌های نوین” آرام آرام عادی شده‌ و به”جریان اصلی” پیوسته‌اند و ” روزمره” و حتی “پیش پا افتاده”‌ شده‌اند صحه گذاشته شد.او در ضمن مشخص می‌کند که “هیچ کاربرد کشنده‌ای ” از اینترنت سرنزده است آنگونه که هرنینگ Herning 2004 می‌گوید ارتباط به واسطه کامپیوتر دارد به سوی معمولی شدن گام بر می دارد.
اگر ما نقش های اساسی و ارتباطی را که درون نهاد رسانه های قدیمی یافت می‌شود در نظر بگیریم ،می توانیم این تفاوتهای کلی را جزئی‌تر بشناسیم.به ویژه آنهایی را که مربوط به تالیف ( و اجرا) ،نشر،تولید و پخش و دریافت می‌گردند.مفاهیم اصلی به ایجاز به شرح ذیل هستند:
برای مؤلفین، موقعیت ها افزایش پیداکرده‌اند- البته اگرآنچه از طریق اینترنت ارسال می شود و روی صفحه کامپیوتر نشر می‌یابد و فعالیت های مثل وبلاگ نویسی و مشابه آن را در زمره نشر به حساب آوریم. در هرحال،موقعیت و وضعیت یک نویسنده آنگونه که تا به امروز بوده است، بستگی به اهمیت‌وی و محل نشر و درجه توجه همگانی داشته است. نوشتن یک نامه یا شعر شخصی یا عکس های خصوصی در واقع تالیف به حساب نمی‌آیند. شرایط شناخت اجتماعی و اعتبار همگانی در تکنولوژی نوین تغییر نکرده است و حتی شاید داشتن مخاطب گسترده و شهرت فراگیر سخت‌تر هم شده باشد.بدون همکاری رسانه های جمعی پیشین،مشهور شدن در اینترنت آسان نیست.
برای ناشران،همان نقش قبلی ادامه دارد اما به همان دلیلی که در مورد مولفین ذکر شد وضعیت ناشرین نیز مبهم تر شده است.تاکنون یک انتشاراتی، نوعاً یک شرکت تجاری بود و یا موسسه ای عمومی و غیر انتفاعی. رسانه های نوین شکل های جایگزینی را برای نشر ارائه داده است و فرصت ها و چالش هایی را در برابر نشر سنتی ایجاد کرده است.کارکردهای نشر سنتی مانند دروازه‌بانی، دخالت‌های سردبیر و تایید مولف در برخی گونه های نشر اینترنتی،اما نه همه آنها، یافت می‌شود. در هر صورت،این شیوه ها هم چنان در عصر فراوانی و گوناگونی شکل ها استفاده می‌شود.
در مورد نقش مخاطب، امکانات فراوانی برای تغییر وجود دارد به ویژه در جهت خودگردانی بیشتر و داشتن سهم مساوی در ارتباط با منابع و فراهم آورندگان.هر عضو از جامعه مخاطبین،واقعاً عضو یک جامعه یا توده نیست بلکه یا عضو شبکه‌ای است که خود انتخاب‌کرده و یا همگانی خاص و یا مرتبط با یک فرد. به علاوه نوع فعالیت مخاطب‌ از‌ دریافت به تحقیق، مشاوره و ارتباط شخصی تر تغییر می‌یابد. لیورو در مورد ” درونی بودنِ” نوعیِ تحقیق درباره رسانه های نوین که ” بر محلی بودن، میان فردی بودن خانگی و تجربی بودن و می‌شود گفت بر درونی بودن مفاهیم رسانه های نوین تمرکز دارد”، اشاره می کند.
علیرغم این مطالب،شواهدی دال بر تداوم مخاطب توده‌وار وجود دارد و تقاضا از سوی مخاطب برای دروازه‌بانی و دستورالعمل هیئت تحریریه به چشم می‌خورد. رایسRice1999:29 در مورد تناقض دامنه گستردة گزینه هایی که برای مخاطب وجود دارد اظهار نظر می‌کند:” اکنون باید افراد تصمیم بیشتری بگیرند،دانش اولیه بیشتری داشته باشند و باید تلاش کنند ارتباط را به هم پیوسته و هدفمند کنند.تعامل و حق انتخاب منافعی جهانشمول به حساب نمی آید، بسیاری از انسانها توان، نیاز و علاقه و یا دانش لازم برای وارد شدن به چنین فرایندی را ندارند.
تا آنجا که به رابطه بین نقش های گوناگون مربوط می‌شود، می‌توانیم نوعی از هم گسیختگی و استقلال عمل بیشتررا برای مولفین و مخاطبین قایل شویم.رایس اشاره می‌کند که” مرز میان ناشرین،تولید کنندگان،توزیع‌کنندگان،مصرف کنندگان و منتقدین محتوا نامشخص و مبهم است.” این مسئله نهادی بودن به عنوان داشتن یک شکل مشخص و تمرکز فعالیت ها و هنجار های مشترک را در سایه ای از ابهام فرو‌ می‌برد. در نگاه کلی احتمال دارد که ظهور مجموعه نهادهای مجزا و تخصصی تر را در فعالیتهای‌‌ رسانه‌ای ‌به‌رسمیت بشناسیم. نهادهایی که‌ براساس تکنولوژی‌ها و یا محتواوکاربری‌های‌خاص(مثل‌ارتباط‌باژورنالیسم‌خبری،فیلمهای‌تفریحی،تجارت،ورزش،پورنوگرافی،
توریسم،آموزش،حرفه‌ها و غیره) و بدون هیچ گونه هویت نهادی مشترکی شکل می گیرند .ازین لحاظ ،مفهوم رسانه جمعی رو به زوال خواهد بود.

——————————————————————————————————————–

قاب 6.2 نوین چه چیزی است؟
• دیجیتالی شدن در تمام عرصه ها
• همگرایی رسانه های گوناگون
• جدا شدن اینتر نت از ارتباطات جمعی
• به کارگیری نقش‌های انتشاراتی
• ” درون گرایی ” بیشتر نقش مخاطب
• از هم پاشیدگی “نهاد رسانه”
• تقلیل کنترل اجتماعی

