آخرین خبرها

چشم اندازی در مه

  سالها پیش جشنواره فجر جایی برای نمایش آثار بزرگ هم داشت. بعدش هم سینما عصر جدید تهران آنها را پخش می کرد. روزگاری بود که هنوز  به همت تلاش‌های متولیان فرهنگی و شاید هم سرقفلی داران فرهنگی کشور نمایش فیلم‌های خارجی به بهانه‌ی گذاشتن چوب زیر بغل سینمای داخل، ممنوع نشده بود. آن روزها یادم هست فیلم چشم انداز ... بیشتر بخوانید »

چرا مجموعه های تلویزیونی قدیمی در یاد ما مانده اند. آیا به این خاطر که از فیلم و تصویر لبریز نبودیم؟ احتمالا همینطور است. وقتی تلویزیون یک شبکه داشت و بعدها دو تا و در این دو شبکه در هر هفته فقط یک یا دو سریال تلویزیونی بود و یک فیلم سینمایی خب دیگر بین شبکه ها گم نمی شدیم. ... بیشتر بخوانید »

کنسرتو پیانو 23 موتسارت

کنسرتو پیانو 23 موتسارت هرچه فکر می کنم برای اولین بار این قطعه‌ی موتسارت را کجا شنیدم به یادم نمی‌آید. زمان ما سی دی هنوز جدی وارد خانه ها نشده و در دسترس اقشار پایین هم نبود. فکر کنم سال 1374 بود. یا یک سال قبل‌تر. کلاس موسیقی فیلم ما در دانشکده سینما تئاتر با بابک بیات برگزار می‌شد. استاد ... بیشتر بخوانید »

محمد رضا رحمانی

محمد رضا رحمانی را از سال 1381 می شناسم. زمانی که برای همکاری در ساخت فیلم کوتاه گاری شکسته از او دعوت کردم. از شهاب رضویان هم سپاسگزارم که این آشنایی را باعث شد. درست اوایل آشنایی ما بود که دو کتاب به من هدیه داد. نخست «بانوی اردیبهشت» بود و دیگری «دانستن این همه سکوت». دو مجموعه شعر که ... بیشتر بخوانید »

کنسرتو ویولون از باخ

  همیشه گفته ام آدم‌هایی هستند که بر ذهن ما و مسیر زندگی ما تاثیر می‌گذارند بی آن که خود بدانند. داریوش مهرجویی در فیلم “هامون” به هر قصد و دلیلی که داشت قطعه ای از یکی از کنسرتو یولن‌های باخ را برای تم اصلی فیلم و عنوان بندی آغازین استفاده کرد. زمانی که هامون را دیدم از فیلم خوشم ... بیشتر بخوانید »

برگی از تاریخ سینمای ایران- استان مرکزی

سعید رجبی فروتن را از سال های 1368 از انجمن سینمای جوانان اراک به خاطر داریم. انسان پر تلاشی که طاقت ماندن در فضای اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی اراک آن زمان را نداشت. از اراک رفت ولی همیشه با هنرمندانی که او را می دیدند آشنا ماند. این نوشته حاصل قلم اوست که به پاس خاطراتی که از ... بیشتر بخوانید »

2001: یک ادیسه ی فضایی

یکی از آرزوهایم دیدن این فیلم بود. چرا؟ چون وقتی نوجوان بودم برنامه‌ای از تلویزیون پخش می‌شد به نام آن روی سکه. اکبر عالمی. این برنامه موضوعش جلوه‌های ویژه در سینما بود. کاری که او به خوبی آن را می‌شناخت. او بعدها کتاب تمهیدات سینمایی را با همین موضوع نوشت. من که نه ویدئو داشتم و نه امکان رفتن به ... بیشتر بخوانید »

انجمن شاعران مرده

پیتر ویر را دوست دارم. انجمن شاعرانه مرده اش را بیش از همه ی کارهایش. معلمی به مدرسه ای می‌آید و دنیای خشک و بی روح دانش آموزان را عوض می‌کند. او به آنها آزادی را می‌فهماند و غنیمت شمردن عمر را. هیچ وقت بازی رابین ویلیامز برایم تا این مقدار به یاددماندنی نبوده است. معلم باید برود. باید اخراج ... بیشتر بخوانید »