خانه / اسلایدر / خورشید، باغ و پنجره The Sun, the Garden and the Window

خورشید، باغ و پنجره The Sun, the Garden and the Window

خورشید، باغ و پنجره. مستتند. 27 دقیقه
مستندی شاعرانه درباره ی اسطوره و انگور، روستای هزاوه ی اراک، میراث فرهنگی و اسطوره ها و آسمان و زمین. درباره ی خورشیدی که همین جاست.

       .The Sun, the Garden and the Window.  Documentary. 2014. 20min

Poetic documentary about Legends and Grapes, Hezave village, Arak City, Cultural Heritage, the Heaven and the earth. about the Sun which is right here

 

 

انتشار توسط 8 تم

درباره‌ی سعید شاه حسینی

10 نظر

  1. درود بر شما استاد شاه حسینی. من الان مستند را دیدم. سالها بود که چیزی از تلویزیون ایران من را به وجد نیاورده بود.. واقعا لذت بردم و البته در قسمتی که بازیگر و البته محقق میفرماید بگم؟! ریشه ی مستند خودش رو نشون میده سپاس بیکران از نکته سنجی ودقت شما

    • سعید شاه حسینی

      درود بر شما. خوشحالم که فیلم وقت شما را تلف نکرده است و از این که تبادل نظر می کنید سپاسگزارم. پاینده باشید

    • درود بر شما استاد بزرگوارم ….مثل همیشه پر بار و دوست داشتنی
      سبز باشید

  2. فاطمه ظهیری

    سلام استاد شاه حسینی بزرگوار. خسته نباشید .از دیدن مستند جذاب و پر از تصویر و موسیقی شما لذت بردم . باعث افتخار است وجود نازنین شما در شهر اراک.

  3. مهسا کارخانه

    مستند جذابی بود….موسیقی زیبایی داشت..

    • سعید شاه حسینی

      درود بر شما. قرارمان این بود که تحلیل کنیم و از توصیفات کلی و احساسی پرهیز داشته باشیم

  4. سلام. چقدر خوش حس و خوش انرژی بود این مستند . پر از موسیقی دلنشین اصیل و پر از قاب های سحرانگیز از یک روستای ناشناخته! و نوستالژی نوار کاست و خودکار و چسباندن نوار در رفته و…
    دلم یه دونه پیرهن دورچین گلگلی خواست. کاش دوباره این پیرهنا مد بشه 🙂

  5. فوق العاده بود دکتر
    مستندی نزدیک و آشنا با فضای زندگی ما ولی دور با حس و حال ما. حالا معنی حرف شما رو سر کلاس درک کردم : اگر زاویه دید ما مثل بقیه ادم ها باشد هیچوقت عکاس خوبی نمیشویم.زاویه دید …چه واژه پر مفهومی
    گاهی همه چیز انقدر نزدیک است که ما آنها را نمیبینیم،شخصا این محیط با من غریبه نیست اما تا به حال در تاکستان نخوابیدم، داستان هایش نشنیدم،لطافتش را حس نکردم…
    تا به حال برای من انقدر زیبا و لطیف این فضا ترسیم نشده بود
    به خودم وعده دادم یک بار در تاکستان بخوابم با همان حس و حال کودک بی دغدغه که انگور میخورد اما من فکر کنم به افسانه ها ،به آناهیتا و فرزندش مهر،به نوح ،به مسیح…

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

20 + هفت =