———————————————————————————————————————

موضوعات اصلی نظریه رسانه های نوین
موضع رسانه های نوین درارتباط با مالکیت و کاربرد بسیار سخت تر است.مالکیت آنها چندان واضح و مشخص نبوده و دسترسی به آنها خیلی انحصاری نیست. محتوا و گردش اطلاعات هم به راحتی کنترل می شود.ارتباط در یک الگوی عمودی یا مرکزی از ” بالا” یا ” مرکز″ جامعه به گردش در نمی آید. دولت و قانون آنطور که در مورد ” رسانه های قدیمی” وجود داشت،اینتر نت را نظارت نمی‌کند و تحت قانون در نمی‌آورد. در عین حال، دلایلی وجود دارند که رسانه‌های نوین را در خدمت قدرت نظارت کنندة مسئولین مرکزی در نظر بگیریم به ویژه از طریق نظارت بر کاربران.
هم اکنون‌ برای فرستنده، گیرنده، مخاطب یا شرکت کننده در یک تبادل شبکه‌ای برای دسترسی‌ تساوی بیشتری به وجود آمده است.اگرچه تا مشخص شدن مقدار آزادی موجود برای “مجراهای” جدید راه زیادی در پیش است. در ارتباط با یکپاچگی و هویت،زمینه مفهومی تا حدود زیادی همان است که پیش ازین مورد بحث بوده است وموضوع گسترده و کلی همان است که آیا رسانه های نوین نیرویی برا ی تجزیه در جامعه به شمار می‌آیند و یا باعث به هم پیوستگی هستند. اگرچه، شکل بنیادین اینترنت در جامعه و استفاده هایی که از آن می‌شود، عمدتا به آثار تجزیه کننده اجتماعی اشاره می کند. از دگر سو، اینترنت از آن جهت که راه را برای روابط شبکه های جدید و وابسته باز می‌کند پیوند دهنده و الزامی به نظر می‌رسد ( اسلوین Slevin 2000). نگرانی های قدیمی تر درباره رسانه های جمعی اساس خود را بر موضوع مرکزی شرایط مردم می گذارد که همان قلمرویی است که یک رسانه جمعی به آن ارائه خدمات می‌کند.این قلمرو می‌تواند یک منطقه، شهر یا هر ناحیه‌ای باشد که تحت اداره سیاسی قرار دارد.هویت و همبستگی، پیش ازین موضوعاتی جغرافیایی بودند.مسائل اصلی، دیگر به ارتباطات و هویت اجتماعی موجود محدود نمی شود.
راسموسن Rasmussen) 2000 (با اشاره به مدل مدرن سازی گیدنز (1991) اینگونه بحث می‌کند که رسانه های نوین از نظر کیفی آثارمتفاوتی را بر جامعه شبکه ای مدرن می‌گذارند. کمک اصلی که‌آنها می‌کنند این است که فاصله در حال گسترش بین جهان خصوصی و عمومی ” جهان هستی” و جهان نظام ها و سازمانها پر شود.این فاصله شاید در اثر بزرگ‌راه‌های جدید الکترونیکی در حال افزایش باشد. برخلاف تلویزیون رسانه‌های نوین می‌توانند در برنامه های زندگی فردی نقش مستقیم داشته باشند(راسموسن:2000:160). به طور خلاصه رسانه های نوین به تجدید قوای” فرد” پس از آثار ” از بین برندة” مدرن سازی می‌پردازند.
در زمینة توانایی تغییر اجتماعی، توانایی ارتباطات نوین به عنوان مامور تغییرات برنامه ریزی شده اجتماعی یا اقتصادی باید مورد سنجش دوباره قرار گیرد.در نگاه نخست،باید بین رسانه‌های جمعی که می‌توان به شکلی نظام‌مند آنها را برای توسعه طرح ریزی شده از طریق اطلاع‌رسانی و تاثیرگذاری جمعی به کار گرفت(مثلا بهداشت و جمعیت و برنامه های مبتکرانه فنی) با استفاده های غیر هدفمند و باز که ازخصیصه های تکنولوژی‌های نوین هستند، فرق گذاشت. فقدان نظارت و راهنمایی محتوا توسط فرستنده در این زمینه بسیار حیاتی به نظر می‌آید.
در هر حال،شاید رسانه هایی که مشارکت بیشتری دارند برای ایجاد تغییرات مناسب تر باشند،چرا که علاوه بر انعطاف پذیری اطلاعات غنی‌تری ارائه می دهند.این موضوع با فرایند پیشرفته تر تغییر سازگار تر است.همچنین برخی از رسانه های نوین وابستگی کمتری به زیر ساخت ها دارند.در هر حال مشکل نه در سرشت تکنولوژی که در محدودیت های دسترسی مداوم قابل جستجو می‌باشد. فرایند “توسعه” شاید هنوز هم باید مقدم بر “گسترش”رسانه های نوین قرار گیرد. همانگونه که رسانه های سنتی نیز برای اثر گذاری می بایست مخاطب می داشتند.
در مورد فایق آمدن رسانه های نوین بر موانع فضا و مکان،مطالب زیادی نگاشته شده است.در واقع، “رسانه های قدیمی” در از بین بردن فاصله های مکانی موفق بوده اند.اگرچه شاید در رابطه با تقسیمات فرهنگی چندان خوب عمل نکرده اند.آنها نسبت به شیوه حمل و نقل و مسافرت های عادی سرعت انتقال بیشتری داشتند و بسیار سریع تر عمل می‌کردند. اما ظرفیت محدودی داشتند و تکنولوژی مخابرات نیز خود نیاز به دفاتر ثابت و هزینه های فراوانی داشت تا بتواند بر فاصله ها غلبه کند و مکان ارسال و دریافت پیام نیز جایی مشخص مانند محل تولید،کارخانه،ادارات،خانه‌ها و غیره بود. تکنولوژی نوین ما را از تمام محدودیت ها نجات داده است.اگرچه دلایل زیاد اجتماعی و فرهنگی برای داشتن مکانی ثابت برای فعالیت‌های ارتباطی وجود دارد.اینترنت علیرغم فقدان وضوح در مرزها و جبهه‌ها، هنوز به شکل گسترده ‌وابسته به قلمروهایی است؛ به ویژه مرزهای ملی و زبان شناختی( هالاویس Halavais 2000).هر چند که عوامل جغرافیایی جدیدی نیز در این میان وجود دارد. (کاستلز Castells 2001) ارتباطات هنوز در ایالات متحده امریکا و اروپا متمرکز است و ارتباطات فرامرزی یا بین المللی به زبان انگلیسی صورت می گیرد.اینکه چه قدر زمان به تسخیر درآمده ازین هم نا معلوم‌تر است مگر در رابطه با سرعت زیادتر انتقال پیام، رهایی از برنامه‌های زمانی ثابت و توانایی ارسال پیام به هرکس در هر و جا و در هر زمان.(اما بدون تضمین دریافت یا پاسخ).ما هنوز وضعیت اتصال بهتری برای ارتباط با گذشته و آینده نداریم و زمان بیشتری نیز برای ارتباط در اختیار ما نیست.زمانی هم که به واسطه انعطاف پذیری جدید به وجود آمده به دلیل تقاضای نوینی که برای ارتباط با دیگران وجود دارد مصرف می‌شود.
کاربرد نظریه رسانه برای رسانه های نوین
آنطور که رایس و دیگران (1983:18) چندی پیش گفته اند” این باور وجود دارد که مجرای ارتباط به همان اندازه متغیر مهمی به شمار می‌آید که منبع،پیام،گیرنده، و بازخورد دارای اهمیت هستند.” و نیز می افزایند که ” نیازی نیست تا فرد یک جبرگرای تکنولوژیک باشد تا دریابد رسانه متغیری بنیادی در فراگرد ارتباط است.”

در عین حال بسیار دشوار است که ویژگی های الزامی و اصلی هر رسانه‌ای را دقیقا مشخص کنیم و زمینه های تمیز و تشخیص بین رسانه های ” نوین” و “قدیمی” چندان بارز نیست.
مسئله اصلی در این واقعیت نهفته است که در تجربه واقعی تمیز و تشخیص مجرا یا رسانه از محتوای خاصی که دارد و یا استفاده خاصی که از آن می‌شود و یا محیط استفاده‌اش ( مانند خانه یا محل کار یا مکان عمومی) بسیار دشوار است. این مسئله دقیقا در پژوهش های پیشین که در مورد فواید و ظرفیتهای نسبی رسانه های گوناگون “سنتی” به عنوان مجراهای ارتباطی انجام شده بود،کار را با دشواری مواجه ساخته بود. در هر حال،این به آن معنا نیست که تفاوتی مهم یا ارتباط قابل ذکری میان قدیمی ها و جدیدی ها وجود ندارد.در حال حاضر نمی توانیم پا را از ارائه پیشنهادات شنیدنی و محتمل فراتر بگذاریم.
رایس (1999) چنین می‌گو ید که تلاش برای تعریف هر رسانه ای بر اساس ویژگی های خاص‌ خودش چندان سودمند نیست.در عوض باید تلاش کنیم ویژگی‌های رسانه ها را به طور کلی مطالعه کنیم و ببینیم رسانه های نوین در این موارد چگونه عمل می کنند.بررسی تفاوت ها و تشابه بین رسانه ها برخی کارکردهای یک رسانه را به شکل مطلوبی مطرح می کند ( به عنوان نمونه، ارتباط چهره به چهره و یا وامتیازات کتابهای سنتی) و تناقضات نتایج مثبت و منفی رسانه رادر نظر نمی گیرد.تنوع طبقه بندی و گروه بندی در ” رسانه های نوین” ، طبیعت مدام درتغییر آنها ، محدودیت واضحی را بر شکل گیری یک نظریه درباره “پیامدهای” آنها اعمال می‌کند. شکل های وابسته به تکنولوژی متنوع ولی موقتی اند.در عین حال می توان چها ر دسته اصلی رسانه های نوین را شناسایی کرد که در شباهت های خاص مجرای انتقال‌پیام اشتراک دارند و تقریبا به دلیل نوع استفاده، محتوا و محیط به شرحی که می‌آید متفاوت هستند:
رسانه های ارتباط میان فردی. این رسانه ها شامل تلفن (به شکل فزاینده‌ای موبایل) و پست الکترونیک ( ابتدا برای کار ولی در حال شخصی تر شدن) می‌شوند. محتوا در اینجا شخصی و ناپایدار است و رابطه شکل گرفته و قوت یافته اهمیتی بیش از اطلاعات مبادله شده دارد.
رسانه های مربوط به بازی های تعاملی.این رسانه ها مرتبط با بازیهای کامپیوتری و ویدئویی و ابزاری برای ایجاد واقعیت مجازی هستند.ابتکار اصلی نهفته در این، تعامل و شاید تسلط ” فراگرد” بر” لذت ” کاربری است.
رسانه های جستجوگر اطلاعات.این گروه دارای وسعت است. اینترنت و شبکه‌های جهانی وب مهمترین نمونه‌های آن هستند که به مانند یک کتابخانه، یا مرکز اطلاع رسانی با اندازه، واقعیت و دسترسی نامشخصی دیده می شوند. در کنار این شبکه (موبایل)تلفن نیز به شکل فزاینده‌ای به مجرایی اطلاعاتی برای انتقال اطلاعات تبدیل شده است به گونه‌ای که پخش تله تکست، رادیو ومبادله داده‌های دیجیتال را نیز انجام می دهند. (هم اکنون پخش تلویزیون ماهواره ای نیز به آن اضافه شده است و شاید تا نشر این متن عملکردهای نوین تری نیز اضافه شود.مترجم)
رسانه‌های‌مشارکتی‌. این‌گروه شامل، به‌ویژه،کاربری‌های اینترنت مانند اشتراک وتبادل اطلاعات،نظرات و تجربیات و توسعه ارتباطات شخصی فعال (در کامپیوتر ) می گردد و از کاربردهای ابزاری تا کاربری های بسیار شخصی و درونی را شامل می شود.(بایم Baym.2002)
تنوعی که در این گونه ها وجو دارد هرگونه توصیف موجز از ویژگی های مربوط به یک رسانه را که کاملا ویژة رسانه های نوین باشند و یا در هر چهار گروه کاربرد داشته باشند،دشوار می سازد.در هر حال می توانیم برخی ابعاد و متغیرهایی را نشان دهیم که به ” کاربر” مربوط می شوند تا به این وسیله بتوانیم تمایزاتی را بین رسانه های نوین و قدیمی قایل شویم.

—————————————————
قاب 6.3 ویژگ های کلیدی رسانه

• تعامل: از آن جهت که نسبت اقدام به پاسخ و یا اقدام به بر قراری ارتباط از سوی کاربر به ” پیشنهاد” فرستنده/منیع را نشان می دهد.
• حضور اجتماعی( اجتماعی بودن): تجربه کاربر به معنی ارتباط شخصی با دیگران که به وسیله استفاده از یک رسانه شکل می‌گیرد.(شورت و دیگران 1993)
• غنی بودن رسانه ها : به گونه ای که رسانه ها می توانند چهارچوب های متفاوت بیشتری را به هم پیوند بزنند ،ابهام را کاهش دهند ،راهنمایی بیشتری را ارائه کنند ، حواس بیشتری را در برگیرند و شخصی تر باشند.
• خودگردانی: در حدی که کاربر احساس می کند بر استفاده از محتوا و مستقل از منبع نظارت دارد.
—————————————————

معنا و معیار سنجش تعامل
اگرچه تعامل بیشتر به عنوان کار کرد اصلی رسانه های نوین مطرح می‌گردد،اما می‌تواند معنا و نقش های‌گوناگونی‌ داشته‌باشد‌‌‌ و‌ تاکنون بررسی‌هایی فراوان با این موضوع صورت گرفته است (کیوسیسkiousis ،2002).کیوسیس به یک ” تعریف عملیاتی” از تعامل با ارجاع به چهار شاخص رسیده است: مجاورت ( نزدیکی اجتماعی با دیگران)، کنش وری حسی،سرعت درک و دریافت، حضور از دور دست.در این تعریف، وابستگی بیشتر بر دریافت کاربر است تا هر کیفیت بیرونی و عینی مربوط به رسانه ها.داونز و مک میلان Downes and Mcmillan (2000) پنج بعد تعامل را به شرح زیر نام می برند:
جهت ارتباط
انعطاف پذیری درباره زمان ونقشهای درگیر در تعامل
داشتن احساس “مکان” در محیط ارتباط
سطح کنترل محیط ارتباطی
مقصود دریافت شده (معطوف به ایجاد تغییر یا اقناع)
به این شکل مشخص می شود که شرایط تعامل به چیزی بیش از تکنولوژی مورداستفاده وابسته است.
به گفته پرس و دان Perse and Dunn (1998)،تحقیقات درباره کامپیوترهای خانگی و دیگر رسانه ها نشان داده است که کامپیوترکمتر برای نیازهای ارتباطی مطرح می شود. نتیجه اینکه کامپیوترها هنوز مجراهای اولیه برای پر کردن نیازهای مرتبط با رسانه‌ها نیستند.در واقع مطرح ترین کاربرد ارتباط جمعی سرگرمی و وقت گذرانی بوده و با گذر سالها همچنان بر قوت خود باقی است. این ویژگی ها با کاربرد “آیینی” رسانه های جمعی به عنوان چیزی متمایز از رضامندی ایجاد شده به وسیله محتوایی خاص که رابین Rubin (1984) مشخص می‌کند، قابل مقایسه هستند.
موریس و اوگان Morris and Ogan (1996) برای مفهوم سازی اینترنت به عنوان رسانه‌ای جمعی آن را از نقطه نظر مخاطب بررسی کردند. آنها مفاهیم رضامندی ،سطح و نوع درگیری و میزان حضور اجتماعی را در برنامه کاری خود قرار دادند اما نتوانستند در یافتن ویژگی های اساسی اینترنت به عنوان یک رسانه به نتیجه ای قطعی برسند.البته این حکایت همچنان باقی است.لیندوف و شاتزر-19Lindlof and schatzer با توجه به قوم نگاری مخاطب، به اینترنت نگاهی کردند و درباره تنوع شکل های آن نقطه نظرهایی را بیان داشتند که شامل گروه های خبری،فضاهای شبیه سازی شده و وب‌سایت‌ها و مانند آنها می‌شد. از نگاه آنها،ارتباط از طریق کامپیوتر، با سایرکاربری‌های دیگر رسانه‌ها تفاوت دارد. چرا که این نوع ارتباط چند شکلی و گذرا و با رمزهای اندک برای هدایت و نظارت کاربر است و به دستکاری نهایی پیام توسط کاربر فرصت می دهد.آنها یادآوری می کنند که وضعیت فاقد مکان بودن فرصت های جدیدی را برای زندگی شهری، یادگیری مشترک و برخورد بین فرهنگی فارغ از محدودیت های جغرافیایی ارائه می دهد.در عین حال فضاهایی برای محتواهای آشکار جنسی،گفتار نفرت انگیز، ترویج شایعات،تبلیغ الکل و هدف گیری کودکان ایجاد کرده است.
اگرچه می‌توانیم رسانه‌های نوین را با توجه به استعداد آنها تعریف کنیم اما امکان یک برخورد آزمایشگاهی و تجربی در این میان وجود ندارد.موضوع مورد بحث در اینجا استعداد اجتماعی بودن و تعامل است.درحالیکه ارتباط افراد با افراد به وسیله کامپیوتر امکان پذیر است،اما در لحظه کاربری شاهد رفتاری منزوی و در تنهایی هستیم .انتخاب ها و پاسخ‌ها فردگرایانه و در ناشناسی فراگیر صورت می‌گیرد( رجوع کنید به بایم و ترنر و دیگران Turner et al).رابطه های شکل گرفته توسط یا به واسطه ابزارهای جدید ارتباطی،اغلب زودگذر،کم عمق و فاقد تعهد هستند.آنها را کمتر می‌توان درمانی برای فردگرایی،بی ریشگی و تنهایی ناشی از زندگی مدرن به حساب آورد و همچنین به مثابه توسعه‌ای منطقی برای دست یابی به تعاملات اجتماعی‌که پیش ازین بوده است، قلمدادکرد. بنابراین نیازهای فرهنگی برای مشارکت و لذت بردن از ارتباط به واسطه کامپیوتر همانگونه که در پنج مورد اشاره وار آمده است پدیده ای پست مدرن است.
الگوهای نوین داد و ستد اطلاعات
راه مفید دیگر برای در نظر گرفتن زمینه‌های تغییر مورد بحث، فکر کردن برای گونه های جایگزین مبادله اطلاعات و ایجاد تعادل بین آنها می باشد.دو متخصص مخابرات اهل هلند جی.ال.بوردویژ و ب.وان کام J.L.Bordewijk and B.van Kaam (1986)، الگویی را طراحی کرده‌اند که به روشن سازی و بررسی تغییرات مورد بحث کمک می‌کند آنها چهار الگوی ارتباطی اصلی را توصیف می کنند و نشان می دهند که آنها چگونه به یکدیگر مربوطند.نام این الگوها خطابه،گفتگو، ارجاع،ثبت می باشد.
خطابه
در این الگو ( که نام آن از خطابه یک ژنرال رومی در جمع سربازان گرفته شده است)اطلاعات از یک مرکز به طور همزمان برای دریافت کنندگان در پیرامون و بدون فرصت زیاد برای بازخورد پخش می شود. این الگو در چندین موقعیت ارتباطی آشنا به کار می‌رود و شامل یک سخنرانی،کنسرت یا مراسم دسته جمعی می شود.در این حالت شرکت کنندگان در یک مکان جمع شده‌اند.در حالی که هنگام پخش تلویزیون و یا رادیو افراد به صورت همزمان اما پراکنده در مکان های گوناگون دریافت می گردد.یکی از دیگر ویژگی های آن تعیین زمان و مکان ارتباط توسط فرستنده یا مرکز است.اگرچه این برای مقایسه بین مدلهای جایگزین مفید است ولیکن فاصله ای که میان خطابه فردی برای یک عده و ارتباط غیر فردی جمعی وجود داردبزرگ تر از آن است که بتوان با یک مفهوم آن را پر کرد.موضوع ” مخاطب همجا” با موضوع “مخاطب ناهمجا” بحثی متفاوت است.

گفتگوو تبادل
در گفتگو افراد به صورت مستقیم با گذر از مرکز و یا واسطه ارتباطی و انتخاب طرف صحبت،زمان و مکان و موضوع، باهم در ارتباط هستند.این الگو در بسیاری از موقعیتهایی که تعامل امکان پذیراست،مثل مبادله نامه ها یا ایمیل، قابل کاربرد است. در عین حال گفتگو از راه واسطه الکترونیک معمولا به یک مرکز یا واسطه مثل ارائه دهنده خدمات تلفنی، نیازمند است.حتی اگر این مرکز و واسطه نقشی فعال در ارتباط نداشته باشد.
این یک واقعیت است که تساوی موقعیت تبادل برای طرفین از ویژگی های گفتگو به شمار می رود.اصولا در چنین ارتباطی بیش از دو نفر می توانند شرکت داشته باشند. به عنوان مثال،ملاقاتی کوچک، یک کنفرانس تلفنی،یا گروه های مباحثه با واسطه کامپیوتر از این موارد می توانند باشند.در عین حال در مواقعی شرکت بیشتر و گسترده موجب آشفتگی در موقعیت خطابه ای می گردد.
ارجاع
ارجاع به دایره ای از موقعیتهای ارتباطی مختلف اشاره می‌کند که یک فرد ( در محیط) در یک مخزن مرکزی اطلاعات به جستجو می پردازد.مثل بانک اطلاعاتی،کتابخانه،مراجع، دیسکهای کامپیوتری و غیره.این امکانات در حجم زیاد و در نوع گوناگون هستند. اصولا این الگو می تواند درکاربرد روزنامه‌های چاپی سنتی کاربرد داشته باشد. زیرا زمان و مکان ارجاع و همچنین موضوع آن نه در مرکز که در محیط توسط گیرنده تعیین می شود.

ثبت
الگوی مبادله اطلاعاتی که نام آن ” ثبت” می باشد، در واقع همان ارجاع به صورت معکوس می باشد.زیرا یک مرکز از یک مشترک محیطی ” درخواست” اطلاعات می کند و آن را دریافت می نماید. این الگو هر جا که سوابق افراد در یک دستگاه مرکزی نگهداری می شود و در تمام نظام های نظارتی کاربرد دارد.به عنوان مثال ثبت و ضبط خودکار مکالمات تلفنی،دستگاه های الکترونیک اخطار خودکار،ثبت خودکار استفاده مخاطبان تلویزیون به منظور تحقیقات پیمایشی پیرامون مخاطبان و یا به جهت تعیین آبونمان مصرف‌کنندگان از آن جمله می باشند. در ضمن به منظور سنجش ویژگی های شخصی مشتریان تجارت الکترونیک به منظور تبلیغات و هدفگیری آنها انجام می‌گیرد. جمع آوری اطلاعات در یک مرکز معمولا بدون شناخت یا اشاره به فرد انجام می‌گیرد با این حال باید گفت که این الگو پدیده جدیدی نیست اما با امکانات ثبت به دلیل حضور کامپیوتر و توسعه ابزار مخابراتی به شکل حیرت انگیزی افزایش گسترش یافته است.در این الگو مرکز برای تعیین محتوا و مبادله اطلاعات نظارتی بیشتر از فرد در محیط دارد.
یک گونه شناسی
این چهار الگو مکمل و گاه هم پوشاننده یکدیگر هستند.نویسندگان این الگوها نشان دادند چگونه می توان آنها را از جهت دو متغیر به هم مرتبط ساخت: متغیر نظارت مرکزی در برابر نظارت فردی اطلاعات، و نظارت مرکزی بر زمان،مکان و انتخاب موضوع در برابر نظارت فرد بر این موارد. ( قاب 6.1را ببینید).الگوی خطابه در اینجا به معنای “رسانه های‌قدیمی” نوعی است و به شکل گسترده ای با مدل انتقال پیام مطابقت دارد به ویژه پخش گسترده پیام ]در رادیو و تلویزیون[ که در آن محتوای محدود برای مخاطب توده وار قابل دسترسی است.الگوی ارجاع مجالی برای رشد یافته است. و آن نه تنها به دلیل رسانه های نوین تله ماتیک و تلفن که به علت تلفیق تجهیزات ضبط صدا و تصویر و افزایش بی چون و چرای تعداد کانال های تلویزیونی(به دلیل وجود تلویزیون های کابلی و ماهواره ای) بوده است.رسانه های نوین نیز به شکل متفاوت استعداد ارتباط ” مکالمه” یا چند سویه را بین افرادی با فواصل زیاد افزایش داده است. ” ثبت” هم به همان شکلی که گفته شد عملی تر و ممکن‌تر می‌شود اگرچه نمی تواند جایگزین دیگر گونه های تبادل اطلاعات گردد اما می توان آن را گسترش دهندة قدرت نظارت در عصر الکترونیک دانست.

پیکانهای موجود در تصویر 6.1 توزیع مجدد تبادل اطلاعاتی از خــطابه به گفتگو و ارجاع را نشان می دهند.در کل این تغییری بزرگ در تعادل قدرت ارتباطی از فرستنده به گیرنده را نشان می دهد.اگرچه ممکن است دوباره توازن از طریق رشد ” ثبت” و گسترش بیشتر دسترسی و جذبه رسانه های جمعی برقرار گردد.صورت های خطابه ای الزاماَ حجم خود را از دست نداده اند ( از بین نرفته اند) بلکه قالبی جدید پیدا کرده و با مقیاس کمتری از مخاطبین طبقه بندی شده بر اساس علاقه یا اطـلاعات ( پخش محدود) سر و کار دارند. در نهایت ، نتیجه ای که می توانیم از این طرح دریافت کنیم این است که الگوهای گردش اطلاعات آنطور که به نظر می آید تفاوت آشکار ندارند بلکه گاهی همگرا و واجد وجه اشتراک می باشند.دلایل این اشتراک می تواند تکنولوژیک یا اجتماعی باشد.یک تکنولوژی مشابه ( مثلا زیرساخت مخابرات) می تواند برای یک خانواده امکانات هر چهار الگوی مطرح شده را فراهم نماید.
این گونه به تصویر کشیدن تغییرات در حال انجام، ما را بر آن می دارد تا مجدداً ارتباط بدنه جاری نظریه رسانه ها در رابطه با ” تاثیرات” را بررسی کنیم.به نظر می آید بخش عمده ای ازین نظریه در مدل خطابه ای که در آن مدل انتقال پیام همچنان دارای اعتبار است، کاربرد داشته باشد.در موقعیتهای دیگر،به مدل تعاملی،آیینی یا کاربر محور احتیاج داریم.حتی در این صورت در حال حاضر نمونه‌های مکفی از نظریه یا تحقیق دربارة بررسی تغییرات احتمالی و ممکن در شکل تجربة ما از رسانه های نوین در دست نیست.
• شکل گیری اجتماع کامپیوتر محور
ایدة اجتماع محلی برای مدت های طولانی در نظریه جامعه موقعیت مهمی داشته است؛ به ویژه به عنوان ابزاری برای سنجش تاثیر تغییر جامعه و به عنوان وزنة متعادل کننده در مقابل توده(جمع).در تفکرات پیشین اجتماع محلی به دسته ای از مردم گفته می شد که در یک مکان یا هر فضای محدودی با یک هویت حضور داشتند و هنجارها و ارزشها و مناسک فرهنگی آنها مشترک بود؛ و معمولا آنقدر کوچک بودند که بتوانند همدیگر را بشناسند و با هم تعامل داشته باشند.اجتماعی ازین دست غالبا برخی از ویژگی های متفاوت و متمایز میان اعضای را به خاطر موقعیت ایشان و در نتیجه سلسله مراتب رسمی یا غیر رسمی سازمانی به نمایش می گذارد.
رسانه های جمعی سنتی در رابطه با اجتماع محلی با نوعی تردید نگریسته می‌شوند. از سویی ابعاد بزرگ رسانه و وارد کردن ارزش‌های بیرونی و فرهنگ وارداتی باعث تحلیل رفتن اجتماعات محلی شده اند که با روابط شخصی شکل می گرفتند و از سوی دیگر،رسانه هایی که در قالب ‌های محلی به کار گرفته می شدند می توانستند به بهترین نحو اجتماعات محلی راتقویت کرده و به آن خدمت رسانی کنند.در ضمن مشاهده شده که رسانه های با اندازه کوچک اما قابل ارائه به تودة مردم،( رادیو محلی یا انتشارات تخصصی) می توانند به تقویت”اجتماع محلی بر حسب علایق” کمک کنند. اگرچه این کاربرد دیگری برای عبارت ” اجتماع محلی” است. آنچه به طور کلی مطرح بود، این بود که هرچه مقیاس توزیع گسترده تر باشد برای زندگی اجتماعی محلی و اجتماع مضر است.اما همچنین این دیدگاه هم به خاطر وجود دلایلی بر تداوم رفتار محلی بین افراد مورد چالش و نقد قرار گرفت. این واقعیت که رسانه های توده ای اغلب موضوعاتی را برای گفتگو مطرح می‌کنند و کمک می‌کنند زندگی اجتماعی بین خانواده ها و کارگاهها و محل های کار و حتی بین غریبه ها رونق بگیرد به موضوع بحث مرتبط است.
در نقطه مقابل این پیشینه ،بحث درباره نتایج و عواقب هر ابداع مربوط به رسانه ادامه دارد. در دهه‌های 1960 و1970معرفی تلویزیون کابلی نه تنها به عنوان راهی برای فرار از محدودیت‌ها و نقطه ضعف های تلویزیون عمومی بلکه به خاطر اینکه وسیله ای مثبت برای خلاقیت اجتماعی بود مورد استقبال قرار گرفت.سیستم های کابلی محلی توانستند خانه های یک محله را به هم و به یک مرکز متصل کنند.برنامه ها را می شد توسط ساکنین محلی انتخاب کرد(ژانکوفسکی Jankowski 2002 ).بسیاری از خدمات اطلاعات و کمک رسانی را می شد با هزینه پایینی اضافه کرد.به طور ویژه ،دسترسی به خواسته های گروهی وحتی فردی ممکن می شد. پهنای باند محدود در پخش تلویزیونی به صورت عمومی دیگر یک محدودیت عمده عملی نبود و تلویزیون کابلی حداقل به صورت نظری نوید نزدیک شدن به فراوانی موضوعات رسانه های چاپی را می داد.
ایده های ” اجتماع سیم کشی شده” و ” شهر سیم کشی شده” مشهور و محبوب شدند ( رجوع کنید به داتون Dutton و دیگران،1986) و آزمایشهایی که در کشور های زیادی برای سنجش توان بالقوه تلویزیون کابلی صورت گرفت.این اولین ” رسانه نوین” بود که به شکل جدی و به عنوان جایگزین رسانه‌‌های توده ای به ” سبک قدیم” تلقی می شد.در نهایت به خاطر عدم تداوم بسیاری از تجربیات و عدم توفیق آنها در برآورده کردن انتظارات به وجود آمده، اصطلاح “افسانه کابلی” به آن داده شد. بیشترین امید های آرمان‌گرایانه بر بنیانهای غلط شکل گرفته بودند به ویژه این پنداشت که اینگونه اجتماع که بر بنیان شکل های کوچک شده رسانه های حرفه ای شکل گرفته بودند از طرف مردم به اندازه کافی متقاضی دارد.غالب آمدن بر مشکلات مالی و سازمانی اغلب ناممکن بود.توزیع و پخش کابلی جایگزینی برای رسانه های توده ای نشدند بلکه عمدتا به منظورهای دیگر برای پخش توده ای تبدیل شدند ولو در برخی فضاها و برای اتصال محلی در برخی مکان ها.واقعیت روشن درباره تصور پدیده کابلی، وجود ارتباطی بود که به دلیل فقدان استعداد لازم احتمالا در حد ارتباطات درونی و محدود می توانست کارایی داشته باشد.
اجتماع محلی مجازی
مجموعه انتظارات جدیدی حول و حوش ارتباطات مبتنی برکامپیوتر توسعه پیدا کرده‌اند. هسته مرکز ی این ایده این است که یک “اجتماع محلی مجازی” می تواند با هر تعداد از افراد از طریق اینترنت به انتخاب خودشان یا در پاسخ به یک محرک شکل بگیرد(رینگولد Rheingold ،1994). لیندورف و شوارتز (1998) اجتماع‌محلی‌مجازی را اینگونه تعریف می کنند، “اجتماعی محلی که تعمدا توسط افرادی با علایق مشترک،اغلب حول محور متون خاص و یا مواردی که از حوزه های غیر از ارتباطات مبتنی برکامپیوتر مانند برنامه‌های تلویزیونی و شخصیت های آنها وارد می شود، تشکیل می‌گردد.
برخی دیگر از ویژگی‌های اجتماعات محلی واقعی مانند ارتباط دو سویه، هدف مشترک، احساس هویت و تعلق، هنجارها و قوانین نانوشته گوناگون و امکان رد و یا حذف چیزی در این اجتماع حفظ شده‌اند.ضمن این‌که آداب و آیین و شکل اظهار و بیان هم از این جمله به حساب می آیند. اینگونه اجتماعات محلی اینترنتی زنده ویژگی در دسترس بودن ،باز بودن را هم دارند.در حالیکه به اجتماعات محلی واقعی به راحتی نمی‌شود وارد شد. اگرچه تفکر سنتی اجتماع محلی برای شروع یک نظریه دربارة پیامدهای رسانه های نوین مفید است،قالب های ارتباط که در رسانه های نوین ارائه می شوند احتمالا از نوع دیگری باید باشند.آنها شاید غیر قطعی وسیال و بین المللی باشند تا بومی و محلی( سلوین،2000).
تحقیقات فراوانی در مورد “اجتماعات محلی” آنلاین شکل گرفته است که معمولاَ بر علایق مشترک مثل هواداری از یک گروه موسیقی یا به خاطر یک ویژگی مشترک مثل تمایلات جنسی یا یک موقعیت اجتماعی و بهداشتی خاص شکل می گیرند.( ر.ک.جونز Jones ،1997,1998 لیندورف و شوارتز،1998). شرایط نوعی برای ایجاد یک جامعه مجازی ظاهرا شامل وضعیت اقلیمی، پراکندگی فیزیکی‌اعضا و سطح پیوستگی علایق می شوند. شاید قابل تقدیر باشد که ارتباط مبتنی بر کامپیوتر، فرصتهایی را برای ایجاد اجتماع با انگیزه و فعال به دست می دهد که از طریق رسانه های جمعی ویا محیط فیزیکی پیرامون به دست نمی‌آید. مطالعه ترنر و دیگران (2001) درباره اجتماعات حمایت از بهبود ارتباط آنلاین نشان می دهد که برخورد های آنلاین و چهره به چهره یک سویه نیستند و دو سویه و تعاملی هستند.
طرفداران ایدة اجتماع محلی آنلاین معمولاَ آگاهند که این اصطلاح یک ” استعاره” است (واتسن Watson ،1997) تا یک واقعیت.از دیگر سو ” چیزهای واقعی” خود اغلب خود دیر فهم و گاه اسطوره‌ای هستند.جونز(1997) نظریه بندیکت اندرسون Benedict Anderson (1983) را مطرح می کند که اجتماعات محلی نه به خاطر اصیل بودن و غیر اصیل بودنشان که به وسیله سبکی که در آن تصور می شوند متمایز می شوند.جونز می نویسد:” تصور می شود اجتماعات محلی اینترنتی از دو سو برای اجتماعات محلی انسانی مضرند، یکی عدم اهمیت فراوان آنهاست و دیگری این واقعیت است که نوعی ارتباط با اتصال اتفاقی و بی هدف دربارة یک تجربه وجود دارد”. اصطلاح ” اجتماع محلی کاذب” که بنیگر Beniger بیان می دارد، برای اظهار شک دربارة اصالت اجتماع محلی اینترنتی کاربرد دارد.
واقعیت واسطه بودن یک ماشین در ارتباط باعث کاسته شدن آگاهی در تماس با انسانهای دیگر می شود. حتی مدافعین اجتماع محلی مجازی،مانند رینگولد (1994)، هویتهای آنلاین را غیر اصیل می دانند. آنها ” نقابهایی” هستند که برای پنهان کردن بخش‌هایی ازهویت مثلا سن و جنس ‌به‌کار می روند (جونز1997).بنابراین شرکت در بسیاری از گفتگو ها و روابط آنلاین بی نام و نشان صورت می‌گیرد و این شاید بخشی از جذابیت آن باشد بایم(2002).در مورد عدم وجود اطلاعات درباره شرکت کنندگان به اندازه وجود اطلاعات غلط اظهار نظر می کنند. ویژگی مشکوک این اجتماعات حضور ” کمین کرده ها” و ” شکارچیان” است که اصلا به عنوان مشترک مطرح نمی شوند.
ادعای “اجتماع محلی” به معنای واقعی اش به خاطر عدم شفافیت و سندیت گروه های که به وسیله ارتباط از طریق کامپیوتر شکل می گیرند، زیر سوال قرار می‌گیرند.علاوه‌ براین عدم تعهد ” اعضا” نیز مورد قابل طرح دیگری است.پاستمن(1993) استفاده از استعاره ” اجتماع محلی” را مورد انتقاد قرار داده است.چرا که فاکتور اصلی پاسخگویی و التزام وجود ندارد.اگرچه ارتباط به واسطه کامپیوتر فرصتهای جدیدی را برای گذر از مرزهای اجتماعی و فرهنگی ایجاد می کند ، اما می تواند غیر مستقیم همین محدودیت ها را تقویت کند.آنها که می خواهند عضو اجتماعی محلی در فضای مجازی باشند باید با هنجارهایش و قوانینش سازگار شوند تا مقبول واقع و شناخته شوند.
• مشارکت سیاسی – رسانه های نوین و دموکراسی
رسانه های جمعی پیشین شامل مطبوعات و رادیو تلویزیون برای اجرای سیاست های دمکراتیک سودمند ( و حتی ضروری ) به نظر می‌آمدند.این سود مند بودن در گردش اطلاعات درباره حوادث سیاسی بین همه شهروندان و رودر رو شدن سیاستمداران و دولتمردان با سوالات و نقد مردم ریشه می گرفت.

در هر حال آثار منفی نیز در این میان وجود داشته است.چرا که احاطه شدن مجراهای ارتباطی توسط چند نفوذ خاص و محوریت ” جریان عمودی” پیام، تجارت زدگی بازار رسانه‌ای ، منجر به نادیده انگاشتن نقش های ارتباطی دموکراتیک می گشت.سازمان‌های نوعی و قالبهای کلیشه‌ای ارتباطات جمعی، دسترسی را محدود می‌کنند و گفتگو و مشارکت فعالانه را با دلسردی مواجه می‌سازند.
رسانه های نوین الکترونیک، به عنوان ابزاری بالقوه برای فرار از سیاست های ظالمانة از ” بالا به پایین” دموکراسی توده‌ای که در احزابِ سازمان یافته کوچک به صورت یکسویه به سیاست‌گذاری می پردازند و حمایت‌ها را با کمترین مذاکره و دخالت مردمی جلب می‌کنند، مورد استقبال قرار گرفتند.آنها امکانات ارائه اطلاعات را درشکلهای گوناگون به وجود می‌آورند و تقریباً دسترسی نامحدودی را به تمام آراء ایجاد کرده‌اند و بازخوردها و مذاکرات را بین رهبران و طرفداران فراهم می آورند.آنها میدان های جدیدی را برای توسعه گروههای علاقه مند و ایجاد آراء مختلف نوید می دهند.آنها اجازه می‌دهند تا گفتگوی میان سیاستمداران و شهروندان فعال بدون دخالت اجباری یک دستگاه شکل بگیرد .آنگونه که کولمن Coleman (1999) می‌گوید، نقش رسانه های نوین در ارائه خدمات مربوط به آزادی بیان تحت شرایط سلطه وار امکانات ارتباطی مهم است.قطعاَ برای دولت ها آسان نیست که دسترسی به اینترنت را برای شهروندان مخالف تحت نظارت در آورند و البته غیر ممکن هم نیست.
حتی ” سیاست های قدیمی” شاید با کمک رای گیری لحظه ای الکترونیک و ابزار جدید مبارزه بهتر کار کنند.نظریات مربوط به حوزه عمومی و جامعه شهروندی که در جای دیگر درباره شان بحث شده است این ایده را پیش بینی کرده‌اند که رسانه‌های نوین در بهترین وضعیت مناسب برای گرفتن فضاهای جامعه شهری بین بخش خصوصی و فعالیت دولتی هستند. شکل مطلوب مورد نظر هابرماس برای حوزه های عمومی از طریق شکل های ارتباطی (به ویژه اینترنت) به دست می‌‌آید که اجازه می دهند شهروندان با یکدیگر و رهبرانشان بدون بیرون رفتن از خانه ارتباط برقرار کرده و نقطه نظراتشان را بیان کنند.
بحث استقبال از “سیاست‌‌های جدید” بر اساس رسانه های جدی بسیار متنوع است . نگاه های گوناگونی در این ماجرا درگیرند.دالبرگ Dahlberg (2001) سه الگو یا طرح پایه ای را توصیف می کند.اول الگوی طرفداری از″ آزادی عقیدة مجازی” که رویکردی به سیاست مبتنی بر مدل بازار مصرفی دارد.نظر سنجی‌ها، همه‌پرسی‌ها و رای‌گیری از راه دور همه در این منظر قرار می گیرند و جایگزین فرایندهای قدیمی می شوند.دوم، نگاهی ارتباطی است که انتظار دارد سودها از مشارکت و مایه گذاشتن بیشتر قشرهای پایین دست و تقویت اجتماعات سیاسی محلی به دست آیند.سوم، در دمکراسی مبتنی بر مشاوره که از راه تکنولوژی پیشرفته تر ارتباطی و تبادل ایده ها در حوزه اجتماع به وجود می آید منفعت قطعی وجود دارد.)کولمن2001).
بنتیوگنا Bentivegna (2002) منافع بالقوه اینتر نت را برای سیاست در شش ویژگی که در قاب6.4 قرار دارند خلاصه کرده است.وی در ضمن محدودیت ها و موانع اصلی که تاکنون سد راه انتقال سیاسی شده‌اند را توصیف می کند.در نگاه او ” فاصله بین حوزه سیاسی و شهروندان ظاهرا کمتر نشده است.مشارکت در زندگی سیاسی به همان مقدار باقی مانده است” ( 2002).دلایل وی شامل موارد زیر می‌شود:
” اشباع اطلاعات” که استفاده صحیح از آن را محدود می‌کند.این واقعیت که اینترنت “شیوة زندگی” خصوصی را به عنوان جایگزین زندگی سیاسی و عمومی می کند، به شکل که در بالا ذکر شد؛ نابهنجار بودن خواسته ها که مانع از گفتگوی جدی می شود و دشواریهای بسیاری که در استفاده از اینترنت وجود دارد. به علاوه، این واقعیت اکنون کاملا روشن است که رسانه های نوین فقط توسط اقلیت کوچکی استفاده می شود که هم اکنون از نظر سیاسی علاقه مند و فعال هستند( دیویس Davis 1999 و نوریس Norris 2000). در غیر اینصورت امکانات رسانه‌های نوین فاصله بین مشترکین فعال و سایرین را گسترش می دهند.
—————————————————

قاب 6.4 مزایای اینترنت برای سیاست های دمکراتیک
• تعامل در برابر گردش یک سویه
• حضور همزمان ارتباط عمودی و توسعه تساوی
• عدم واسطه گری به معنای کاهش نقش ژورنالیسم به عنوان واسطه روابط بین شهروندان و سیاستمداران
• هزینه های پاین برای فرستنده و گیرنده
• سرعت بالا تر در مقایسه با رسانه های قدیمی
• نبودن محدودیت ها و مرزها

—————————————————
تلاش زیادی برای کم‌رنگ کردن مزایا احتمالی اینتر نت برای حوزه عمومی صورت گرفته است (دانی و فنتون Downey and Fenton 2003 ).شوفل و نیسبت Scheufele and Nisbet (2003) تحقیقی درباره اینترنت و شهروندی انجام داده اند و نتیجه آن چنین بود که ” اینترنت نقش بسیار محدودی در تقویت احساس منفعت، دانش و مشارکت دارد”.دلایلی هم وجود دارد که سازمانهای سیاسی و حزبی کنونی عموما در استفاده از توان بالقوه اینترنت شکست خورده‌اند و بلکه آن را تبدیل به شاخه‌ای دیگر از دستگاه تبلیغاتی کرده‌اند.استرومر- گالی Stromer-Galley (2000) یافتند که به عنوان نمونه، مدیران انتخاباتی واقعا در پی ارتباط مخاطره انگیز و مشکل آفرین نبودند .آنها از اینترنت فقط به عنوان وسیله‌ای برای اطلاع رسانی و تجارت استفاده می‌کردند.
تکنولوژی‌هایی برای آزادی ؟
عنوان این بخش از عنوان یک کار بدیع متعلق به اتهیل دوسلاپول(1983) گرفته شده است که تحسین گر ابزار ارتباطی الکترونیک بود زیرا آنها از آنچه او تحمیل غیر قانونی سانسور و قانون بر بخش رادیو و تلویزیون می نامید،راه گریزی ارائه می دادند. عصر جدیدی که در حال ظهور است می‌تواند آزادی را که رسانه های چاپی و حمل کنندگان عمومی (تلفن،پست وکابل) از آن برخوردار بودند، به تمام رسانه های همگانی بدهد.پخش از طریق کابل،خط تلفن،موجهای جدید رادیو و ماهوارها به وجود آمدن مقرراتی را که ناشی از کم بودن رسانه ها بود را از بین برده است.علاوه بر این،” همگرایی گونه های” ارتباط به شکل فزاینده ای نظارت یک گونه رسانه و رها کردن دیگران را غیر ممکن ساخته است.
آزادی که ادعا می شود یکی از ویژگی های رسانه های نوین( به ویژه اینترنت) است،با آن آزادی که پول مدعی بود دقیقا یکی نیست.پول می خواست الزاما آزادی بازار و ” آزادی منفی” ( بدون دخالت دولت” مربوط به اولین لایحه ایالات متحده را به رسانه ها تعمیم دهد.تصویر آزادی در کنار اینترنت بیشتر مربوط به ظرفیت بالای آن وفقدان ساختار، سازماندهی و مدیریت است که در سالهای اولیه بروز از ویژگی های آن بود. سالهایی‌که میدان برای همه باز بوده و دسترسی کاملا آزاد برای تمام مراجعین امکان پذیر بوده و نیز مربوط به کاربری زیاد که موسسات علمی و سایر موسسات عمومی آن را حمایت می کنند.کاستلز(2001) می نویسد که ” نوع ارتباطی که در اینترنت توسعه می یابد،به آزادی بیان در تمام شکل هایش مربوط می‌شود. اینترنت منبع آزاد و باز است.این نگاه با اهداف بنیانگذاران اینترنت هماهنگ است.اگرچه این سیستم با انگیزه های نظامی و استراتژیک ایجاد شد اما مورد استفاده عموم قرار گرفت و انگیزه های بعدی گسترش ان اقتصادی و در جهت منافع مخابرات بود.
این سیستم یک مقاومت درونی در برابر هر تلاشی برای نظارت و هدایت داشته و ظاهرا توسط فرد به خصوصی اداره نمی شد و تحت مالکیت کسی نبود.نظارت بر محتوای این سیستم و کاربرانش آسان نیست حتی جاییکه پای دستگاه قضایی وسط باشد.از این جهت، بسیاری از ویژگی هایش با ویژگی های رسانه هایی مانند نامه و تلفن مشترک است. در مقابل دیدگاه پول درباره آزادی و در تضاد با آزمایش های اولیه با متن ویدئویی، برای اتصال دو طرف ارتباط آبونمانی پرداخت نمی شود.به نسبت اغلب رسانه های دیگر،اینترنت رایگان( آزاد) و بدون قید باقی مانده است.در عین حال تمایلات واضحی پس از گسترش موقعیت و کاربرد آن برای محدود کردن آزادیش وجود داشته است. ( به عنوان نمونه در لایحه ارتباط 1996 آمریکا و بعد لایحه وطن پرستی در سال2001).درحالیکه اینترنت بیشتر شبیه یک رسانه جمعی شده است که نفوذ زیادی دارد و پتانسیل بالایی برای رسیدن به بخش مهمی از بازار مصرف را داراست،خطرات بیشتری شکل مقررات و مدیریت آن را تهدید می کند. آنطور که لسیگ Lessig می‌گوید، ساختار فضای مجازی ساختن مقررات برای آن را دشوار می سازد. زیرا آنچه را می خواهید محدودش‌کنید هر جایی از شبکه ممکن است واقع شود(1999).اینترنت هر روز بیشتر به واسطه‌ای برای تجارت (فروش کالا در کنار خدمات اطلاعاتی) تبدیل می‌شود بنابراین امنیت مالی باید مورد توجه قرار گیرد و در عین حال باید به یک تجارت بزرگ بدل گردد. هم لینک Hemelink اشاره می کند که اگرچه هیچ کس مالک شبکه نیست و هیچ اداره و قانونگذار مرکزی وجود ندارد،” اما ممکن است بعضی از بازیگران صحنه صنعت تمام وسایل و راههای فنی برای دسترسی و استفاده از شبکه را صاحب شوند”. او پیش بینی می کند آینده‌ای نزدیک در راه است که اداره و دسترسی به فضای مجازی در اختیار چند نگهبان خواهد بود… و گروهی کوچک از رهبران بازار را نظارت می کنند.(2000)
در حالیکه اینترنت به خانه های بیشتری با خانواده‌های معمولی به جای ادارات و دانشگاه‌ها نفوذ می‌کند،تقاضای برای به کارگیری معیار “شایسته” بودن و ابزار قدرت شدن نیز افزایش یافته است.در مورد رسانه های پیشین، هنگامی که ادعای تاثیر شگرف اجتماعی مطرح می شود تقاضای نظارت گسترش می یابد و موانع عملی نظارت چندان فتح نشدنی نیستند.هر روز تعداد بیشتری ادعای پاسخ قانونی بر علیه رسانه‌های همگانی مطرح می‌شود.(مثل ملک قانونی،تهمت و افترا،حریم خصوصی). هرج و مرج ظاهری بسیاری از شرکتهای ارائة خدمات و سازمان دهندگان محتوا باعث ایجاد وضعیت بازار ساختارمندتر می‌گردد. فشار بر ارائه دهندگان اعمال می‌گردد تا مسئولیت بیشتری در قبال خدماتشان بر عهده گیرند، حتی اگر نظارت اتفاقی باشد. مدیریت هم باید شفاف تر و با کفایت تر باشد.
وسیله‌ای جدید برای نظارت؟
پلیس و مراکز اطلاعاتی نیاز به نظارت را بیشتر مد نظر قرار می دهند به ویژه در رابطه با جرم های بالقوه برون مرزی.پورنوگرافی مربوط به کودکان،تروریسم،آلودگی و انحطاط خانواده و بسیاری از جرم های جدید مجازی.وضعیت موجود پس از اعلام جنگ بر علیه تروریسم در سال 2001 دست دولت ها و مسئولین را برای اعمال محدودیت بر اینترنت مانند بسیاری از دیگر حوزه ها باز گذاشته است(فوئرستال Foerstal ،2001؛بارمن Barman 2004).به طور کلی گرایش های ذکر شده باعث اصلاح شدید تصویر باز و آشوب زده اینترنت شده است.اگرچه این فقط ممکن است آغاز فرایند” طبیعی شدن” باشد که در مورد رسانه‌های دیگر قبلا به نمایش در آمده است. برای سنجش خیلی زود است و وضعیت به نظر مغشوش می رسد اما آنقدر زود نیست که بگوییم دیگر آزادترین ابزار ارتباطی هم نمی تواند از اعمال ” قوانین” گوناگون زندگی اجتماعی رها شود.این قوانین شامل خود ارتباطات (که مشترکین را در قید دوسویه و انتظاراتی دو طرفه به هم می پیوندد)و به ویژه قوانین اقتصادی و فشار اجتماعی می شوند.
تصاویر فرجام نگرتر نشان می دهند که برای نظارت اجتماعی از طریق وسایل الکترونیک استعدادی وجود داردکه آنچه را در عصر صنعت وجود داشت ( به جز جایی که قدرت نامعقول اعمال می‌شده است) پس سر می‌گذارد. بر اساس الگوی” مثبت” تبادل اطلاعاتِ کامپیوتری شده،که در بالا ذکر شد ،نظارت و پی گیری تبادل اطلاعات و برخورد بین افراد بیشتر می‌شود.جانسن Janson در مورد توان جدیدی که برای نفوذ به حریم خصوصی منزل و روابط بین افرادوجود داردنوشته است: هنگامی که سیم ها وصل می‌شوند، دوربین مداربسته گردون به صورت خودکار به کار می افتد (اشاره به الگوی زندان جرمی بنتهامJeremy bentham) فقط مقداری نظارت از سوی برج دیدبانی لازم است.(1988)
رینگولد (1994) نوشته است: ” شبکه جهانی می تواند یک قفس بزرگ نامرئی باشد.اجتماعات مجازی توهمی دور از واقعیت از پیشرفت تکنولوژی وبه عنوان پناهگاهی برای فرار از ویران شدن جوامع انسانی هستند”.این تصاویرارائه شده از آینده بر مبنای امکانات واقعی بیان شده اند. به هر حال این تصورات در تمام جهان مشترک نیستند وهنوز شناخته نشده‌اند. گرین Green این ترس ها را از لحاظ تکنولوژیک یک طرفه و پیش داورانه می داند. او به توان رسانه‌های نوین برای معکوس کردن نظارت اشاره‌ می‌کند و از توان آنها برای بیان انگیزه های دموکراتیک از طریق دسترسی به مراکز قدرت سخن می‌گوید.
هنوز ازآنچه که معنای ” آزادی” در اینترنت است ، درکی ظریف وجود ندارد (چالابی Chalaby ،2001).رهایی از نظارت شدن و ” حق حریم خصوصی” انواع متفاوتی از آزادی هستند که ناشناس بودن را حمایت می کنند نه همگانی بودن را.اینها و انواع دیگر آزادی اهمیت دارند اما کاربردها و استعداد اینترنت متنوع تر از آن است که در تمام زمینه ها مدعی آزادی باشد. آزادی بیان که در رسانه های دیگر وجود دارد به خاطر حقوق دیگران و به خاطر نیازهای جامعه و واقعیت فشار اجــــــتماعی محدودیت‌هایی را می پذیرند.پذیرفتن اینکه اینتر نت آن نوع از آزادی را تجربه کند که در سایر گونه‌های رسانه ای محدود شده است ( به دلایل پذیرفته شده قانونی)خود غیر واقعی به نظر می رسد.
در اغلب سنجش های هوشمندانة توسعه تکنولوژی ارتباطات ، این بدبینی ها هستند که متقاعد کننده تر از خوش‌بینی ها به نظر می‌آیند به ویژه در رد امکان یک پاسخ ثابت. در تاریخچه تفسیری بنیگر Beniger ( 1986) آمده است نوع آوری‌ها و ابداعات ارتباطات از اوایل قرن نوزدهم درون یک الگو یا طرح قرار می‌گیرند؛ نه از آن سو که افزاینده آزادی بیان باشند بلکه از آن جهت که به افزایش امکانات مدیریتی و نظارتی منجر می شوند.او از عبارت ” انقلاب نظارت” استفاده می‌کند تا انقلاب ارتباطات را توصیف‌کند. نیازهای تجاری، صنعت، نظام اداری،کمک زیادی به ایجاد توسعه و تعیین چگونگی به کارگیری ابداعات کرده‌اند.
تاریخ نویس دیگری دربارة ابداعات و مخابراتی (وینستون Winston 1986) تشخیص داد که جدیدترین تکنولوژی ها،استعداد خلاقیت و ابداع دارند. اما عملی شدن این به دو عامل وابسته است. یکی اجرای “نیاز اجتماعی غیر مترقبه” که سطح و شکل توسعة ابداعات و نوآوری ها را مشخص می کند و دومی “قانون نگهداشت استعداد بنیادی” که مانند ترمزی در برابر نوآوریها عمل می‌کند تا وضعیت کنونی اجتماعی و فردی را حفظ کند. درکل او موافق نظریه های “فرهنگی” است تا تکنولوژیک.کری Carey (1998) موقعیت مشابهی را در برابر “رسانه های نوین” اتخاذ می کند و بحث می کند که ” جهانی سازی” اینترنت و ارتباطات کامپیوتری همه توسط تاریخ دست کم گرفته شده اند. تعیین نهایی این شکل ها بر عهده سیاست است
همسان گر یا جدا کننده نوین؟
سخنان قانع‌کننده‌ای پیرامون رسانه های نوین وجود داردکه اغلب ادعاهایی را دربارة اینکه رسانه های الکتریکی به ساختن جامعه ای آزاد تر و همرا با تساوی کمک کرده اند، مطرح ساخته‌اند.امتیاز بزرگ دسترسی آسان برا ی تمام کسانی که حرفی برای گفتن دارند،وجود دارد. آن هم بی واسطة منافع قدرتمندی که رسانه های چاپی و کانالهای پخش برنامه را کنترل می کنند. برای حضور در صفحة شبکه های جهانی نیاز به ثروت و قدرت نیست.استعداد رسانه های نوین برای کنار گذاشتن کانالهای نهادمند حاضر، به نظر شانس بسیاری از افراد را افزایش می دهد و وابستگی شان را به منابع انحصاری گوناگون اطلاعات کاهش می دهد. اگر تمام خانه‌ها به این تکنولوژی دسترسی داشته باشند دسترسی جهانی به محصولات فرهنگی و اطلاعاتی در یک “شهر الکترونیک ” امکان پذیر خواهد بود. سیاست هایی که مارا به گسترش آزاد راه‌های الکترونیک به درون خانه ها ،کتابخانه ها،مدرسه‌ها ومحل‌های کار تشویق می‌کنند و این را به عنوان برنامه‌ای رهایی بخش برای دست یابی به پیشرفت اقتصادی می بینند.(ماتلار Mattelart ،2003).
منتقدین در برابراین دیدگاه سکوت نکردند . رویه اقتصادی سیاسی تقریبا دلیلی نمی بیند که دیدگاه جهانی به سوی تداوم بهره برداری از آزاد راه های الکترونیک برای تبدیل شدن به یک شرکت بزرگ الکترونیک و مخابراتی تغییر پیدا کند ( ساسمن Sussman 1997 ، مک چسنی McChesney 2000،واسکو Wasko 2004). رسانه های نوین از نظر طبقه بندی اجتماعی، مالکیت و دسترسی با رسانه های قدیمی تفاوتی ندارند.طبقه مرفه همیشه تکنولوژی را در اختیار می گیرد .و آن را ارتقا می دهد.آنها همیشه جلوتر از فقرا و به شکلی متمایز دارای قدرت هستند . در هر صورت پیشرفت می‌کنند، فاصله های اطلاعاتی و اجتماعی به جای کم شدن بیشتر می شوند و “طبقه محروم اطلاعاتی” در کنار طـــبقه محروم اجتماعی ظهور می کند. از ” جداسازی دیجیتالی ” به عنوان جانشین ” شکاف اطلاعاتی” یاد می شود، شکافی که روزی به عنوان نتیجه ظهور تلویزیون از آن یاد شده بود ( نوریس Norris ،2000؛ کاستلز Castells ،2001؛ هارگیتای 2004، Hargittai).شرایط تاریخی در تاثیر بخشی رسانه های جدید موثر بوده اند.نه فقط در جهانی در حال توسعه بلکه در کشورهای کمونیستی چون روسیه( رانتاننRantanen،2001 ؛ وارتانوا Vartanova ،2002).
در رابطه با جنسیت هم بحث های متضادی وجود داشته است. علیرغم امتیاز کلی زنها در پرداختن به کارهای مرتبط با کامپیوتر، ادعاهایی بر این اساس که کامپیوتر گرایش های مردانه را در برمی‌گیرد وجود داشته است.برخی از نظریه پردازان فمینیسم ( مانندآنگ Ang و هرمز Hermes 1991) هر گونه ادعایی را مبنی بر تفاوت اساسی میان زن و مرد در مورد احساس راحتی کار با کامپیوتر را مردود می دانند.در هر صوت، تورکل Turkel (1988) می گوید که مشکل این نیست که کامپیوتر گرایش مردانه دارد بلکه این است که ” کامپیوتر به جهت اجتماعی به مانند یک مرد ساخته شده است”.چنین صحبتی درباره اینترنت هم مطرح شده است. وان زونن Van Zoonen (2002) به طرح بحث هایی پرداخته که درآن اینترنت به شکل متنوعی بیشتر زن یا بیشتر مرد یا حتی آنطور که ” زن سالارهای مجازی” نامیده‌‌اند قابل تلفیق برای تعاریف جدید جنسیتی تلقی می شود. تحقیق وی نشان می دهد که هم جنسیت و هم تکنولوژی به عنوان مفاهیم، چند بعدی تر از آن هستند که بتوان یک سنجش واحد را برای آنها در نظر گرفت. تا آنجا که به استفاده از اینترنت مربوط می‌شود،عدم توازن اولیه زنان برای کاربری کامپیوتر به هم خورده حتی اگر برخی تفاوت ها باقی مانده باشد( سینگ singh،2001 رنی و بل Rainie and Bell ،2004).
حقیقت این است که شبکه ها و حلقه ها و ارتباطات میان کاربران تکنولوژی های جدید که بر پایه ارتباط از راه دور و کامپیوترهستند، حد ومرزهای ملی‌ را آنگونه که رسانه های قدیمی در نظر داشتند دنبال نمی کنند. بنابراین به کارگیری مدل محیط محور ارتباط جمعی که سطوح مختلف وابستگی را درمناطق و کشورهای کوچک تر و فقیر تر در چند ” تولید اولیه” اخبار و سرگرمی منعکس می‌کند، چندان مناسب به نظر نمی رسد. در اختیار داشتن تکنولوژی مناسب درهایی را به سوی فرصتهای جدید برای اطلاعات و ارتباطات چند سویه بدون توجه به ” سطح توسعه” و محل زندگی فرد باز می کند .برخی از فاصله ها و موانع توسعه قابل چشم پوشی هستند.
در عین حال، عدم توازن شدید در ظرفیت ارتباط هنوز وجود دارد و استثنائات فقط برای یک اقلیت کوچک و برای اهداف خاص قابل کاربرد است.تحقیقی اساسی برای نشان دادن نوع و سطح عدم توازن جهانی صورت نگرفته است.اما دلالت‌ها و اطلاعات زیادی وجود دارد که ” محتوای” اطلاعاتی که از طریق این تکنولوژی نوین به دست می‌آید،و نسبت مشارکت در ارجاع و تبادل اطلاعات شدیدا به طرف ملتها و مناطق “برخوردار” ( به ویژه قسمتهای انگلوساکسون) متمایل است.هزینه های تکنولوژی و استفاده از آن هنوز هم به نفع همان بهره‌مندان دارای امتیاز است. سرمایه‌گذاری در زیر ساختها و سیستم های مدیریتی نیز همین طور است.هرچه رسانه های نوین ازنظر اقتصادی جذاب تر شوند، این ماجرا بیشتر برجسته می شود.
در روزهای نخستین حضور رسانه‌های جمعی این اعتقاد وجود داشت که قدرت و فراگیر رادیو و تلویزیون می‌توانست به پرکردن فاصله‌های موجود در توسعه اجتماعی و اقتصادی کمک کند.واقعیت اما چیز دیگری بود و رسانه های جمعی حداقل در شکل برون مرزی بیشتر برای برای فرهنگ ها و جوامعی که به آن تعلق داشتند کار می‌کردند. برای بهره مندان فرضی این رسانه ها در جهان سوم، هنوز همان تمایل تلقی کردن تکنولوژی به عنوان یک تغییر دهنده وجود دارد( ویزبورد،1998).علیرغم اینکه “کاربران” و گیرندگان رسانه های نوین خیلی بیشتر می توانند ادعا کنند که به رسانه ها دسترسی دارند و بر ابزار سرکوب گر فرهنگی تسلط یافته اند به سختی می توان تغییری در اوضاع مشاهده کرد.آنگونه که تکنولوژی های ارتباطی‌نوین توسعه یافته‌اند، ظاهراً در سوی منافع غربی و قالب‌های فرهنگی آنهاست که شامل فرد گرایی و آزادی های فردی آنها می‌شود. امکانات تعامل فراوان شبکه جهانی اینترنت بر روی خرابه های قالب‌های قدیمی تر و ریشه دارتر ساخته شده است.

نتیجه
سیری درون نظریة رسانه‌های نوین، علیرغم درک نیاز به بازبینی این نظریه، به نوعی بی نتیجه هم بوده است. بااین‌وجود ارتباط‌همگانی به‌ اندازة گذشته ادامه دارد. ارزش‌های اساسی آزادی،دمکراسی،کار،حقوق بشر و حتی اخلاق ارتباطات در شروع قرن بیست ویکم بیشتر از اینکه اینکه سقوط کرده باشد، احیا شده است. حتی مشکلات قدیمی که این ارزشها در برابر آنها قرار دارندهنوز وجود دارند.مشکلاتی مانند جنگ،بی عدالتی،عدم تساوی،جرم و نیازمندی. سوال اصلی که در این فصل پرسیده شده بود این بود که آیا ایده‌ها و چهارچوبهایی که ایجاد شدند تا سوالاتی را دربارة ارتباطات جمعی پیش بکشند و پاسخ دهند،هنوز هم قابل استفاده هستند یا نه.
به دلایلی چند پاسخ منفی است. روند قطعی که در اینجا وجود دارد،گرایش به سمت ” جمع زدایی” از رسانه های قدیمی است که کثرت کانالها برای انتقال پیام به” مخاطب توده وار” را از میان می برد و آن را با مخاطبین بی شمار و”ویژه” جایگزین می کند.رسانه های نوین به ویژه اینترنت ایده ” روزنامه شخصی” تبدیل به یک امکان واقع گرایانه کرده اند که در آن محتوا بر اساس علاقه و سلیقه شخصی جمع آوری می شود. هر‌چه این اتفاق بیشتر رخ دهد چه بسا به رادیو و تلویزیون نیز سرایت کند.رسانه های جمعی کمتر می توانند پایه ای مشترک برای دانش و دیدگاهها به وجود آورند و یا اینکه عامل “پیوستگی جامعه” باشند.این موضوع برای طرح بزرگ جامعه‌ای که از نظر اجتماعی و دمکراتیک معتدل باشد یک‌ کمبود به حساب می‌آید.(سان استین 2001 Sunstein). برخی شواهد در اخبار اینترنتی گرایش به سمت بومی شدن را نشان می دهند.اما استعداد جهانی سازی نیز در حال رشد است.درهمین حال شواهد در دست جمع آوری می گوید که حداقل در مورد اخبار،نیاز به موثق بودن اخبار مشهود است و اعتمادی که برخی منابع خبری یا گویندگان خبر در رسانه های مرسوم به دست آورده‌اند را نمی شود از بین برد و یا جایگزین کرد.این مسئله در مورد سیاست یا برای سیاستمداران تقریباً به همان دلایل وجود ندارد.
این که دیگرهیچ ” رسانة نهادینه ” ای وجود ندارد بلکه فقط چند عنصر هستند که کنار هم قرار گرفته اند قابل بحث است. نیروهای جدید مشغول به کار و همچنین گرایش های جدیدی وجود دارند که شاید نتوان آنها را با فرمول و مفاهیم آشنا تسخیر کرد.در عین حال نقش های ابتدایی و بنیادی رسانه ها در زندگی شخصی و عمومی هنوز پا بر جاست. رسانه های نوین به تدریج عنوان رسانه های جمعی پذیرفته می‌شوند آن هم به دلیل اینکه کارکرد های آنها بسیاری از کارکردهای رسانه های قدیمی را نشان می دهد.به ویژه هنگامی که مالکانشان، آنها را به عنوان وسایل تبلیغاتی تجاری و “بستری” برای محتواهایی مثل موسیقی و فیلم تلقی می‌کنند. آنگونه که وبستر و لین Webstre and Lin (2002) می گویند،برخی قواعد شگفت انگیز در در رفتار استفاده از شبکه وب وجود داردکه با بسیاری از الگوهای آشنای رسانه های توده‌ای مطابقت دارد.مثل تمرکز عده‌ای زیاد بر تعداد کمی پایگاه.
بر اساس تما م شواهدی که ازین دیدگاه حمایت نمی کنند که تکنولوژی جدید تاثیر قوی و تعیین کننده چه کوتاه مدت چه در یک دوره متوسط در تغییرات دارد،این تکنولوژی در حال ایجاد انفجار در آزادی یا ( هنوز) در حال از بین بردن آزادی کنونی ارتباطات نیست.در عین حال، قسمت‌‌هایی مستعد برای تغییر و نیازمند به نظارت وجود دارند.
در اینجا چهار عرصه می تواند مورد توجه قرار گیرد.یکی ترسیم دوباره محدودیت‌ها و مرزهای اجنماعی( فرهنگی) است که از شبکه های ارتباطات میان فردی تشکیل شده است.دیگری انتقال بالقوه ارتباطات سیاسی ( حقیقتاً سیاسی) است که در گسترده ترین شکل صورت می گیرد و ابزار خطابه‌ای قدیمی از عهده آن بر نمی آید. سوم کاهش حوزة عمومی، هرچند تعیین مقدارش دشوار است، به عنوان پیامد توسعة ارتباطات و فرایند”اطلاعاتی کردن” و همچنین تجزیه الگوهایی که روزی فرهنگی عمومی بودند. در نهایت،موضوع سیرکاسته شدن آزادی برای رسانه های نوین مطرح است.

به نقل از: http://www.anthropology.ir/node/1319

درباره‌ی سعید شاه حسینی

2 نظر

  1. سلام
    جناب اقای شاه حسینی
    از ترجمه عالی و ارزنده تان بسیار سپاسگزارم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*